حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
تولید فیلم در استان آماتوری است

تولید فیلم در استان آماتوری است

۱۵ مرداد ۱۳۹۲کد خبر: 142029۲

گفتگو با محسن مجیدی فیلمساز و مدرس سینما و مسئول واحد هنرهای تصویری حوزه هنری کرمان

محسن مجیدی از جمله سینماگران کرمانی است که بیشتر حوزه‌های هنر سینما تجربیاتی داشته است.او کارشناس رشته‌ی سینما با گرایش کارگردانی از دانشکده‌ی سوره‌ی اصفهان است که پس از فارغ‌التحصیلی چند سالی را در همان اصفهان مانده و در همان شهر فعالیت خود را در عرصه‌ی تولید و موارد فنی مثل؛ تصویربرداری، صدابرداری، عکاسی و انیماتوری و ... شروع کرده و ادامه داده است، اما با برگشت به کرمان فعالیت خود را بیشتر در حوزه‌ی تدریس پی‌گرفته و ادامه می‌دهد. از او درباره‌ی وضعیت سینمای کرمان پرسیده‌ایم.

اگر ممکن است به اختصار خودتان را معرفی کنید و نام یکی دو مورد از کارهای تولیدی‌تان را بفرمایید؟

متولد کرمانم و این شهر را نه به خاطر زادگاهم بلکه به خاطر ظرفیت انبوه فرهنگی کشف نشده‌اش دوست دارم. از کودکی به هنر علاقه داشتم، اما به دلیل کمبود امکانات مثل همه‌ی بچه‌ها با قوه‌ی خلاقه‌ی خودمان به هنر می‌پرداختیم و نه تحت اصول و ابزار مناسب. مثلاً وقتی خواستم به مدرسه‌ی موسیقی بروم و فهمیدم که در شهر ما اصلاً چنین چیزی وجود ندارد کلی جاخوردم. اما آن را با ساختن سنتوری از تکه‌چوبی و سیم‌های ترمز موتورسیکلت پدرم فراموش کردم... تا اینکه با قبول‌شدن در رشته‌ی سینما به غایتی رسیدم وصف‌ناشدنی ... چند تا فیلم کار کردم مثل: کلاغ، مدرسه، خطر، سنگ‌ریزه‌ها و ...

از منظر خودتان آثاری که تولید کرده‌اید به چه قالب سینمایی نزدیک‌تر است؟

تجربه‌هایی که کرده‌ام بیشتر در حوزه‌ی سینمای داستانی است.

چرا این حوزه را انتخاب کردید و مثلا‌ً به طرف کار مستند نرفتید؟

داستان‌گویی از خصوصیات ذاتی سینما است. از بدو تولد سینما و در آثار کسانی چون «ملی‌یس، ادوین اس پورتر، گریفیث و...» سینما با داستان پا در جهان تخیلات انسانی نهاد. از این‌رو سینما را اساساً یک رسانه‌ی داستان‌گو می‌دانم، و معتقد هستم که سینما در شکل داستانی آن به تعریف خود نزدیک‌تر است تا مثلاً قالب مستند. این به آن معنا نیست که سینمای مستند ارزش و اعتبار کمتری دارد که در این صورت هنر کسانی چون «فلاهرتی، ژان‌روش، ورنر هرتزوک و...» را نادیده انگاشته‌ایم. در واقع سینما به عنوان یک هنر داستان‌گوی دراماتیک و قابل اجرا در سالنی منحصر به فرد، با خصوصیات خاص خودش، سینمای داستانی است. به همین دلیل و این که فعالیت خود را با تجربه‌های داستانی شروع کردم بیشتر متمایل به سینمای داستانی‌ام.

آیا رفتن به این سمت در سینما برای کسانی مثل شما که در کرمان زندگی می‌کنید و با مرکزیت سینمای کشور فاصله دارید، به دلیل دوری از امکانات تولید کار سختی نیست؟

اتفاقاً این مساله من را خیلی بیشتر متقاعد می‌کند تا به سینمای داستانی بپردازم چرا که در کشور ما و به ویژه در شهر و استان ما نیاز به یک نگاه تئوریک و علمی‌تر به سینما کاملاً مشهود است و این نگاه حرفه‌ای و اصولی در فیلم‌سازی داستانی اجرایی‌تر است تا در سینمای مستند. یعنی اگر به این قایل باشیم که سینمای ما نیاز به یک سامان‌دهی جدی و اصولی دارد بهتر است این تمرین سامان‌دهی را از طریق سینمای داستانی انجام دهیم چرا که در این قالب است که ما ملزم به در نظر گرفتن مدبرانه‌ی تمهیدات یا ملاحظات‌روایی، دراماتیک و بصری خواهیم بود در فضایی که خود ما آن را خلق می‌کنیم و فرصت کافی برای اندیشیدن و برنامه‌ریزی آن را داریم. در واقع کارگردان فیلم داستانی اغلب توجه بیشتری به این موارد دارد. اما در قالب مستند به دلیل شرایط مستند و ضبط یک واقعه‌ی حقیقی با شخصیت‌های حقیقی در برخی موارد ناچار باید از سر این تمهیدات گذشت در نتیجه فرصت مناسب برای پرداخت فیلم کمتر بوجود می‌آید از این رو مستندها اغلب سراغ میز مونتاژ می‌روند تا با تمهمیدات مونتاژی ساخت و پرداخت شوند... در واقع، به نوعی ساخت مستند از این منظر در بعضی موارد ساده‌تر است به اضافه اینکه در سینمای داستانی آماتور برگشت بودجه کمی سخت‌تر از سینمای آماتور مستند است و دلایل دیگر، دلایلی هستند که فیلم‌سازان ما را ترغیب می‌کند تا کمتر سراغ فیلم داستانی بروند... خلاصه اینکه به نظر بنده سینمای اصولی‌تر با توجه به شرایط تولید قالب‌های مختلف، در قالب فیلم داستانی دست یافتنی‌تر است. مشکل بنیادی‌تر در کرمان به نظر من همین عدم نگاه تئوریک و علمی به سینما است نه نبود امکانات تولید، امکانات را می‌توان به راحتی تهیه کرد، مساله‌ی مهم‌تر فکر، اندیشه و راه‌بری عنصر فیلم است که باید بیشتر روی آن کار شود. با این وجود در سالهای اخیر به دلیل نیاز به تولید آثار مستند و یا سفارش، چند کار مستند هم انجام داده‌ام به عنوان مثال مجموعه‌ی پیشینه‌ی عکاسی در کرمان که تجربه‌ی خوبی بود و یا مونتاژ آثار مستندی که از طرف دوستان کارگردان به بنده محول شده است.

‏نقش شما در تهیه‌ی مجموعه‌ی پیشینه‌ی عکاسی در کرمان چه بود؟

‏بنده کارگردان این مجموعه بودم و طی برنامه‌ریزی با تهیه‌کننده قرار شد از تاریخچه‌ی عکاسی شروع کنیم و با پرداختن به پیشکسوتان عکاسی کرمان تا عکاسان معاصر و عکاسان جنگ تحمیلی اهل کرمان، مجموعه را به پایان برسا‌نیم. پس از مطالعه و هماهنگی‌های لازم تصویر‌برداری را شروع کردیم و در نهایت با توجه به شرایط تولید این مجموعه مونتاژ آن را هم خودم انجام دادم.

ارزیابی کلی شما از وضعیت سینمای شهر ما در حال حاضر چیست؟

‏به نظر اینجانب، در حال حاضر در شهر ما سینما هنر مهجوری است به معنای واقعی کلمه. بیشتر از آن مهجوریتی که هنرهای دیگر دارند. دلایل آن هم روشن است.

‏دلایلش چیست؟

‏یکی از دلایل پرهزینه بودن این هنر است! این باعث می‌شود تا سازمانها کمتر تن به تهیه و عرضه‌ی این کالای فرهنگی بدهند یا خود فیلم‌سازان کمتر مصمم به تولید فیلم شوند! هر چند کمی غیر‌منطقی به نظر می‌رسد، اما هست.. اما راستش را بخواهید مساله‌ی اصلی این نیست. هر چند هنوز ته ذهن‌ها مساله‌ی هزینه وجود دارد! به نظر من مساله‌ی اصلی عدم وجود طرح و اجرای قابل قبول است. به عنوان مثال، در همین اوضاع نابسامان اگر فیلم‌نامه و یا کارگردانی خوبی ارایه شود حتماً کار دیده خواهد شد. دلیل آن از نظر من، نگاه آماتوری‌ای است که در استان ما به صنعت سینما می‌شود. یعنی ما هنوز سینما را به عنوان یک هنر دارای قاعده و اصول و راهبردهای فنی و علمی آن نمی‌خواهیم بپذیریم، در نتیجه ایده‌ها و تولیدات ما در راستای اهداف و همگام با جامعه و نیاز آن نخواهند بود و شکست خواهند خورد.

یعنی چه نمی‌خواهیم قاعده و اصول و راهبردهای فنی و علمی سینما را بپذیریم؟

‏ببینید؛ تفکر غالب این است که قرار نیست طرح شما روی کاغذ آورده شود و بسط پیدا کند، دوربین را برمی‌داریم، سرصحنه می‌رویم و فیلم ساخته خواهد شد! این یک واقعیت است که کم و بیش اتفاق می‌افتد. بدون اغراق باید بگویم در حقیقت تولید فیلم در استان ما به شکل آماتور انجام می‌شود و در این روند و در طول پروسه‌ی تولید هم ، نگاه اصولی و همه جانبه‌ای به اجزا تشکیل دهنده‌ی فیلم وجود ندارد. این یک نگاه سنتی فراگیر طبق آموزه‌های پیشن از صنعت فیلم است که امیدوارم در آینده‌ی نزدیک حل شود. یکی از دل‌خوشی‌های بنده هم به عنوان یک معلم هنر و سینما همین است که اگر راه را درست برویم در نهایت به آن دید اصولی و علمی سینماگری می‌رسیم و می‌توانیم خود را با نیازهای امروزی جامعه هم به لحاظ تکنولوژی و هم به لحاظ اندیشه هماهنگ کنیم که بی‌شک برای این مهم، همبستگی و هم‌رایی همه‌ی دوستان و دست‌اندرکاران سینما البته طی پروسه‌ی زمانی، مورد نیاز است.

‏ظاهراً این نگاه آسیب شناسانه‌ی شما بیشتر به حوزه‌ی مسوو‌لان امور فرهنگی برمی‌گردد چرا که ‏به هرحال در بین فعالان سینما در کرمان در حال حاضر گروهی هستند که این دید علمی و فنی به سینما را دارند؟ اینطور نیست؟

درست است و اتفاقاً به همین خاطر عامل دیگری که باعث مهجور بودن این هنر و عدم رشد طبیعی آن می‌شود، نبود یک تشکل سازمان یافته برای اداره‌ی این هنر- صنعت است: در واقع اگر از حمایت‌نکردن سازمان‌های مربوطه بگذریم، این تشکل بین خود سینما‌گران هم شکل درست و چهارچوب منسجمی ندارد. و اینجا است که مهجور‌بودن این هنر معنا می‌شود. اگر نگاهی بیندازیم، در سایر هنرهایی که بین ما مرسوم‌تر و مقبول‌تر هستند و پروبالی دارند، حداقل یک تشکل هر چند دست و پا شکسته وجود دارد و یا در حال شکل‌گیری است اما این اتفاق در مورد سینما هنوز واقع نشده است.

‏البته در گذشته تلاش‌هایی صورت گرفته اما به دلایل فراوان به نتیجه نرسیده است. هم‌اکنون هم دوستانی همت کرده‌اند و دست‌اندرکاران هم موافق این همبستگی هستند و اتفاقا‌تی هم افتاده است که امیدوارم هر چه زودتر به نتیجه برسد.

‏علاوه بر تحصیل و رواج دیدگاه علمی و فنی به سینما آیا عامل دیگری هست که بتواند تولیدات سینمایی استان را رونق بیشتری ببخشد؟

نکته‌ی دیگری که اگر در فرهنک کلی کشور و به تبع در فرهنگ کرمان ما جا باز کند می‌تواند به هنر و تولید آثار هنری کمک شایانی بکند، وجود تهیه‌کننده‌ی خصوصی و یا افزایش تهیه‌کنندگان خصوصی در عرصه‌ی فرهنگ و هنر بطور کلی و سینما به طور اخص است.

‏در تولید آثار هنری هنرمندان ما کمتر به سراغ تهیه‌کننده‌ی خصوصی می‌روند. در واقع بیشتر توجه به تهیه‌کنندگان دولتی است در صورتی که تشویق و ترغیب هنرمندان و تهیه‌کنندگان بخش خصوصی به عرضه‌ی آثار فرهنگی مطابق با معیارهای ما می‌تواند بخش عمده‌ای از مشکلات سر راه تولید آثار را مرتفع کند.

‏مخصوصاً در حوزه‌ی سینما که فراگیر‌تر است و همه‌ی افراد و مشاغل به نحوی می‌توانند از امکانات آن در جهت اهداف اقتصادی و تجاری خود استفاده کنند.

‏البته با در نظر گرفتن وسواس‌هایی که یک تهیه‌کننده‌ی خصوصی در محتوا و شکل اثری که قرار است برایش تولید شود به خرج می‌دهد و این بدون شک در تولید جدی‌تر آثار تصویری کمک خواهد کرد. ولی این مساله در فرهنگ ما کمتر مورد توجه واقع شده است در صورتی که در کشورهای دیگر که به نوعی در این زمینه‌ها پیشرفتی حاصل کرده‌اند از حمایت بخش خصوصی نهایت استفاده را به نفع دو طرف به عمل می‌آورند...

‏و اما حرف آخر؟

‏به هر تقدیر در سینمای ما نیاز به یک بازنگری هویدا است. بازنگری در نوع نگاه به صنعت فیلم، نحوه‌ی آموزش و اجرا، نحوه‌ی حمایت، شیوه‌های مدیریتی آن و تعامل سازنده بین مسو‌ولین و خود سینما‌گران. و در این راستا تلاش فرد فرد ما لازم است به امید برقراری این اتفاقات خجسته و محقق‌شدن مطالبات هنری هنرمندان و جامعه در سایه‌ی فرهنگ غنی ایرانی، اسلامی که بی‌تردید قابل ستایش خواهد بود.

منبع: نشریه استقامت

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/ZQPLHNB

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir