حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
«شُنام» روایتی صادقانه و ساده دارد

«شُنام» روایتی صادقانه و ساده دارد

۲۹ دی ۱۳۸۹کد خبر: 140458۲

نشست نقد کتاب «شنام» با حضور امیرحسین فردی، مرتضی سرهنگی، کیانوش گلزار راغب و آزاده میرشکاک در محل انتشارات سوره مهر برگزار شد.

 

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، در ابتدای این نشست، امیرحسین فردی نویسنده و مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، با بیان این که «شنام» ظرفیت داستانی بالایی دارد، گفت: اتفاقات در این کتاب، عجیب هستند، اتفاقاتی که بسیار به زندگی نزدیک‌اند، این نزدیکی در حالی است که بسیاری از خاطرات منتشر شده پیش از این، به شکلی آرمانی و دور از ذهن مطرح می‌شوند.


وی افزود: پیش از هر چیز، آن‌چه در شنام اهمیت دارد، مسائل انسانی است. ارتباط میان دو برادر در این کتاب، فوق‌العاده زیباست و احساس عجیبی به انسان می‌دهد. این علاقه در سرتاسر خاطره موج می‌زند. از سوی دیگر، حضور دختری به نام شیلان، در منطقه‌ای بیابانی، که همه چیز بوی خشونت می‌دهد، نیز اتفاق بسیار جالبی است. اتفاقی که پنجره‌ای جدید از حس و عاطفه را باز می‌کند. به اعتقاد من بدون حضور شیلان، کتاب، اثری عادی می‌شد. ما در کتاب شنام با فرم روایت ساده و صادقانه ای روبه رو هستیم که خواننده را به متن ماجرا می‌برد.


مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، در ادامه به نقش مهم خاطرات در حافظه جمعی یک ملت اشاره کرد و گفت: در جریان هستیم و می‌بینیم که بسیاری از ملت‌ها خاطرات جعل می‌کنند برای این که بگویند گذشته‌ای دارند. ما خود، گنجینه‌‌ای داریم که باید گفته و ثبت شود چراکه خاطرات جنگ ثروت و پشتوانه ماست.


وی سپس تصریح کرد: وقایعی که در شنام اتفاق می‌افتند، اتفاقاتی دراماتیک جالبی هستند که اگر یک نویسنده حرفه‌ای آن‌ را می‌نوشت، قطعا یک اثر ادبی فوق‌العاده می‌شد. مثل آثاری از احمد دهقان، محمدرضا بایرامی و حبیب احمدزاده که بر اساس تجربیاتشان و با پرداختی داستانی نوشته شده‌اند.


مرتضی سرهنگی که تنها به عنوان مخاطب در این نشست حاضر شده بود، در بخشی از جلسه و در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره عشق طرح شده در کتاب، تصریح کرد: ما در جنگ دو نوع روایت را داریم؛ روایت انسانی و روایت واقعه. روایت واقعه وظیفه نهادهای نظامی است. اما ما در "شنام" با روایت انسانی مواجه هستیم. اگر در این روایت چیزی چون نام تپه شنام یا تعداد افرادی که روی این تپه ماندند، تغییر کند، با تحریف واقعیت روبه رو هستیم اما زمانی که گلزار بنا به مصلحت نام برخی از شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد، اشکالی ندارد و این مساله، اهمیت خاصی ندارد.


وی افزود: گلزار و شیلان به عشق آزادی به هم نزدیک می‌شوند چراکه هر دو گرفتار بوده‌اند. از سویی بیایید تحلیل دیگری از عشق این دو داشته باشیم، شاید خدا پس از شهادت برادر و درد اسارت، عشق شیلان را برای آسان کردن و تحمل درد و رنج جلوی پای گلزار می‌گذارد. این کتاب چنان ساختار محکمی دارد که می‌توان از روی آن دیالوگ نوشت و آن را به فیلم به فیلم تبدیل شود. گلزار در آن زمان یک نوجوان 16 ساله است، در حال کشف عشق و خودش. مجاز است درباره شیلان فکر کند. اتفاقاتی که در جنگ رخ داده بزرگتر از خیال ماست و خیال را نمی‌توان مهار کرد.


سرهنگی ادامه داد: حتی عشق زمینی هم مجاز است. ما در جنگ زندگی کردیم. عروسی گرفتیم، بچه دار شدیم. زندگی در جنگ جریان داشت تا آن را کوچک کند. گلزار هم با عشق خود اسارت را کوچک کرده است. اگر این عشق به ازدواج هم ختم می‌شد همین بود؛ یعنی کومله، جنگ و اسارت را کوچک کرده است.


کیانوش گلزار راغب راوی شنام نیز در این نشست، اظهار کرد: با گذشت 30 سال زمان، ذهن نمی‌تواند همه مسائل را با خود بکشد و تنها مسائل بارز هستند که در ذهن ثبت می‌شوند. اوج زندگی من در مقطعی بود که در دست کومله‌‌ها اسیر بودم و من تنها سعی کردم به آن دوره بازگردم.


همچنین آزاده میرشکاک، ویراستار کتاب، گفت: زمانی که آقای مرتضی سرهنگی کتاب را برای مطالعه به من دادند، ظرف 48 ساعت آن را خواندم. اولین وجه تمایز این کتاب برای من، زندگی یک نوجوان 16-17 ساله است و نکته بعدی موقیعیت جغرافیایی کتاب چراکه ما کمتر درباره کردستان اثری داشته‌ایم. از سوی دیگر مساله مهم، صداقت راوی است. من هیچ سندی در اختیار نداشتم که خاطرات  راست هستند یا در گذر زمان، با اغراق مطرح شده‌اند اما تاثیر کتاب در مواجهه اول، گویای صداقت راوی بود و همین مساله سبب شده که از ویراستاری کتاب خوشحال باشم.


وی سپس درباره نحوه ویراستاری کتاب نیز تصریح کرد: برخی از کسانی که در حوزه ادبیات جنگ فعالیت می‌کنند معتقدند خاطرات نیازی به ویرایش ندارند چراکه سند هستند. من به جمله‌ای از آقای سرهنگی اشاره می‌کنم که "ادبیات جنگ را سرباز می‌نویسد و سرباز نویسنده نیست". من هم اعتقاد دارم خاطرات سند هستند اما معتقدم که سند هم باید درست ضبط شود. در ویراستاری این کتاب سعی کردم، حتی کلمه‌ای که بار حسی داستان را به دوش می‌کشد تغییر ندهم و تنها ویرایش کنم. به اعتقاد من ویرایش جراحی نیست بلکه دقیقا مثل گردگیری کردن است و مواجهه من با شُنام چنین مواجهه‌ای بود.


این نشست عصر روز چهارشنبه توسط سایت تخصصی لوح در محل انتشارات سوره مهر برگزار شد.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/XMEFV6C

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir