کرمان
← همه اخبار

ادب و هنر در خاستگاه کریمان
۲ تیر ۱۳۹۳کد خبر: 142621۱
نگاهی به مفاخر ادبی استان کرمان به بهانه برگزاری دوازدهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره
پیش بینی در خصوص برگزاری دوازدهمین جشنواره شعر و
داستان جوان سوره که اکنون و پس از دوازده دوره، حیاتی بالغانه را تجربه
می کند، چندان دشوار به نظر نمی رسد. این جشنواره که از حیث سابقه یکی از
قدیمی ترین جشنواره های حوزه هنری است، بنا به رسم و سنت چندین ساله اش در
مراسم افتتاحیه از مفاخر ادبی استان میزبان طی مراسمی تقدیر به عمل می
آورد.
از سوی دیگر، انتخاب مشاهیر معاصر از استان کرمان کار آسانی نیست؛ استانی که به لحاظ ادبی خاستگاه بسیاری از ادیبان و شاعران نام آوری است که نه تنها این منطقه بلکه جامعه ادبی سراسر کشور از وجود آنها به خود می بالد و از منبع اندیشه و خردشان تغذیه می کند.
در جشنواره شعر و داستان جوان سوره، یکشنبه اول تیرماه 1393 و در مراسم افتتاحیه، محمدعلی علومی، افسانه شعبان نژاد و محمد شریفی نعمت آباد، به عنوان نمایندگانی از جامعه ادبی کرمان مورد تجلیل قرار گرفتند. اما این همه ماجرا نیست؛ زیرا تجلیل از جمع کثیری از ادبا و شاعران که در هر دوره تاثیرات قابل توجهی بر حوزه ادب و فرهنگ کشورمان داشته اند در قالب یک جشنواره امکان پذیر نیست.
بدین ترتیب، همین مساله بهانه ای شد تا در این مطلب به نام آوران ادبی کرمان -که در تاریخ ماندگار شده اند و در بسیاری موارد صادرکننده ادب این سرزمین به فراتر از مرزهای کشورمان بوده اند- بپردازیم.
محمدابراهیم باستانی پاریزی
اولین کتاب باستانی پاریزی «پیغمبر دزدان» نام دارد که شرح نامههای
طنزگونهٔ شیخ محمدحسن زیدآبادی است و برای اولین بار در سال ۱۳۲۴ در کرمان
چاپ شدهاست. این کتاب تا کنون به چاپ شانزدهم رسیدهاست. وی بیش از شصت
عنوان کتاب تألیف و یا ترجمه کردهاست. کتابهای باستانی پاریزی برخی شامل
مجموعهٔ برگزیدهای از مقالات وی هستند که به صورت کتاب جمعآوری شدهاند و
برخی از ابتدا به عنوان کتاب نوشته شدهاند.
از میان نوشتههای او، هفت کتاب با عنوان «سبعهٔ ثمانیه» متمایز است که همگی در نام خود عدد هفت را دارند، مانند «خاتون هفت قلعه» و «آسیای هفت سنگ». بعداً ًکتاب هشتمی با عنوان «هشتالهفت» به این مجموعهٔ هفتتایی اضافه شدهاست.
این نویسنده، پژوهشگر و شاعر ارزشمند 5 فروردین ۱۳۹۳ در سن 89 سالگی در تهران به تاریخ پیوست تا این بهار با خاطرهای تلخ گره بخورد.
هوشنگ مرادی کرمانی
اما اولین جایزه نویسندگیاش به خاطر «بچههای قالیباف خانه» بود که در سال
۱۳۵۹ جایزه نقدی شورای کتاب کودک و جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن در
سال ۱۹۸۶ را به او اختصاص داد. این داستان سرگذشت کودکانی را بیان میکند
که به خاطر وضع نابسامان زندگی خانواده مجبور بودند در سنین کودکی به
قالیباف خانهها بروند و در بدترین شرایط به کار بپردازند. در مورد نوشتن
این داستان میگوید: «برای نوشتن این داستان ماهها به کرمان رفتم و در
کنار بافندگان قالی نشستم تا احساس آنها را به خوبی درک کنم». درک و لمس
آنچه که مینویسد از خصوصیات نویسندگی کرمانی است که در تمام داستانهای او
میتوان احساس کرد. میتوان گفت مرادی با تمام وجود مینویسد.
آثار او به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است؛ اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصههای مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.
مرادی کرمانی با نگارش کتاب قصه های مجید و بعدتر تصویر شدن این کتاب در مجموعه ای سینمایی با همین نام پیوندی عمیق با دوران کودکی بسیاری از ما دارد.
طاهره صفار زاده
MFAدرجه مستقلی است که به نویسندگان و هنرمندانی که داوطلب تدریس
در دانشگاه باشند اعطا میشود و نویسندگان به جای محفوظات و تاریخ ادبیات
به آموختن نقد بهصورت تئوری و عملی و انجام پروژههای ادبی متنوع مطالعات
وسیع درباره آثار نویسندگان و شاعران میپردازند. دوره آن یک سال بیش از
فوقلیسانس است و استخدام دارنده این مدرک در دانشگاههای آمریکا با پایه
دکتری انجام میپذیرد.
طاهره صفار زاده پایهگذار آموزش ترجمه بهعنوان یک علم و برگزارکننده نخستین «نقد عملی ترجمه» در دانشگاههای ایران محسوب میشود. اگرچه سابقه برگردان آثار ادبی و مذهبی به 200 سال قبل از میلاد مسیح میرسد، اما تا اوایل سالهای 1960، ترجمه، حرفهای ذوقی و غیر آکادمیک به شمار میرفت و تدریس آن به برنامههای آموزشی دانشگاههای مغرب زمین راه نیافته بود. دانشگاه آیوا بنا به درخواست شاعران و نویسندگان «کارگاه نویسندگی»، اولین مرکزی بود که به گنجاندن این درس در برنامه آموزشی رشتههای زبان و ادبیات اقدام ورزید.
صفار زاده حدود 3 سال بعد در کنار نویسندگان دانشجو به بهرهمندیهایی از این آموزش جدید دست یافت. در کلاس به سبب تنوع زبانهای خارجی در بین شرکتکنندگان، بررسی متون ترجمه شده، در سطح صحّت و بلاغت زبان انگلیسی، فارغ از مقایسه با متن اصلی از سوی استاد انگلیسیزبان انجام میشد که در عین حال امری اجتنابناپذیر بود. امّا صفار زاده از ابتدای تدریس خود در ایران متدی مبنی بر شناخت و تطابق مفهومی، دستوری و ساختاری دو زبان مبدأ و مقصد ابداع کرد و این شیوه پیشنهادی در درسی که سابقهی تدریس قانونمند نداشت نزد بسیاری از همکاران وی الگو قرار گرفت.
طاهره صفار زاده در زمینه شعر و شاعری نیز به دلیل مطالعات و تحقیقات ادبی به معرفی زبان و سبک جدیدی از شعر با عنوان شعر «طنین» توفیق یافت که در آغاز بسیار بحثبرانگیز شد زیرا شعر مقاومت و طنز سیاسی، حکومتپسند نبود. سرانجام در سال 55 به اتهام نوشتن شعر مقاومت دینی از دانشگاه اخراج و برای دومین بار به خانهنشینی و فراغت اجباری رفت.
وی در زمان خانهنشینی، تماموقت خود را وقف خواندن تفاسیر و مطالعات قرآنی کرد. کتاب «سفر پنجم» او که دربرگیرنده اشعار مقاومت با مضامین دینی است در سال 56 در دو ماه به سه چاپ با شمارگان سی هزار رسید. در آغاز نهضت اسلامی، به کمک نویسندگان سرشناس و متعهّد مسلمان به تأسیس مرکزی به نام «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» اقدام کرد.
در مدت مسئولیت او حدود 300 هنرجو در رشتههای سینما، عکاسی، تئاتر، نقاشی، گرافیک، شعر و داستان، در آن مرکز پرورش یافتند که بعداً از دستاندکاران و مسئولان فرهنگی و هنری انقلاب شد.
طاهره صفار زاده در سال 1371 از سوی وزارت علوم و آموزش عالی، استاد نمونه اعلام شد و در سال 80 پس از انتشار ترجمه قرآن کریم به افتخار «خادم القرآن» نائل آمد. وی در کتاب «ترجمهی مفاهیم بنیادی قرآن مجید» به کشف یکی از کاستیهای مهم ترجمههای فارسی و انگلیسی - یعنی عدم ایجاد ارتباط نامهای خداوند (اسماءُ الحسنی) با آیات قرآن - دست یافته است که این تشخیص میتواند سرآغاز تحولی در ترجمه کلام الهی به زبانهای مختلف باشد. ضمن برنامهریزی زبانهای خارجی، به پیشنهاد او درسی با عنوان «بررسی ترجمههای متون اسلامی» در برنامه گنجانده شد و تدریس این واحد درسی موجب توجه این استاد ترجمه به اشکال های معادلیابی ترجمههای فارسی و انگلیسی قرآن مجید گردید. این برخورد علمی او را برانگیخت که به خدمت ترجمه قرآن به دو زبان انگلیسی و فارسی همّت گمارد. قرآن حکیم حاصل 27 سال مطالعه قرآن مجید، آموختن زبان عربی و تحقیق و یادداشتبرداری از تفاسیر و منابع قرآنی است که از رجوع به کلام الهی برای کاربرد در شعر شروع شد و با ترجمه آن به دو زبان پایان گرفت. شرح این توفیق در مقدمه کتاب «ترجمهی مفاهیم بنیادی قرآن مجید» و نیز دو مقدمه فارسی و انگلیسی «قرآن حکیم» آمده است.
وی در ماه مارس 2006 همزمان با بر پائی روز جهانی زن از سوی سازمان نویسندگان آسیا و افریقا بهعنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان برگزیده شد.
آثار او عبارتند از: پیوندهای تلخ، رهگذر مهتاب، چتر سرخ، طنین دلتا5، سد و بازوان، سفر پنجم، مردان منحنی، ترجمه قرآن با عنوان «قرآن حکیم» ترجمههاى متعددى از قرآن به زبان فارسى و انگلیسى وجوددارد که هر کدام داراى ویژگیهاى ادبى و پژوهشى خاصى هستند.
احمدرضا احمدی زاده
آشنایی عمیق او با شعر و ادبیات کهن ایران و شعر نیما دستمایهای شد تا
حرکتی کاملاً متفاوت را در شعر معاصر آغاز و پیریزی کند. از بیست سالگی به
طور جدی به سرودن شعر پرداخت. وی نخستین مجموعه شعرش را با عنوان طرح در
سال ۱۳۴۰ منتشر کرد که توجه بسیاری از شاعران و منتقدان دهه ۴۰ را جلب کرد.
وی همچنین آثاری در ادبیات کودک و نوجوان دارد. در سال ۱۳۷۸ سومین جایزه
شعر خبرنگاران با مراسمی متفاوت و خصوصی در خانه احمدرضا احمدی برگزار شد.
همان سال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در مراسم بزرگداشت احمدرضا
احمدی، تندیس مداد پرنده را به او اهدا کرد. در سال ۱۳۸۵ احمدی بهعنوان
شاعر برگزیده، پنجمین دوره اهدای جایزه شعر بیژن جلالی انتخاب شد و در سال
۱۳۸۸ نامزد دریافت جایزه هانس کریستین اندرسن شد.
● فواد کرمانی (۱۳۱۷-۱۲۲۷ هـ . ش(
آقا فتح الله قدسی کرمانی متخلص به فواد از ارزنده ترین شاعران ولایی کرمان است. وی عارفی ربانی و شاعری آسمانی بود. شرح حال اجمالی خود را از ۷ تا۶۰ سالگی در قالب مثنوی جمع آورده است. آرامگاهش در ۳ کیلومتری شهر کرمان در دامنه کوه سید حسین واقع است. اثر مشهور او «شمع جمع» نام دارد که در آن مصائب اهل بیت عصمت و طهارت را به گونه ای عاشقانه و عارفانه به نظم کشیده است.
● اطهری کرمانی (۱۳۷۷-۱۳۰۵ هـ . ش)
علی اطهری فرزند احمد به سال ۱۳۰۵ هـ . ش در کرمان به دنیا آمد. اشعار وی نخستین بار در روزنامه های کرمان خصوصا روزنامه روح القدس چاپ شد و مورد توجه قرار گرفت. اشعارش شور و سوزی خاص دارد. یکی از شعرهای شور انگیز و زیبای او غزلی است با این مطلع:
رفتی، ولی کجا که دل به جا گرفته ای
دل جای توست گر چه دل از ما گرفته ای
● ناظر زاده کرمانی - احمد (۱۳۵۵-۱۲۹۶هـ.ش)
دکتر احمد ناظرزاده کرمانی فرزند محمد ناظر ایران بوده است. ارزشمند ترین تالیفات وی تحقیقی است درباره عمادالدین فقیه که به وسیله مرکز کرمان شناسی و مؤسسه سروش به چاپ رسیده است.
دو مجموعه از اشعار وی به همت فرزندش انتشار یافته و آرامگاه وی در ابن بابویه واقع است.
● همایون کرمانی (۱۳۵۸- ۱۲۹۰ هـ.ش)
محمد تجربه کار متخلص به همایون از غزل سرایان مکتب عراقی است که به شیوه حافظ تمایل دارد. غزل های او جانمایه عرفانی اخلاقی دارند. او سال های جوانی و شکل گیری فکری خود را در همگامی با فواد کرمانی گذراند و هنوز سومین دهه عمرش به پایان نرسیده بود که به عنوان غزل سرایی توانا از دیار خواجو و به عنوان خواجوی دوم مطرح شد.
دیوان همایون کرمانی به وسیله مرکز کرمان شناسی در سال ۱۳۷۶ هـ . ش منتشر شده است.
● مجد الاسلام (۱۳۴۲ - ۱۲۸۸هـ . ق)
روزنامه نگار سیاستمدار، نویسنده، شاعر و چهره سرشناس علم و ادب کرمان به سال ۱۲۸۸ هـ . ق در کرمان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خاندانقلی بیگ به پایان رساند. در سال ۱۳۲۳ به دلیل حمایت از علمای متحصن در شاه عبدالعظیم به اتفاق ۲ نفر از همفکران خود به کلات تبعید شد و پس از آزادی به نگارش روزنامه های «محاکمات»، «کشکول»، «ندای وطن» و «الجمال» همت گماشت. اقدام های او در بیداری مردم و صدور فرمان مشروطیت موجب حبس او در باغ شاه از سوی محمدعلی میرزا شد. همچنین در تمامی انواع شعر نیز دست داشت. آثار به جا مانده از او بدین قرارند: کتاب شهر خاموشان، تاریخ انقلاب و دیوان شعر مجدالاسلام.
● مشتاق علیشاه « میرزا محمد تربتی» (وفات: ۱۲۰۶ هـ . ق)
نامش میرزا محمد تربتی و به مشتاق علیشاه ملقب بود. او از چهره های سرشناس عرفان و شعر ادب و هنر به شمار می رود . مدفن او در میدان مشتاقیه زیارتگاه اهل عرفان است. سیم مشتاق سیم چهارم ۳ تار از یادگارهای اوست.
● حیاتی (بی بی جان) (اواخر قرن دوازدهم - اوایل قرن سیزدهم هـ .ق)
این بانوی عارف اواخر قرن ۱۲ هجری در شهر بم قدم به عالم هستی گذاشت. دیوان حیاتی مشتمل بر انواع شعر از غزل و رباعی و قصیده و ترجیع بند و ترکیب بند است. اشعارش چاشنی عرفان و اخلاق دارد. او در نیمه نخست قرن سیزدهم درگذشت و آرامگاهش در حوالی مشتاقیه کرمان واقع است.
● شیخ اوحدالدین کرمانی (قرن هفتم)
اوحدالدین حامد بن ابی الفخر از عارفان و سرایندگان بنام است. وی در سفرهایی به حجاز و عراق و شام، با مشایخ بزرگ صوفیه از جمله شیخ رکن الدین سجاسی دیدار کرده است.
ازشیخ اوحد الدین مجموعه ای به یادگار مانده به نام « دیوان رباعیات» که به کوشش احمد محبوب و با مقدمه استاد باستانی پاریزی چاپ شده است.
تخلص وی «اوحد» است و اوحدی مراغه ای که مرید مکتبی وی بوده تخلص خود را به تیمن از همین نام گرفته است. اوحد الدین کرمانی که با شمس تبریزی هم دیدار داشته در بغداد به مقام شیخ الشیوخی رسیده و سرانجام در همان شهر چشم از جهان بسته و همانجا در قبرستان « شونیزیه» آرمیده است.
● لاله خاتون (صفوه الدین) (نیمه دوم قرن هفتم هجری)
لاله خاتون از چهره های نادر تاریخ و از زنان با حشمت و عفیف و پاکدامن و مقتدر به شمار می رود، که زمانی حکومت کرمان را در دولت قراختائیان کرمان در دهه آخر قرن هفتم هجری عهده دار بود. او ضمن پرداختن به امور سیاسی، در شعر و ادب نیز دستی قوی داشت. آرامگاهش در محله قبه سبزکرمان قرار داشته است.
● خواجوی کرمانی (۷۵۳-۶۸۹ هـ . ق)
کمال الدین ابوالعطا محمود علی بن محمود، شاعر، عارف و نویسنده توانای قرن هشتم هجری و چهره توانای ادب پارسی در ذیحجه سال ۶۸۹ هـ..ق دیده به جهان گشود. هنوز عماد فقیه و جلال عضد در کرمان و یزد شهرتی نداشتند که آوازه شاعری شیرین سخن در ایران و بیشتر شهرهای عراق پیچید. خواجه را ارادتی خاص به خواجو بود و بسیاری از غزل های خود را با الهام از سروده های خواجو به نظم کشیده است.
● عماد فقیه کرمانی (عارف و شاعر بزرگ قرن هشتم) (۷۷۳ ـ ۶۹۰ هـ . ق)
خواجه عماد الدین علی فقیه، مشهور به عماد کرمانی، از غزلسرایان نامی ایران و هم عصر با خواجوی کرمانی بود. غزل او نیز همچون غزل خواجو به سبک عرفا و حلقه ارتباط زبان سعدی به زبان حافظ است.
ازاین سراینده نام آور به جز دیوان اشعار که در سال۱۳۴۸ ش به کوشش رکن الدین همایون فرخ چاپ شده ۵ مثنوی نیز به نام ۵ گنج به یادگار مانده که محتوایی عرفانی دارد، این اثر هم به کوشش استاد همایون فرخ به چاپ رسیده است.
● شاه نعمت الله ولی (۸۳۴ -۷۳۱ هـ . ق)
شاه نورالدین سید نعمت الله بن سید عبدالله بن محمد، معاصر با امیر تیمور گورکانی بوده و مدتی در کوهبنان و کرمان سکونت داشته و علاوه بر مقام عرفان در شعر و ادب نیز از پایگاه والایی برخوردار بوده است. دیوان شاه نعمت الله شامل قصیده، غزل، مثنوی و رباعی است. او نه فقط در ایران صاحب شهرت و دارای پایگاه مردمی بوده بلکه در هندوستان نیز مریدان بسیاری داشت؛ از آن جمله می توان بهمن شاه دکنی را نام برد که نخستین سنگ بنای آرامگاه او با هزینه همین پادشاه هندی گذاشته شد. آرامگاهش در ماهان (۳۰ کیلومتری جنوب شرق کرمان) است.
علاوه بر بزرگان فوق مشاهیری چون دکترمیرزاعلی اکبر نفیسی(ناظم الاطباء(،استاد روح الله خالقی، میرزا رضای کرمانی، بهمنیار کرمانی و نام آوران سترگ دیگری بویژه در دوره معاصر و در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی و علمی در این دیار رشد و نمو یافته اند که در این مختصر به آنها اشاره نشد.
از سوی دیگر، انتخاب مشاهیر معاصر از استان کرمان کار آسانی نیست؛ استانی که به لحاظ ادبی خاستگاه بسیاری از ادیبان و شاعران نام آوری است که نه تنها این منطقه بلکه جامعه ادبی سراسر کشور از وجود آنها به خود می بالد و از منبع اندیشه و خردشان تغذیه می کند.
در جشنواره شعر و داستان جوان سوره، یکشنبه اول تیرماه 1393 و در مراسم افتتاحیه، محمدعلی علومی، افسانه شعبان نژاد و محمد شریفی نعمت آباد، به عنوان نمایندگانی از جامعه ادبی کرمان مورد تجلیل قرار گرفتند. اما این همه ماجرا نیست؛ زیرا تجلیل از جمع کثیری از ادبا و شاعران که در هر دوره تاثیرات قابل توجهی بر حوزه ادب و فرهنگ کشورمان داشته اند در قالب یک جشنواره امکان پذیر نیست.
بدین ترتیب، همین مساله بهانه ای شد تا در این مطلب به نام آوران ادبی کرمان -که در تاریخ ماندگار شده اند و در بسیاری موارد صادرکننده ادب این سرزمین به فراتر از مرزهای کشورمان بوده اند- بپردازیم.
محمدابراهیم باستانی پاریزی
|
زنده یاد محمدابراهیم باستانی پاریزی مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقیپژوه و استاد بازنشسته دانشگاه تهران است. وی در سوم دیماه ۱۳۰۴ هـ.ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری، در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشته تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. باستانی پاریزی دوره دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارائه پایاننامهای درباره «ابن اثیر» دانشنامه دکترای خود را دریافت کرد.وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تماموقت این دانشگاه بوده و رابطه تنگاتنگی با آن داشتهاست.استاد باستانی پاریزی در مرداد ماه سال ۱۳۸۷ حکم بازنشستگی خود را، به صورتی غیرمترقبه و همزمان با بازنشستگی ۲۱ استاد دیگر دانشگاه تهران دریافت کرد. |
|
از میان نوشتههای او، هفت کتاب با عنوان «سبعهٔ ثمانیه» متمایز است که همگی در نام خود عدد هفت را دارند، مانند «خاتون هفت قلعه» و «آسیای هفت سنگ». بعداً ًکتاب هشتمی با عنوان «هشتالهفت» به این مجموعهٔ هفتتایی اضافه شدهاست.
این نویسنده، پژوهشگر و شاعر ارزشمند 5 فروردین ۱۳۹۳ در سن 89 سالگی در تهران به تاریخ پیوست تا این بهار با خاطرهای تلخ گره بخورد.
هوشنگ مرادی کرمانی
|
هوشنگ مرادی کرمانی، در سال 1323 در روستای سیرچ از
توابع بخش شهداد استان کرمان متولد شد. دوره دبیرستان را در یکی از
دبیرستانهای شهرستان کرمان گذراند و سپس وارد دانشگاه شد. وی پس از مهاجرت
به تهران دوره دانشکده هنرهای دراماتیک را در این شهر گذراند و در همین
مدت در رشته ترجمه زبان انگلیسی نیز لیسانس گرفت. از سال ۱۳۳۹ در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان نویسندگی را آغاز کرد، و در سال ۱۳۴۷ با چاپ داستان در مطبوعات فعالیت مطبوعاتیاش را گسترش داد. اولین داستان وی به نام «کوچه ما خوشبختها» در مجله خوشه (به سردبیری ادبی شاملو) منتشر شد که حال و هوای طنزآلود داشت. در سال ۱۳۵۰ اولین کتاب داستان وی «معصومه» حاوی چند قصه متفاوت و کتاب دیگری به نام «من غزال ترسیدهای هستم» به چاپ رسیدند. در سال ۱۳۵۳ داستان «قصههای مجید» را خلق میکند، داستان پسر نوجوانی که همراه با «بیبی» پیر زن مهربان، زندگی میکند. همین قصهها، جایزه مخصوص «کتاب برگزیده سال۱۳۶۴» را نصیب وی ساخت |
|
آثار او به زبانهای آلمانی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، هلندی، عربی، ارمنی و هندی ترجمه شده است؛ اما اولین اثری که از او به زبان انگلیسی ترجمه شده بود داستان «سماور» از «قصههای مجید» بود که برای یونیسف فرستاده شد.
مرادی کرمانی با نگارش کتاب قصه های مجید و بعدتر تصویر شدن این کتاب در مجموعه ای سینمایی با همین نام پیوندی عمیق با دوران کودکی بسیاری از ما دارد.
طاهره صفار زاده
|
طاهره صفارزاده (متولد 27
آبان 1315 در سیرجان و در گذشته 4 آبان ماه 1387 تهران) در خانوادهای
متوسط که پیشینهای عرفانی داشتند رشد کرد. زنده یاد صفار زاده اولین جایزه شعر را که یک جلد دیوان جامی بود در آخرین سال تحصیلات دبیرستانی اش به پیشنهاد محمدابراهیم باستانی پاریزی که آن زمان از دبیران دبیرستان بهمنیار بود، دریافت کرد. شهرت طاهره صفار زاده با شعر «کودک قرن» پدید آمد. مدتی بهعنوان مترجم متون فنی در شرکت نفت کار کرد و چون به دنبال یک سخنرانی در اردوی تابستانی فرزندان کارگران مجبور به ترک کار شد، برای ادامه تحصیل به انگلستان و سپس به آمریکا رفت. او در دانشگاه آیوا، هم در گروه نویسندگان بینالمللی پذیرفته شد و هم به کسب درجه MFA نائل آمد. |
|
طاهره صفار زاده پایهگذار آموزش ترجمه بهعنوان یک علم و برگزارکننده نخستین «نقد عملی ترجمه» در دانشگاههای ایران محسوب میشود. اگرچه سابقه برگردان آثار ادبی و مذهبی به 200 سال قبل از میلاد مسیح میرسد، اما تا اوایل سالهای 1960، ترجمه، حرفهای ذوقی و غیر آکادمیک به شمار میرفت و تدریس آن به برنامههای آموزشی دانشگاههای مغرب زمین راه نیافته بود. دانشگاه آیوا بنا به درخواست شاعران و نویسندگان «کارگاه نویسندگی»، اولین مرکزی بود که به گنجاندن این درس در برنامه آموزشی رشتههای زبان و ادبیات اقدام ورزید.
صفار زاده حدود 3 سال بعد در کنار نویسندگان دانشجو به بهرهمندیهایی از این آموزش جدید دست یافت. در کلاس به سبب تنوع زبانهای خارجی در بین شرکتکنندگان، بررسی متون ترجمه شده، در سطح صحّت و بلاغت زبان انگلیسی، فارغ از مقایسه با متن اصلی از سوی استاد انگلیسیزبان انجام میشد که در عین حال امری اجتنابناپذیر بود. امّا صفار زاده از ابتدای تدریس خود در ایران متدی مبنی بر شناخت و تطابق مفهومی، دستوری و ساختاری دو زبان مبدأ و مقصد ابداع کرد و این شیوه پیشنهادی در درسی که سابقهی تدریس قانونمند نداشت نزد بسیاری از همکاران وی الگو قرار گرفت.
طاهره صفار زاده در زمینه شعر و شاعری نیز به دلیل مطالعات و تحقیقات ادبی به معرفی زبان و سبک جدیدی از شعر با عنوان شعر «طنین» توفیق یافت که در آغاز بسیار بحثبرانگیز شد زیرا شعر مقاومت و طنز سیاسی، حکومتپسند نبود. سرانجام در سال 55 به اتهام نوشتن شعر مقاومت دینی از دانشگاه اخراج و برای دومین بار به خانهنشینی و فراغت اجباری رفت.
وی در زمان خانهنشینی، تماموقت خود را وقف خواندن تفاسیر و مطالعات قرآنی کرد. کتاب «سفر پنجم» او که دربرگیرنده اشعار مقاومت با مضامین دینی است در سال 56 در دو ماه به سه چاپ با شمارگان سی هزار رسید. در آغاز نهضت اسلامی، به کمک نویسندگان سرشناس و متعهّد مسلمان به تأسیس مرکزی به نام «کانون فرهنگی نهضت اسلامی» اقدام کرد.
در مدت مسئولیت او حدود 300 هنرجو در رشتههای سینما، عکاسی، تئاتر، نقاشی، گرافیک، شعر و داستان، در آن مرکز پرورش یافتند که بعداً از دستاندکاران و مسئولان فرهنگی و هنری انقلاب شد.
طاهره صفار زاده در سال 1371 از سوی وزارت علوم و آموزش عالی، استاد نمونه اعلام شد و در سال 80 پس از انتشار ترجمه قرآن کریم به افتخار «خادم القرآن» نائل آمد. وی در کتاب «ترجمهی مفاهیم بنیادی قرآن مجید» به کشف یکی از کاستیهای مهم ترجمههای فارسی و انگلیسی - یعنی عدم ایجاد ارتباط نامهای خداوند (اسماءُ الحسنی) با آیات قرآن - دست یافته است که این تشخیص میتواند سرآغاز تحولی در ترجمه کلام الهی به زبانهای مختلف باشد. ضمن برنامهریزی زبانهای خارجی، به پیشنهاد او درسی با عنوان «بررسی ترجمههای متون اسلامی» در برنامه گنجانده شد و تدریس این واحد درسی موجب توجه این استاد ترجمه به اشکال های معادلیابی ترجمههای فارسی و انگلیسی قرآن مجید گردید. این برخورد علمی او را برانگیخت که به خدمت ترجمه قرآن به دو زبان انگلیسی و فارسی همّت گمارد. قرآن حکیم حاصل 27 سال مطالعه قرآن مجید، آموختن زبان عربی و تحقیق و یادداشتبرداری از تفاسیر و منابع قرآنی است که از رجوع به کلام الهی برای کاربرد در شعر شروع شد و با ترجمه آن به دو زبان پایان گرفت. شرح این توفیق در مقدمه کتاب «ترجمهی مفاهیم بنیادی قرآن مجید» و نیز دو مقدمه فارسی و انگلیسی «قرآن حکیم» آمده است.
وی در ماه مارس 2006 همزمان با بر پائی روز جهانی زن از سوی سازمان نویسندگان آسیا و افریقا بهعنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان برگزیده شد.
آثار او عبارتند از: پیوندهای تلخ، رهگذر مهتاب، چتر سرخ، طنین دلتا5، سد و بازوان، سفر پنجم، مردان منحنی، ترجمه قرآن با عنوان «قرآن حکیم» ترجمههاى متعددى از قرآن به زبان فارسى و انگلیسى وجوددارد که هر کدام داراى ویژگیهاى ادبى و پژوهشى خاصى هستند.
احمدرضا احمدی زاده
| احمدرضا احمدی در ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ۳۰ اردیبهشتماه ۱۳۱۹ در کرمان
متولد شد. جد پدری وی ثقهالاسلام کرمانی، و جد مادریاش آقا شیخ محمود
کرمانی است. احمدی در سال ۱۳۴۳ به همراه نادر ابراهیمی، اسماعیل نوری علاء،
مهرداد صمدی، محمدعلی سپانلو، بهرام بیضایی، اکبر رادی، جعفر کوشآبادی،
مریم جزایری و جمیله دبیری گروه ادبی «طرفه» را با هدف دفاع از هنر موج نو
تأسیس کرد. انتشار دو شماره از مجله طرفه و تعدادی کتاب در زمینهٔ شعر و
داستان از فعالیتهای این گروه است. احمدی در مهرماه سال ۱۳۴۹ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول به کار شد. تا سال ۱۳۵۸ در سمت مدیر تولید موسیقی برای صفحه و نوار ماند و از سال ۱۳۵۸ تا زمان بازنشستگی یعنی سال ۱۳۷۳ در بخش انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به ویراستاری مشغول بود. تدوین ردیف موسیقی ایرانی، آوازهای محمدرضا شجریان، شعرخوانی و ضبط صدای شاعران مهم (با آثاری از نیما یوشیج، احمد شاملو، نادر نادرپور، فروغ فرخزاد، یدالله رویایی، نصرت رحمانی و...) از جمله فعالیتهای وی در کانون بوده است. |
![]() |
● فواد کرمانی (۱۳۱۷-۱۲۲۷ هـ . ش(
آقا فتح الله قدسی کرمانی متخلص به فواد از ارزنده ترین شاعران ولایی کرمان است. وی عارفی ربانی و شاعری آسمانی بود. شرح حال اجمالی خود را از ۷ تا۶۰ سالگی در قالب مثنوی جمع آورده است. آرامگاهش در ۳ کیلومتری شهر کرمان در دامنه کوه سید حسین واقع است. اثر مشهور او «شمع جمع» نام دارد که در آن مصائب اهل بیت عصمت و طهارت را به گونه ای عاشقانه و عارفانه به نظم کشیده است.
● اطهری کرمانی (۱۳۷۷-۱۳۰۵ هـ . ش)
علی اطهری فرزند احمد به سال ۱۳۰۵ هـ . ش در کرمان به دنیا آمد. اشعار وی نخستین بار در روزنامه های کرمان خصوصا روزنامه روح القدس چاپ شد و مورد توجه قرار گرفت. اشعارش شور و سوزی خاص دارد. یکی از شعرهای شور انگیز و زیبای او غزلی است با این مطلع:
رفتی، ولی کجا که دل به جا گرفته ای
دل جای توست گر چه دل از ما گرفته ای
● ناظر زاده کرمانی - احمد (۱۳۵۵-۱۲۹۶هـ.ش)
دکتر احمد ناظرزاده کرمانی فرزند محمد ناظر ایران بوده است. ارزشمند ترین تالیفات وی تحقیقی است درباره عمادالدین فقیه که به وسیله مرکز کرمان شناسی و مؤسسه سروش به چاپ رسیده است.
دو مجموعه از اشعار وی به همت فرزندش انتشار یافته و آرامگاه وی در ابن بابویه واقع است.
● همایون کرمانی (۱۳۵۸- ۱۲۹۰ هـ.ش)
محمد تجربه کار متخلص به همایون از غزل سرایان مکتب عراقی است که به شیوه حافظ تمایل دارد. غزل های او جانمایه عرفانی اخلاقی دارند. او سال های جوانی و شکل گیری فکری خود را در همگامی با فواد کرمانی گذراند و هنوز سومین دهه عمرش به پایان نرسیده بود که به عنوان غزل سرایی توانا از دیار خواجو و به عنوان خواجوی دوم مطرح شد.
دیوان همایون کرمانی به وسیله مرکز کرمان شناسی در سال ۱۳۷۶ هـ . ش منتشر شده است.
● مجد الاسلام (۱۳۴۲ - ۱۲۸۸هـ . ق)
روزنامه نگار سیاستمدار، نویسنده، شاعر و چهره سرشناس علم و ادب کرمان به سال ۱۲۸۸ هـ . ق در کرمان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه خاندانقلی بیگ به پایان رساند. در سال ۱۳۲۳ به دلیل حمایت از علمای متحصن در شاه عبدالعظیم به اتفاق ۲ نفر از همفکران خود به کلات تبعید شد و پس از آزادی به نگارش روزنامه های «محاکمات»، «کشکول»، «ندای وطن» و «الجمال» همت گماشت. اقدام های او در بیداری مردم و صدور فرمان مشروطیت موجب حبس او در باغ شاه از سوی محمدعلی میرزا شد. همچنین در تمامی انواع شعر نیز دست داشت. آثار به جا مانده از او بدین قرارند: کتاب شهر خاموشان، تاریخ انقلاب و دیوان شعر مجدالاسلام.
● مشتاق علیشاه « میرزا محمد تربتی» (وفات: ۱۲۰۶ هـ . ق)
نامش میرزا محمد تربتی و به مشتاق علیشاه ملقب بود. او از چهره های سرشناس عرفان و شعر ادب و هنر به شمار می رود . مدفن او در میدان مشتاقیه زیارتگاه اهل عرفان است. سیم مشتاق سیم چهارم ۳ تار از یادگارهای اوست.
● حیاتی (بی بی جان) (اواخر قرن دوازدهم - اوایل قرن سیزدهم هـ .ق)
این بانوی عارف اواخر قرن ۱۲ هجری در شهر بم قدم به عالم هستی گذاشت. دیوان حیاتی مشتمل بر انواع شعر از غزل و رباعی و قصیده و ترجیع بند و ترکیب بند است. اشعارش چاشنی عرفان و اخلاق دارد. او در نیمه نخست قرن سیزدهم درگذشت و آرامگاهش در حوالی مشتاقیه کرمان واقع است.
● شیخ اوحدالدین کرمانی (قرن هفتم)
اوحدالدین حامد بن ابی الفخر از عارفان و سرایندگان بنام است. وی در سفرهایی به حجاز و عراق و شام، با مشایخ بزرگ صوفیه از جمله شیخ رکن الدین سجاسی دیدار کرده است.
ازشیخ اوحد الدین مجموعه ای به یادگار مانده به نام « دیوان رباعیات» که به کوشش احمد محبوب و با مقدمه استاد باستانی پاریزی چاپ شده است.
تخلص وی «اوحد» است و اوحدی مراغه ای که مرید مکتبی وی بوده تخلص خود را به تیمن از همین نام گرفته است. اوحد الدین کرمانی که با شمس تبریزی هم دیدار داشته در بغداد به مقام شیخ الشیوخی رسیده و سرانجام در همان شهر چشم از جهان بسته و همانجا در قبرستان « شونیزیه» آرمیده است.
● لاله خاتون (صفوه الدین) (نیمه دوم قرن هفتم هجری)
لاله خاتون از چهره های نادر تاریخ و از زنان با حشمت و عفیف و پاکدامن و مقتدر به شمار می رود، که زمانی حکومت کرمان را در دولت قراختائیان کرمان در دهه آخر قرن هفتم هجری عهده دار بود. او ضمن پرداختن به امور سیاسی، در شعر و ادب نیز دستی قوی داشت. آرامگاهش در محله قبه سبزکرمان قرار داشته است.
● خواجوی کرمانی (۷۵۳-۶۸۹ هـ . ق)
کمال الدین ابوالعطا محمود علی بن محمود، شاعر، عارف و نویسنده توانای قرن هشتم هجری و چهره توانای ادب پارسی در ذیحجه سال ۶۸۹ هـ..ق دیده به جهان گشود. هنوز عماد فقیه و جلال عضد در کرمان و یزد شهرتی نداشتند که آوازه شاعری شیرین سخن در ایران و بیشتر شهرهای عراق پیچید. خواجه را ارادتی خاص به خواجو بود و بسیاری از غزل های خود را با الهام از سروده های خواجو به نظم کشیده است.
● عماد فقیه کرمانی (عارف و شاعر بزرگ قرن هشتم) (۷۷۳ ـ ۶۹۰ هـ . ق)
خواجه عماد الدین علی فقیه، مشهور به عماد کرمانی، از غزلسرایان نامی ایران و هم عصر با خواجوی کرمانی بود. غزل او نیز همچون غزل خواجو به سبک عرفا و حلقه ارتباط زبان سعدی به زبان حافظ است.
ازاین سراینده نام آور به جز دیوان اشعار که در سال۱۳۴۸ ش به کوشش رکن الدین همایون فرخ چاپ شده ۵ مثنوی نیز به نام ۵ گنج به یادگار مانده که محتوایی عرفانی دارد، این اثر هم به کوشش استاد همایون فرخ به چاپ رسیده است.
● شاه نعمت الله ولی (۸۳۴ -۷۳۱ هـ . ق)
شاه نورالدین سید نعمت الله بن سید عبدالله بن محمد، معاصر با امیر تیمور گورکانی بوده و مدتی در کوهبنان و کرمان سکونت داشته و علاوه بر مقام عرفان در شعر و ادب نیز از پایگاه والایی برخوردار بوده است. دیوان شاه نعمت الله شامل قصیده، غزل، مثنوی و رباعی است. او نه فقط در ایران صاحب شهرت و دارای پایگاه مردمی بوده بلکه در هندوستان نیز مریدان بسیاری داشت؛ از آن جمله می توان بهمن شاه دکنی را نام برد که نخستین سنگ بنای آرامگاه او با هزینه همین پادشاه هندی گذاشته شد. آرامگاهش در ماهان (۳۰ کیلومتری جنوب شرق کرمان) است.
علاوه بر بزرگان فوق مشاهیری چون دکترمیرزاعلی اکبر نفیسی(ناظم الاطباء(،استاد روح الله خالقی، میرزا رضای کرمانی، بهمنیار کرمانی و نام آوران سترگ دیگری بویژه در دوره معاصر و در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی و علمی در این دیار رشد و نمو یافته اند که در این مختصر به آنها اشاره نشد.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/XX2AQTS
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir
