
دوره صفویه ؛ بهترین دوره برای واکاوی عناصر هنر شیعی
بسیاری از مورخان، عواملی همچون گرایش به اسلام، تشیع و تصوف از جانب حاکمان ایلخانی، تیموری و صفوی، نزدیک شدن عالمان و عارفان شیعی به دربار و گرایش عالمان دینی به عرفان را از مهمترین عوامل شکلگیری هنر شیعی و عرفانی در این دورهها میدانند.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری ، سید رضی موسوی گیلانی که به با موضوع وضعیت هنر و عرفان در فرهنگ شیعی –ایرانی از دوره ایلخانان تا دوره صفویه در نشست علمی هنر در بستر تشیع سخن می گفت ، با بیان این مطلب افزود : شکلگیری هنر شیعی و عرفانی و تأثیر آن بر خلق آثار هنری از زمان حاکمیت ایلخانان آغاز گشت و در زمان صفوی به اوج خود رسید. این امر در بسیاری از عرصههای فکری و فرهنگی با سرکار آمدن مغولان آغاز شد و زمانی که شاه اسماعیل صفوی، موسس سلسله صفویه به قدرت رسید و شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام نمود، این امر به اوج و اعتلای خود رسید.
عضو هیات علمی گروه فلسفه هنر مدرسه اسلامی هنر ادامه داد : پیوسته حاکمان این سلسلهها به هنر علاقه نشان میدادند. افرادی همچون هلاکو و اولجایتو پس از فتح ایران و آشنایی با فرهنگ ایرانی، تحت تأثیر فرهنگ ایرانی به احیای هنر پرداختند و در عصر تیموریان، تیمور، شاهرخ و همسرش گوهرشاد، الغ بیگ، بایسنقر و سلطان حسین بایقرا و در سلسله صفویان نیز حاکمانی همچون شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس اول به احیای هنرهایی همچون معماری اسلامی، نگارگری، هنرهای تزئینی و کتاب آرایی همت گماردند و با حمایت خود، هنرمندان را گرد یکدیگر جمع کردند به گونهای که علاوه بر علائق و ذوقیات هنری، تثبیت موقعیت و به رخ کشیدن قدرت شاهانه، گرایش دینی و حکمی هم در توجهشان به هنر موثر بوده است.
وی افزود : ساختن آثار فاخر معماری مثل قصر، کوشک، مسجد، و ساخت و تزئین مقابر و حرم امامان و امامزادگان، ساختن کتابخانه سلطنتی، کتابآرایی و هنرهای مرتبط با آن، از جمله فعالیتهای هنری آنان شمرده میشود. که البته بررسی آثار هنری این سدهها حاکی از آن است که حاکمان در این دورهها، به شیعه و پیشوایان آن محبت داشتهاند و نقاشیها، کتیبهها، معماری و تزیین مساجد، و تزیین مقابر امام و امامزادگان شیعه، بیانگر آن است.
موسوی گفت : بسیاری از مورخان، عواملی همچون گرایش به اسلام، تشیع و تصوف از جانب حاکمان ایلخانی، تیموری و صفوی، نزدیک شدن عالمان و عارفان شیعی به دربار و گرایش عالمان دینی به عرفان را از مهمترین عوامل شکلگیری هنر شیعی و عرفانی در این دورهها میدانند. به عنوان مثال در دوره تیموری، با عدم تمایز میان اهل سنت و شیعه، تلاش حاکمان برای همراه نمودن عالمان شیعی با خود، همنشینی با بزرگان عرفان، جلب توجه و حمایت مردم شیعی و اتخاذ سیاستهای اعتدالی برای افزودن قدرت، شهرت و تثبیت موقعیت سیاسی، از جمله انگیزههای مهمی بود که موجب شد تا افرادی همچون تیمور، شاهرخ و فرزندانشان – علیرغم تسنن- در خلق آثار هنری از نقشمایهها و عناصر شیعی استفاده کنند و با وجود اینکه در دوره تیموری بر خلاف دوره صفوی، شیعه مذهب رسمی ایران نبود، اما حاکمان این دوره در آثار هنری همچون حاکمان صفوی، به موضوعات و مضامین شیعه علاقه نشان میدادند.
وی با بیان اینکه تلاش عالمان تراز اولی همچون خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی، سید بن طاووس، ابن فهد حلی، سید حیدر آملی، علامه مجلسی، میرداماد، شیخ بهائی و امثال آنان که در ایجاد تلائم میان تشیع و عرفان کوشیدند، در کنار فهم اندیشههای عارفانی همچون ابن عربی و شارحان او، جملگی در تبیین مبانی حکمی هنر شیعی و عرفانی نقش مهمی را ایفا میکند ، خاطر نشان کرد : نگرش غالب در این دوره الهیات عرفانی است و این اندیشه که باطن و حقیقت عرفان، باطن و حقیقت تشیع است – یا بالعکس - شکل میگیرد، به طوری که آثار هنری شیعی و عرفانی پس از این دوره، مصداق واحد (مساوقت) دارد و یکسان است.
این مدرس دانشگاه در پایان صحبتهای خود خاطر نشان کرد : این دوران ، دوران ارزشمندی است که واکاوی عناصر هنر اسلامی به عنوان پیشینه این گونه هنری را می توان جستجو کرد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir
