کرمان
← همه اخبار
برای باز پس گرفتن غرور

برای باز پس گرفتن غرور

۱۴ مرداد ۱۳۹۲کد خبر: 142011۲

"زمانی برای بزرگ شدن" داستان بلندی است با محوریت دو جنگ؛ یکی جنگی که در پوسته بیرونی قصه و در جغرافیای متن از ابتدا تا انتها حضوری دائم دارد و دیگری جنگ درونی

"زمانی برای بزرگ شدن" داستان بلندی است با محوریت دو جنگ؛ یکی جنگی که در پوسته بیرونی قصه و در جغرافیای متن از ابتدا تا انتها حضوری دائم دارد و دیگری جنگ درونی در لایه های زیرین اثر برای بازپس گرفتن غرور. داستان به حضور یک جوان جنوب شهری در جبهه برای اعاده حیثیت از خانواده اش می پردازد؛ حیثیتی که پیوستن برادر بزرگترش به نیروهای منافقین و شرکت در بمب گذاری ها آن را لکه دار کرده است. مومنی زبانی پاکیزه و نثری روان و منسجم دارد و در داستانش از توصیف دقیق جزئیات و روابط آدم ها و فضای داستان لحظه ای غافل نمی شود. چراکه داستان او، داستانی مبتنی بر حادثه و اتفاق های بزرگ نیست، بلکه داستانی است که بر پایه روابط عادی میان آدم ها در جنگ پیش می رود و در مسیر خود به تحولی آرام و درونی در قهرمان اصلی منجر می شود. در این زمینه پرداخت ظریف و حساب شده عناصر و جزئیات داستان، کمرنگی فراز و فرودهای در قصه را جبران کرده و بار جذابیت داستان را به دوش کشیده است. شخصیت ها در داستان مومنی بدون اغراق و شعارزدگی تصور می شوند. آن ها آدم هایی چند بعدی اند که حضورشان در جبهه مانعی برای تصویر کردن وجوه مختلف شخصیتی مثل خشونت، خشم، ضعف و دیگر خصائل انسانیشان نیست.
پرویز شیشه گران درباره زمانی برای بزرگ شدن می گوید: در این داستان نویسنده درصدد آن نیست که بر حقایقی مشخص و از پیش تعیین شده تاکید ورزد و آن را در مقابل چشمان خواننده درشت نمایی کرده و تا آنجا پیش رود که چنین حقایقی به جملات و عبارات شعاری مبدل شود. بلکه او بدون دخالت مستقیم در  داستان، صرفا حوادثی را شرح می دهد که خود، قالب اصلی این حقایق را شکل می دهند. انتخاب زاویه دید اول شخص مفرد نیز به همین دلیل است. با چنین زاویه دیدی خواننده به راحتی با مکنونات ذهنی راوی آشنا می شود و واقعیت های مد نظر نویسنده به درستی به نمایش در می آید. مومنی در صدد است که روند رشد و تکامل "محمود" را در طول داستان با توجه به واقعیت ها دنبال کند. او به ترسیم حقایق حسی نوجوانی ساده دل می پردازد و نیم نگاهی به عالم تخیل بی قید و بند او نیز دارد. در همان ابتدا، هدف اصلی نویسنده که همان قرار دادن جوانان و یا نوجوانان در محیط بی رحم و خشن جنگ است مشخص می شود.
در صفحه 156 این کتاب می خوانیم: منصور با این مسخره بازی هایش همه را متوجه می کند. برای همین دیگر بقیه نامه را در دلم می خوانم. بابام گفته که من هنوز او را نشناخته ام وگرنه اگر بهش می فهماندم واقعا برای خدمت به جبهه می روم و به قول او نه برای هوا و هوس ، دیگر لازم نبود قایم باشک بازی در بیاورم و این طوری فرار کنم.
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/QSF3T56

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir