حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار

طنز در داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی

۱۳ آذر ۱۳۹۱کد خبر: 141548۵

(با نگاهی به مطالب نشریات و سایت های اینترنتی)

اشاره: استاد هوشنگ مرادی کرمانی، داستان‌نویس دوست‌داشتنی ایران و البته کرمان، نیازی به معرفی ندارد. او که با کتاب‌هایش سزاوارانه به جایگاه چهره و نامی ماندگار و اثرگذار در عرصه‌ی ادبیات داستانی، رسیده و حتی آوازه و محبوبیتش از مرزهای این مرز پرگهر فراتر رفته است.

بسیاری از کارشناسان و منتقدان، معتقدند یکی از ویژگی‌های شیوه‌ی نگارش مرادی کرمانی، که یکی از علل موفقیت کار او نیز به شمار می‌رود، «طنز» است. در این مقال بر آنیم تا با نگاهی به مطالب منتشرشده در نشریات و سایت‌های اینترنتی درباره‌ی این موضوع، و نقل نظرات خود او و دیگران، هرچند گذرا، به طنز در داستان‌های این نویسنده‌ی بزرگ کرمانی بپردازیم.

 

رویا صدر، طنزپرداز و پژوهش‌گر، در مقاله ای با عنوان «طنز در داستان نویسی معاصر» به دوره های گوناگون داستان نویسی معاصر و حضور و نقش طنز در این دوره ها پرداخته است. در ابتدای این مقاله آمده است: «می دانیم که طنز، اجتماعی ترین گونه ی ادبی است و از این رو بالاترین ظرفیت را در رویارویی با مسائل روز، در مقایسه با دیگر ژانرهای ادبی، داراست. پس بی جهت نیست که می بینیم حرکت طنز در دوره ی معاصر کشورمان، به شدت از تحولات سیاسی و اجتماعی تاثیر پذیرفته و قالب و محتوای آثار طنز، در برخورد با جریانات روز شکل گرفته و دچار تغییر و دگرگونی شده است. پیامد اجتناب ناپذیر این امر، آزمایشگری بیشتر طنز، نسبت به ژانرهای دیگر، در جست وجو برای یافتن قالب های نوین و زبان متناسب با زمانه بوده است، به گونه ای که حرکت های جدی در عرصه ی ادبیات داستانی، با آفرینش آثار طنز همراه بوده و بسیاری از آنها در نوشته های طنز نمود یافته است. پیامد این امر، بروز و پیدایش جریاناتی در طنز معاصر است که در عرصه ی ادبیات داستانی کشورمان، به نقاط عطفی تبدیل شده اند. در یک نگاه کلی، به نظر می رسد سرنوشت طنز معاصر، بنا به خصلت اجتماعی بودن طنز، بیش از هر گونه ی دیگر ادبی، با ژورنالیسم گره خورده است. چهره های شاخص طنز، یا از نشریات طنزنویسی را آغاز کرده اند، یا آثار خود را در نشریات به چاپ رسانیده اند. این امر، شاید موجب شده که بسیاری از آثار طنز، بین ژورنالیسم و ادبیات معلق بمانند، ولی از سوی دیگر، امکان برخورد روزآمد با زبان مردم و جامعه و آفرینش قالب های متناسب با آن را در عرصه ی ادبیات فراهم ساخته است. در ردیابی جریانات ادبی طنز معاصر تا بهمن 57، به چهار دوره ی زمانی مشخص می رسیم که طنز هر دوره، مولفه های خاص خود را دارد...»1

رویا صدر در ادامه به بررسی مولفه های دوره های چهارگانه می پردازد و با نگاه به آثار نویسندگانی نظیر جمال زاده، دهخدا، هدایت، توللی، آل احمد، شاهانی، پورثانی و پزشکزاد، ردپای طنز و چگونگی آن را در این آثار جست وجو می کند. او از فراز و نشیب های این عرصه ی پر فراز و نشیب می گوید و در پایان ضمن بررسی دوره ی آخر اشاره ای دقیق به طنز هوشنگ مرادی دارد: «با گذر زمان، در سایه ی فروکاستن التهاب و ایجاد ثبات، امکان آزمایش زمینه های دیگری از داستان نویسی طنز فراهم می آید و آن، آفرینش داستان هایی با مضمون بازگشت به دوره ی کودکی و ارائه ی نقد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، در سایه ی بیان ساده و صمیمانه ی خاطرات دوره ی کودکی است. رسول پرویزی، با زبانی ادبی و نگاهی لطیف و شاعرانه، گلی ترقی و مهشید امیرشاهی با نگاهی نکته یاب، دقیق و حساس و زنانه و هوشنگ مرادی کرمانی با نگاهی انسانی و عاطفی، روشن ترین نمودهای این جریانند.»

روندی که در مقاله ی صدر به آن اشاره شده است، از نخستین داستان منتشرشده ی مرادی در شیوه ی نگارش او دیده می شود. سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در یادداشتی با عنوان «هوشنگ مرادی کرمانی، خالق لحظه های جاودان "قصه های مجید"» آورده است: «مرادی کرمانی که از کودکی به خواندن و نوشتن علاقه ی خاصی داشته، نویسندگی را از سال 1339 در کرمان و همکاری با رادیو محلی کرمان آغاز کرد، و در سال 1347 با چاپ داستان "کوچه ی ما خوشبخت ها" در مجله ی خوشه با درون مایه ی طنز، فعالیت مطبوعاتی اش را گسترش داد»2  و سایت «نگاهک» در مطلب «زندگی نامه ی هوشنگ مرادی کرمانی» ضمن اشاره به این مطلب می نویسد: «او در آثار بعدی خود دردها و رنج های زندگی اش را با رگه‌‏هایی طنزآمیز به داستان تبدیل می کند.»3

این سایت در ادامه، از قول هوشنگ مرادی آورده است: «این داستان‌‏ها، حاصل چنگ زدن و تلاش من در زندگی است؛ یعنی من به زندگی خودم چنگ زدم و آن را به تصویر کشیدم وداستان‌‏هایم همه ریشه در زندگی من دارد. زمانی که دیدم مردم دردهای مرا گوش نمی‌‏دهند، سعی کردم آنها به زبان طنز بگویم».

نگاهک پس از نقل قول مرادی کرمانی، طنز وی را چنین توصیف می کند: «طنز در زبان مرادی کرمانی گزنده، تلخ، عصبی، و همراه با نفرت و بدبینی نیست، بلکه ملایم و نسبتا تلخ است. خنده‌‏ای که در نتیجه ی طنز به کار گرفته شده در زبان آثار مرادی ایجاد می‌‏شود، بیشتر از روی دلسوزی و ترحم است تا تحقیر و تمسخر. او زندگی دشوار و نیمی از دردهایش را دوباره مرور می کند و آن ها را به شکل داستان می نویسد، در حالی که شخصیت اول بیش تر آنها خود اوست.»

هوشنگ مرادی کرمانی با وقوف کامل به این نکته که داستان هایش پر از حوادث تلخ و ناگوار و سرشار از رویدادهای غم انگیز و اندوه بار است، سعی می کند برای ایجاد تعادل در ذهن و دل مخاطب، از «طنز» استفاده کند و بیان طنزآمیز را به عنوان ابزاری قدرت مند در این راه به کار گیرد.

شهره قائدی در یادداشتی با عنوان «هوشنگ در نقش مجید، شاید هم برعکس» گفتاری از هوشنگ مرادی آورده که گویای همین مطلب است: «چند عنصر در قصه‌های من تکرار می‌شوند که این ها به نوعی از زندگی خودم، به‌ویژه در کودکی و نوجوانی، نشأت می‌گیرد. یکی موضوع بی‌کسی و یتیمی ‌است و مقاومت در برابر تقدیر و مشکلات زندگی، یعنی پرداختن به زندگی بچه‌هایی که پدر و مادر ندارند که به طور مشخص، در قصه‌های مجید، این موضوع اصل است. دوم موضوع فقر شرافت مندانه و سپس روستاست و در کنار این سه عنصر، از عنصر طنز هم باید یاد کنم که نوشته‌هایم را از یک‌نواختی و تلخی نجات می‌دهد. تقریباً در تمامی ‌قصه‌هایم این چهار عنصر حضور دارند و خیلی کم اتفاق می‌افتد که یکی از اینها در قصه‌ای غیبت داشته ‌باشد. این ها چیزی نیست جز بازتابی از زندگی خودم.»4

نویسنده ی این یادداشت همچنین با نگاه ویژه به«قصه‌های مجید»، آن را یکی از زیباترین آثار مرادی دانسته و نوشته است: «این مجموعه همگی داستان‌های کوتاه و طنزآمیز است. شخصیت اصلی آن «مجید» پسر نوجوانی است که به همراه مادربزرگش «بی‌بی»، در شهر کرمان زندگی می‌کند. مجید پسری خیال‌پرداز، پرحرف، خرابکار، ساده و در عین حال عاشق جلب توجه و تشویق است. بدبیاری‌های او و ماجراهایی که می‌آفریند، داستان‌هایی شیرین و جذاب خلق کرده است. طنز کرمانی سعی می‌کند خواننده را به کاری تشویق و متقاعد کند، اما نه در موقعیت یک پنددهنده، پس شعار نمی‌دهد و فقط نشان می‌دهد... طنز کرمانی، طنزی اجتماعی است که با وجود شوخی در سطح، در عمق از جدیتی انکارناپذیر برخوردار است.»

مهدی نیاکی در مصاحبه ای با مرادی کرمانی، ضمن سوال درباره ی نوشتن برای کودکان و نوجوانان، طنز را یکی از ستون های جدی آثار وی می داند و از او در این رابطه می پرسد. پاسخ مرادی را بخوانید: «طنز انواع گوناگونی دارد. طنز اجتماعی، سیاسی... و برخی از طنزهایی که بیشتر جنبه ی جبهه گیری دارد. لطیفه و دست انداختن‌ها را هم باید در این ردیف قرار داد. در صورتی که این‌ها طنز نیست. همان طور که گفتید در آثار من طنز به یک معنی وجود دارد و آن طنز موقعیت است. این نوع طنز به گمان من بیشتر می‌تواند تاثیر بگذارد تا طنزی که یک اثر موقتی دارد و پس از مدتی فراموش می‌شود. طنز در حقیقت نیش زدن نیست بلکه نیشتر زدن است. به این معنی که نیش زدن بیشتر کار زنبور و مار و عقرب است و پشت آن تفکری وجود ندارد. از سر انتقام گیری و کینه جویی است. گفته اند که "نیش عقرب نه از ره کین است/ اقتضای طبیعتش این است". گاه حتی نیش زدن از روی ترس است اما کسی که نیشتر می‌زند پزشک است. تفکر دارد. برای درمان و برای شکافتن دمل چرکین و خارج کردن فساد و تباهی است. این دو با هم دارای تفاوت آشکاری است. من همواره سعی کرده ام که بیشتر نیشتر بزنم تا نیش...»5

مرادی همچنین می گوید: «بارها گفته ام که اگر در دنیا ۵۰۰۰ هزار نفر نویسنده وجود داشته باشد تنها ۵۰۰ نفر از آنان می‌توانند طنز بنویسند. طنز هوشیاری و تیزی خاصی می‌خواهد که باید آن را از لایه هایی از زندگی که بسیاری از آن را جدی می‌بینند استخراج شود و از درون آن تضادهایی را بیرون بکشند تا طنز در این لحظات خلق شود.»

مرادی کرمانی این هوشیاری و تیزی خاص را دارد و به خوبی می تواند لحظات و موقعیت های طنز را در میان نوشته های خود بیافریند. اگر به آثاری هم که از آن ها اقتباس سینمایی شده و دست مایه ی ساخت فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی قرار گرفته اند، نگاه کنیم این عنصر برجسته و مهم را درمی یابیم. البته او دل خوشی از طنزهای تلویزیونی ندارد و در یک گفت و گو می گوید: «برنامه های سطحی طنز تلویزیونی جای تامل برای مخاطب باقی نمی گذارد و در یک مدت کاملا کوتاه از یاد مخاطبان می رود. طنز مقوله ای است که باید به دل درد، به لب لبخند و به سر فکر وارد.»6

او می افزاید: «آنچه که به دل درد وارد می کند ملودرام است و مطلبی که لبخند می آفریند فکاهه و آنچه به سر فکر القا کند فلسفه است و وقتی این سه دست به دست هم دهند طنز ناب را به وجود می آورند. او ادامه می دهد: «هر ملتی ملاک هایی و مواردی برای خنده دارد. به طور مثال این جریان فکری در جهان وجود دارد که ملت ایران دیر می خندند و این از لحاظ روان شناسی نشان دهنده ی این است که مردم ایران افسرده هستند و گاه برخی می گویند چون ملت ایران مردمی عمیق هستند پس دیر می خندند و همه ی این عوامل باعث مشکل شدن کار طنزپردازان و کمدین های ایرانی می شود. بسیاری از برنامه های طنز تلویزیونی گذرا هستند اما طنز باید درون واقعه برود و به عمق نگاه کند. در برنامه های طنز، ملاک نباید خنده دار بودن تیپ ها و آدم ها باشد بلکه مخاطب باید به وقایع بخندد.»

سحر عصر آزاد در یک یادداشت، نگاهی به فیلم «گوشواره» دارد که بر اساس قصه ای از مجموعه ی «لبخند انار» اثر مرادی کرمانی و توسط وحید موساییان ساخته شده است. او زیر تیتر «توجه آگاهانه به مخاطب» قصه های مرادی را «قصه هایی واقعی که تلخی را در عمق خود حفظ کرده و در پوششی از طنزی هوشمندانه و ظریف به مخاطب ارائه می شود» دانسته و نوشته است: «طبیعتاً سابقه ی اقتباس های موفق از آثار مرادی کرمانی در انتخاب یکی از آثار وی به عنوان دست مایه ی کار موساییان تأثیر داشته است.»7

عصر آزاد به طنز ویژه ی مرادی اشاره کرده و ادامه داده است: «جنس خاص طنز مرادی کرمانی که در "مهمان مامان" به گونه ای به اوج سینمایی رسید، نوعی طنز هجوگونه ی مناسبات روزمره ی زندگی را به همراه دارد که موقعیت های تصویری خوبی را برای یک فیلم ساز در برگردان سینمایی فراهم می کند... در واقع "گوشواره" یک فیلم کودکانه با همان تعریف اشاره شده است که بیش از هر چیز جنس طنز تلخ خاص مرادی کرمانی را در لایه های خود یدک می کشد و این وجه از آنجا خودنمایی می کند که مخاطب با قلم این نویسنده از ورای آثار نوشتاری و آثار به تصویردرآمده اش آشناست.»

آرزو شهبازی نیز در یادداشتی به بهانه ی اقتباس سینمایی از رمان «شما که غریبه نیستید» اثر ماندگار مرادی کرمانی، تلخی داستان های او را  «رنج صمیمی» قلمداد کرده و نوشته است: «او در آثارش دردها و رنج های زندگی را با رگه هایی از طنز به داستان بدل می کند؛ طنزی که تلخی آن گزنده نیست، بلکه در ملایمت خود، به مرور واقع گرایانه ی  دشواری های زندگی دست می یابد.»8

هوشنگ مرادی سال هاست که برای بچه ها می نویسد. خنداندن بچه ها اگرچه شاید کار چندان دشواری نباشد اما نوشتن طنز –طنز به معنای واقعی- برای این گروه سنی آسان نیست. هوشنگ مرادی کرمانی در مطلبی که به مناسبت شانزدهم شهریورماه، سالروز تولد او در فصل نامه ی «جشن کتاب» چاپ شده، می‌گوید: «طنز در حوزه‌ی سنی کودک و نوجوان، به ‌سبب سختی کار خنداندن مردم ایران و کمی طنزنویسان ماهر در این حیطه، به ‌سمت فکاهه حرکت کرده‌ است. مردم ما اصولا دیر و سخت می‌خندند، بنابراین گاه نویسندگان تلاش کرده و می‌کنند با ساده‌ترین و دم دست‌ترین لوازم و لودگی‌های قلمی مردم را وادار به خنده کنند؛ ‌البته همه می‌دانند که طنز پوشیده و محکم و در عین حال شیرین و دلپذیر، کاری نیست که از طریق تقلید ممکن باشد و نیازمند هنرمند خاص خود است.»9

مرادی کرمانی که خود به این هنر آراسته است، در به تصویر کشیدن مسائل اجتماعی و فرهنگی در هیات کلمات، از آن بهره می برد. او با طنز گاهی آشکار و گاهی نهفته در آثارش کمبودها، محرومیت ها، تنگناها، سختی ها و دردسرهای زندگی آدم ها را یادآور می شود و نقد اجتماعی خود را با زبان و بیان و موقعیت آفرینی های قدرت مند و جذاب، ارایه می دهد.

خبرنامه ی گویا در گزارشی از مراسم نکوداشت هوشنگ مرادی کرمانی در خانه ی هنرمندان ایران، زیر عنوان «طنز مرادی کرمانی، واکنشی به فقر و محرومیت‌های اجتماعی است» از قول شهرام اقبال زاده -نویسنده و مترجم- آورده است: «طنز ژرف و تلخ موجود در آثار مرادی کرمانی مهم ترین مولفه ی آثار این نویسنده به شمار می رود. گوستاو فلوبر می گوید: "سبک یعنی نوع زندگی انسان ها" و این چیزی است که در قصه های مرادی کرمانی مشاهده می شود؛ به این معنی که سبک و تکنیک وی اکتسابی نبوده بلکه برخاسته از زندگی شخصی اوست. مرادی کرمانی قصد دارد ضمن حفظ هویت فردی، محرومیت های اجتماعی را نیز به تصویر بکشد. این ویژگی در کتاب "شما که غریبه نیستید" مشخص تر است. به نظرم زندگی او شباهت هایی به زندگی ماکسیم گورکی دارد زیرا گورکی هم از جمله نویسندگانی بود که در کودکی دچار محرومیت های زیادی بود. مرادی کرمانی به واسطه ی تنگناهای اقتصادی و اجتماعی توانست به تخیل خود پناه ببرد و به درستی از آن کار بکشد.»10

اقبال زاده افزوده است: «نویسنده اگر نتواند در درجه ی اول بومی باشد، نمی تواند برد جهانی نیز داشته باشد. هگل هم معتقد است اولین شرط داشتن هنر بزرگ، اصالت و صمیمیت است. در کتاب "َشما که غریبه نیستید" هوشو به عنوان نماینده ی کودکان محروم، در برابر فقر و رنج واکنشی طنزگونه نشان می دهد. مرادی کرمانی در این کتاب در واقع از رنج خود و همسالانش می نویسد. کارهای او بدون شک دربردارنده ی نقد اجتماعی است.»

 

پی نوشت:

1-      روزنامه ی شرق (۷و ۸ آبان1383)

2-      سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی- ایرنا (11/9/1388)

3-      سایت نگاهک (23/7/1388)

4-      سایت همشهری آنلاین- ادبیات

5-      سایت میراث خبر– گروه گفت وگو

6-      روزنامه ی جمهوری اسلامی- صفحه ی هنر و ادبیات (24/4/1382)

7-      روزنامه ی ایران- فرهنگ و هنر (26/9/1386)

8-      مجله ی سیما فیلم (30/6/1388)

9-      فصل نامه ی جشن کتاب (18/6/1385)

10-   خبرنامه ی گویا (7/4/1387)

11-    روزنامه ی ابتکار (8/9/1385)

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/3VCS8BH

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir