
آیا می توانم جای این بزرگمرد را پر کنم؟/ فردی مرگ آگاه بود
علیرضا قزوه درمراسم نکوداشت زنده یاد امیرحسین فردی گفت: برای من این سوال دشواری است که آیا می توانم جای او را پر کنم؟
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، مراسم نکوداشت زنده یاد امیرحسین فردی نویسنده انقلاب با عنوان "آشیانه در دل" امروز 28 خرداد ماه از ساعت 14:30 در تالار سوره حوزه هنری با حضور محسن مومنی شریف، محمد حمزه زاده، محمد رضا سرشار، احمد شاکری، رضا اسماعیلی، ناصر فیض، حسین پارسائی، سعید کشن فلاح، یوسفعلی میرشکاک، علیرضا قزوه، مرتضی گودرزی دیباج، علی داوودی، حجت الاسلام دعایی، کمال شفیعی، ناصر ضرابی، حامد عسگری، علیرضا لبش، رحمت امینی، حسن دولت آبادی، عباسعلی براتی پور، اسماعیل امینی، عزت الله الوندی، جلال سمیعی، سوسن طاقدیس، علی الله سلیمی، رضا امیر خانی، حسین اسرافیلی، مصطفی آجرلو، پیروز ارجمند و ... برگزار شد.
در ابتدای این مراسم علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری گفت: از من خواستند که خیر مقدم بگویم، پرسیدم چرا و در پاسخ گفتند به دلیل اینکه صندلی ای که خالی شد برای بزرگمردی است که رفته و الان تو نشسته ای.
وی با اشاره به اینکه آیا قادر به این هستم که بتوانم جای این بزرگمرد را پر کنم؟ گفت: برای من این سوال دشواری است که آیا می توانم جای او را پر کنم و یا یکی از وظایفی که در اینجا داشت را انجام دهم. حالا صندلی او هست، جانماز هست، اتاق هست و آن فضا هست و همه اینها برای من علامت سوال است.
قزوه به زمانی که کتاب امیر حسین فردی را تورق می کرد اشاره و خاطر نشان کرد: در جایی از کتاب فکر کردم که امیر حسین فردی در فرانسه است و در این کتاب ظهر عاشورا را تداعی کرد که نمی توانست عزاداری کند لذا تماس گرفته بود به خانواده خود در تهران تا صدای عزاداری ها را بشنود. دیدم دو بیت شعر از من در کتاب آورده است و من خیلی خوشحال شدم که در آن صفحه شعری از من آمد و اینکه فردی به یادم بود این مطلب را با آقای مومنی مطرح کردم و ایشان گفت فردی هرگز از کشور به دلیل بیماری مادرشان خارج نشده بود و آن یادداشتی بود که از یکی از بزرگان در کتاب آورده بود.
مدیر مرکز آفرینش های ادبی ادامه داد: شاعران زیادی داریم که به مرگ زیاد فکر کرده اند. بالاترین حد و اندازه شناخت با مرگ، مرگ آگاهی است .مرگ آگاهی را در رفتار و شعر بسیاری از شاعران دیده ایم. سید حسن حسینی قبل از مرگ خود گفته بود که دم در بیمارستان شهید می شوم و همین اتفاق افتاد.
وی با بیان اینکه فردی نیز مرگ آگاه بود تصریح کرد: مرگ آگاهی بالاترین حد آگاهی در زندگی و مرگ است.
امیدوارم دیگر زمین نخورم و بتوانم خودم را گرم کنم
قزوه به تعریف خاطره ای از خود و امیر حسین فردی پرداخت و گفت: روزی قبل از بازی فوتبال فردی به من گفت خودت را گرم کن بعد شروع به بازی کن اما من اینکار را نکردم و در حین بازی زمین خوردم و حالم بد شد. فردی نگران من بود. امیدوارم دیگر زمین نخورم و بتوانم خودم را گرم کنم تا راه آن بزرگوار را ادامه دهم.
وی افزود: در مسابقه ای آدم های زیادی شرکت کرده بودند اما تنها بچه ای توانست مسابقه را ببرد. از او پرسیدم راز بردن تو چیست؟ گفت: خانه ما پای تپه ای قرار دارد و مدرسه ام دو تپه آن طرف تر است.هیچ ماشینی هم برای رفت و آمد نیست لذا برای رسیدن به مدرسه تمام عمر دویدم.
قزوه با بیان اینکه امیر حسین فردی شصت سال دوید تصریح کرد: امیر حسین فردی همیشه دغدغه رسیدن داشت و رسید.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir