
تکیه
فارسی این واژه لنگر است و آن «جایی است که هر روز در آن جا به مردم طعام می دهند و لهذا خانقاه را هم لنگر می گویند» (برهان قاطع، بی تا، 1042). و اما خانگاه که معرب آن خانقاه است، نیز به معنای خانه ای است که درویشان و مشایخ در آن به سر برند و عبادت کنند (برهان قاطع، بی تا، 416).
|
فارسی این واژه لنگر است و آن «جایی است که هر روز در آن جا به مردم طعام می دهند و لهذا خانقاه را هم لنگر می گویند» (برهان قاطع، بی تا، 1042). و اما خانگاه که معرب آن خانقاه است، نیز به معنای خانه ای است که درویشان و مشایخ در آن به سر برند و عبادت کنند (برهان قاطع، بی تا، 416). واژه «تکیه» و به فارسی «لنگر» تا قبل از قرن هشتم به برخی از خانقاه ها و رباط های نزدیک یا بیرون شهرها (بخصوص لنگرها و خانقاه های قلندران و صوفیان شیعه) اطلاق می شده است (شهیدی، 1381، 159). خانقاه دارای بخش های تالار جماعت خانه، اتاق های متعدد برای سالکان و خادمان و مسافران، حجره ای برای پیر، چله خانه و آشپزخانه بوده است. مراسم عزاداری را نیز تا اوایل دوره ی صفویه در میدان ها و گورستان ها و صحن مساجد و محوطه ی جلو یا پیرامون امامزاده ها و محل تجمع دسته ها و گروه ها برگزار می کردند ... در اوایل دوره ی صفویه که تشیع و تصوف با هم درآمیخت، این مراسم بیشتر در بقاع مشایخ صوفیه و قدیسان و بزرگان عارف مسلک و یا کاروانسراهای صوفیه و قلندران شیعه بر پا می شد... به تدریج که جای ثابت و مناسبی لازم شد، مجالس را در همان بقاع و کاروانسراها با اندکی تغییر و تصرف در بنا ... یا در بناهای تازه ای که بر اساس طرح معماری خانقاه و کاروانسرا و میدان و یا ترکیبی از همه ی آنها ساختند، اجرا کردند و همه ی این محل ها را به نام قدیمشان «تکیه» نامیدند (شهیدی، 1380، 244). بنابراین دسته ها در قدیم پس از گردش در کوچه و بازار و محله به گورستان مشایخ و عارفان و شاعران و سرپناه صوفیه و مسافران تهیدست می رفتند، تا در اواخر دوره ی صفویه و یا اوایل زندیه کم کم تکیه های امروزی را ـ اغلب در همان محل ها ـ ساختند. محل برگزاری مجالس روضه خوانی را نیز حسینیه گفتند که بعداً بر تکیه اطلاق شد. در پاره ای از جاها به تکیه حسین خانه هم گفته اند. مثلاً در الویر که انجوی شیرازی ثبت کرده است (انجوی شیرازی، 1354، ج 2، 110). در میناب به حسینیه «ماتم» می گویند، مثل ماتم ام کلثوم که حسینیه ی زنان است و در آن تعزیه ی زنان اجرا می کردند (ذوالفقاری، 1367، 60). چنان که پیداست تکیه های نخستین ساده و تا حدی فقیرانه بودند و از شکل برگزاری نمایش های میدانی الهام گرفته اند. در قدیم درکاروانسراه نیز سکویی در وسط می ساختند و گروه هایی برای سرگرم کردن مسافران داستان سرایی، حکایت گویی و هنرنمایی می کردند، ساختن تکیه های مجلل مربوط به عصر قاجار است که سفارش دهندگان آن ها دربار و یا عناصر نزدیک به آن مثل وزراء و رجال سیاسی هستند. نمونه ی شاخص این گونه تکیه ها، که کم هم نیستند، تکیه ی دولت در تهران است که آن را به امر ناصرالدین شاه ساختند. او دستور ساختن این تکیه را در مجموعه ی بناهای سلطنتی در سال 1385 هجری قمری به دوستعلی خان معیرالممالک داد. تکیه ی دولت یا تکیه ی دولتی قبل از ساختن تکیه ی دولت جدید به تکیه ی حاج میرزا آقاسی یا تکیه ی صدر اعظم گفته می شد که در کنار و یا در محل کاخ دادگستری کنونی قرار داشت. برخی از نویسندگان تاریخ تهران آن را به مناسبت نام اصلی حاج میرزا آقاسی، یعنی عباس، تکیه عباس آباد، و یا معرکه ی عباس آباد نامیده اند (شهیدی، 1381، 136). اما تکیه دولت مشهور در ضلع شمالی محوطه ی سبزه میدان و در جنوب غربی عمارت شمس العماره قرار داشت. برخی شیوه ی معماری تکیه دولت را به شکل آلبرت هال لندن دانسته اند (آرین پور، 1355، ج 1، 322). دکتر مهدی فروغ معماری آن را از قول جهانگردانی که این مکان را دیده بودند، شبیه آمفی تئاتر «ورونا» ثبت کرده است (طالبی، 211، 1378 و به نقل از ایرانشهر، ج 1، ص 908). تکیه ی دولت در سه طبقه ساخته شده بود، سقف نداشت و بر روی آن چادری می کشیدند. در زمان مظفرالدین شاه فرو ریختن بنا آغاز شد تا جایی که مجبور شدند طبقه ی سوم آن را بردارند. این بنا از زمان خلع محمد شاه متروک ماند و تاریخ تخریب آن را در منابع مختلف متفاوت نوشته اند و به درستی معلوم نیست (بلوکباشی، 137، 84) اما دکتر شهیدی می نویسد که در سال 1326ـ 1327 به علل سیاسی، اقتصادی و مذهبی آن را خراب کردند (شهیدی، 41، 1378). آخرین مورد استفاده از تکیه ی دولت در زمان رضا شاه محل برگزاری نمایشگاه امتعه ی وطنی و جای تشکیل مجلس مؤسسان بوده است. پس از زمان صفویه و به ویژه در دوران قاجار ساخت صدها تکیه در سراسر کشور آغاز شد که پس از رکود برگزاری تعزیه بسیاری از آن ها تبدیل به حسینه و مسجد شدند و حتی بناهای آن ها را نیز از شکل محل نمایش درآوردند و سادگی و صمیمیت اولیه ی آن ها بر مبنای سلیقه ی دست اندرکاران مجالس روضه خوانی که اغلب معتمدین بازاری بودند از دست رفت و تبدیل به محل های مسقف پر زرق و برق شدند. هرکس بر اثر نفوذ، قدرت مالی و سلیقه ی اغلب نازل خود تغییری در آن ها داد. با این حال هنوز هم در بسیاری از شهرها تکیه هایی هستند که اصالت بنا را حفظ کرده اند. |
| یدالله آقاعباسی |
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir