
خنیاگری و موسیقی ایرانی
از آثاری که از تمدن قدیم به یادگار مانده می توان گفت که ایران در موسیقی از کشورهای معاصر خود مانند سومر، بابل مصر و یونان عقب تر بوده است و شاید علت اصلی آن بوده که در ایران برخلاف دیگر کشورها موسیقی در مراسم مذهبی به کار گرفته نمی شده
|
از آثاری که از تمدن قدیم به یادگار مانده می توان گفت که ایران در موسیقی از کشورهای معاصر خود مانند سومر، بابل مصر و یونان عقب تر بوده است و شاید علت اصلی آن بوده که در ایران برخلاف دیگر کشورها موسیقی در مراسم مذهبی به کار گرفته نمی شده در واقع موسیقی خاص مذهبی وجود نداشته است هرودت مورخ یونانی می نویسد «تشریفات مذهبی در ایران بدون موسیقی صورت می گرفته است» بعد از حمله اسکندر در زمان سلوکیان و اشکانیان ایران تحت تاثیر تمدن یونانی واقع شد و به نظر می آید که در موسیقی ایران تحولی صورت گرفت و در تاریخ کهن ایران واژه ای به نام گوسان نوگرا آمده که به معنی نوازنده و خواننده است که در داستان ویس و رامین آمده است بهرام گور معتقد است که احوال جهان خوب و روشن است در صورتی که در زمان در کنار مشگران و خنیاگران روزگار سپری کنند او از پادشاه هند گوسان (خواننده) خوب درخواست نمود که حدود دوازده هزار مطرب زن و مرد به ایران آورد در آن زمان داستان هایی به شعر سروده می شد و به آواز خوانده می شد اما به کتابت در نمی آمد بلکه شفاهی و سینه به سینه از نسل ها عبور می کرد نداشتن علم و صنعت موسیقی و نوشتاری از دوران گذشته گویای اطلاعات بسیار کم از موسیقی و خنیاگری این سرزمین می باشد در آیه 35 سموئیل آمده آیا دیگر می توانیم صدای مردان خواننده (گوسان) و زنان را بشنویم در جامعه پارتی شاعر خواننده بوده و هر گوسان به عنوان شاعر نوازنده و خواننده و با استعدادهای خود شهرت و اعتبار داشت که این ها دو گروه بودند اولی در خدمت خواص و در دربار و گروه دوم که آشکارا زندگی محقرانه ای داشته اند و تنها در میان روستائیان و در اماکن عمومی شهرتی داشته اند زرتشتیان نیز دارای نوعی ادبیات روایی و سرگرم کننده بودند که به شکل نظم و آواز خوانده می شده است اما در دوره هخامنشی نیز خنیاگری رونق بسیار داشته است گزنفون گفته است کورش تا آخرین روزهای کیانی اش و در طی روزها توسط داستان و آواز ستوده می شود خسروپرویز به گونه پرشوری به خنیاگری علاقه مند بوده و هم آواز باربد بزرگترین خنیاگر عهد ساسانی حمایت می کرد که عناوین سی لحن او مشهور است و از میان آوازهای به یادگار مانده از او روایت شبدیز و فقرآوازی که به درخواست سیرین خوانده است و یکی دو قطعه دیگر مشهور است در زمان بسیاری از بزرگان و از زبان آنها مثل مزدک خنیاگر در ردیف هیربدان و رسهپران بوده اند مدارکی وجود دارد که در ایران باستان و موسیقی نه تنها در بین خواص بلکه عموما نزد همگان به نوعی حضور داشته است ایرانیان باستان برای تعلیم کودکان خود از شعر آوازگونه و با همراهی چنگ استفاده می کرده اند اسفندیار در خوان چهارم در کنار چشمه ای آرمیده و سازش در دست گرفته و با آهنگی حزین بر تخت سرگردان خود شکوه می ند و در خوان چهارم رستم نیز یادآور شده که در لحظه تولد سهراب به مدیحه سرایی های شادمانه ای صورت گرفته است که بهرام گور در یک شامگاه با منظره زیبایی در نزدیکی روستایی روبرو می شود که مردمان عادی گرد آتش جمع شده بودند و پسران و دختران جوان به نوبت آواز می خوانده اند و بعدا شب وی در کلبه مرد فقیری به سر می برد که زنی برای او غذا و بربط می آورد و در میهمانی دیگر صاحب خانه سه دختر هنرمند دارد که یکی چنگ نواز و یکی می رقصد و دیگری خوانندگی می کند در شاهنامه نشان می دهد زنان چنگ نوازی دیده می شوند که در قایق نشسته اند و در قایق دیگر تعداد زیادی زن که دست افشان مشغول آواز خوانی هستند دیده می شود گزنفون می نویسد ایرانیان دوره هخامنشی نوعی موسیقی خاص جنگی داشته اند که در تحریک احساسات سپاهیان بسیار موثر بوده است و آلات موسیقی رزمی آنها مانند بوق شیپور و طبل به همراه سروده های مهیج بکار می رفته است از دوره ساسانی پایه و اساس موسیقی ملی ایران بنا نهاده شد معروفترین آهنگ سازان و نوازندگان دوره خسروپرویز سرکش، باربد و نکیسا بودند سرکشی مقام بزرگی در دربار داشت و بعدها باربد جانشین او شد باربد بسیار فعال بود و اختراع دستگاه های ایرانی را به او نسبت می دهند دستگاه های موسیقی مرکب از هفت خسروانی بودند و اختراع آنها را به نکیسا نسبت می دهند به علاوه سی لحن و 260 داستان یا آهنگ وجود داشته که با ایام هفته ماه و روزهای سال ساسانیان تناسب داشته است بعضی از داستان ها مربوط به حوادث تاریخی مانند کین ایرج، کین سیاوش و گنج، باد آورده بود و بعضی دیگر از داستانهایی که در وصف جشن ها و طبیعت ساخته شده بود به دستان، نوروز بزرگ، آرایش خورشید و ماه بالای کوهسار معروف هستند یکی از آوازها راست بود که امروزه یکی از دستگاه های ایرانی است و در زمان خسروپرویز ابداع شده بود از سازهای آن دوره می توان عود، بربط، جنگ و شیپور را نام برد به طوری که نوشته اند باربد مخترع تعداد زیادی آهنگ و نواست که آنها را در حضور خسروپرویز می نواخته و مشهور است وی شیصدو شصت لحن و نوای موسیقی ساخته بود که هر کدام از آنها را در یکی از روزهای سال می نواخت نظامی گنجوی اسامی 30 لحن باربد را که برای سی روز ماه ساخته در کتاب خسرو و شیرین آورده است. از دیگر موسیقی دانهای مشهور دوره ساسانی علاوه بر باربد و نکیسا می توان از بامشاد، رامتین(رامین) آزاد وار چنگی نام برد. پس از حمله اعراب به ایران با دنیای متمدن آشنا شدند و در موسیقی نیز تحت تاثیر هنر ایران و روم قرار گرفتند. با وجود تحریم موسیقی از بدو پیدایش اسلام موسیقی در کنار مذهب وارد شود در وهله اول برای اذان و تلاوت قرآن به صورت نواع مطبوع و آواز خوش به کار آمد. آواز در موسیقی اعراب در راه پیمائیها، کوچها، صحراگردیها، همراهی با کاروان شتر و اسب، آواز ضربی و تکنوازی سازهای سبک قابل حمل نواخته و خوانده می شد. در دوره بنی امیه چون خلفای اموی به رسم پادشاهان ایران تربیت یافته بودند به تدریج موسیقی به دربار آنها راه یافته و رواج یافت از موسیقی دانان این دوره عیسی بن عبدالله است که در سال 123 هجری قمری تولد یافته بود از دیگر موسیقی دانان ابو عثمان سعید بن مجمع است، این مجمع از سیاه پوستانی بود که موسیقی را در ایران فرا گرفت و دو سیم زیر و بم را به سیم های عود عربی افزود، اساس موسیقی بعد از اسلام مانند پایه تمدن اسلامی بدست ایرانیان گذاشته شد و اگر آثار هنری ایران نبود موسیقی شرقی امروزه در کشورهای عربی به شکل کنونی بوجود نمی آمد. به هر حال به رغم نکوهش موسیقی عرفاَ و صوفیان از موسیقی به عنوان وسیله مکاشفه که از طریق حالت و جد و شعف ایجاد می شد یاد کرده اند دراویش پیرها و انجمن های اخوت قواعد و مقررات مربوط به مراسم آئینی خود را به وسیله موسیقی شکل می دادند درمجالس صوفیان تنبور، دوتار، دف و دایره جایگاه خاصی داشت. طبق گفته ها برای اثبات ایرانی بودن سازها می توان چند ساز و نام مخترع آن را ذکر نمود. به تعبیری فارابی باب را اختراع نموده و همین طور زنام سازی بادی به نام نای زنامی یا قانون را بوجود آورد. زلزل عود را ساخت و حکیم نامی بوق زبانه دار را اختراع کرد. زریاب وسعت عود را بسیار افزایش داد. بیاسی و ابوالمجد را سازنده ارگ می نامند و صفی الدین اموی قانون چهارگوش را اختراع نمود. اما در کنار تمامی افت و خیزهای موسیقی شرقی بزرگترین مزیتی که از موسیقی شرق بر غرب تجلی نمود همان موسیقی موزون است که ساخته و پرداخته موسیقیدانان مسلمان خاصه ایرانیان بود همانگونه که موسیقی مدرن اروپا و موسیقی جاز به کلی مدیون و مشحون موسیقی اقوام بدوی آفریقایی و ملل سیاه پوست مغرب زمین می باشد. موسیقی جاز جاز موسیقی سیاهان آمریکایی است جاز در سال 1912 در اورسئان جنوب آمریکا شکل گرفت و به مرور و به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم در سراسر آمریکا و اروپا بسط و گسترش یافت، لفظ جاز را به تحریک یا تحریک کننده تعبیر می کنند و عده ای ریشه آن را نام چند تن از نوازندگان و خوانندگان سیاه پوست مانند جس، جاسبو، چارلز و غیره که اولین ارکسترهای جاز را راه اندازی کردند می دانند، موسیقی جاز شامل حدود 10 قسم یا دسته اصلی است که اهم آنها عبارتند از: 1- جاز بلوز: تاریخ شروع بلوز 1870 است این کلمه به معنای محزون بودن است این موسیقی با توجه به وضع اجتماعی و فرهنگی خاص بومیان آمریکایی بوجود آمد و زائیده افکار و عواطف و خصوصیات زندگی اجتماعی آنها بود آواز بلوز غالباَ برای تجسم و ابراز احساسات درونی به کار رفته و جنبه غم انگیزی دارد. 2- جاز کلاسیک 3- جاز سوئینگ: موسیقی جاز بارها تغییر کرده است یکی از تغییرات مهم که منجر به ابداع سوئینگ شد مربوط به سال 1929 است در آن موقع پل وایت من آثار جدیدی اجرا نمود او با تلفیقی از موسیقی کلاسیک و جاز سوئینگ را ابداع نمود. 4- جاز بیوپ: این نوع موسیقی سیاهان جهان است که نمودار محرومیت های اجتماعی آنان می باشد ابداع این نوع جاز متعلق به چارلی پارکر نوازنده پیانو دف کسیفون آمریکایی می باشد. 5- جازکول: کول جاز در حدود سال های 1950 توسط سفیر پوستان آمریکایی با استفاده از نت های ملودیک و هار مونیک سیاه پوستان ابداع شد هارمونی که بیشتر از موسیقی اردپایی الهام گرفته و سبک آن دارای ضرب های آرام و صدایی ملایم تر از سبک های قبلی است. 6- پروگرسیوجاز 7- دست کاست جاز 8- ایست کاست جاز 9- سول 10- ریتم اندر بلوز |
| محمد برشان |
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir