
عصر علامه علومی
اسماعیل امینی و نادر ختایی
پس از ملا جلالالدین رومی
رسیده عصر علامه علومی
فروتن، بانمک، استاد در طنز
ولی در نقد جدی و هجومی
ادیب و فاضل، افضل در فضیلت
علیم و عالم، اعلم در علومی
تو عطاری و مولانا و سعدی؟
عبید و اهلی و وحشی؟ کدومی؟!
سخن گفتی و دل بردی از عالم
تو با آن لهجه شیرین بومی
طرفداران آثارت همهرنگ
فدای طنز تو زنگی و رومی
تویی الگوی آثار داوینچی
تو لبخند ژوکوند روی بومی
نمیدانم بگویم یا نگویم؟
تویی که گیر کرده در گلومی
به لیست شعر صاحبرتبه هستم
در این فهرست من زیرم تو رومی
به شبها بسترم گرم از خیالت
پلنگ خفته روی پتومی
به گفتار و سخن خیلی مدرنی
به کردار اهل آداب و رسومی
هوا بس ناجوانمردانه گند است
در این آلودگی دفع سمومی
خودم را شستهام در حوض این طنز
بیا لنگم بده، خیسم، حمومی!
غریبم، قوم و خویش من تو هستی
به حدی که یقین کردم عَمومی
سخن یک قطره از دریای علمت
تو در علم و هنر سنگ تمومی
هنرهای دگر داری، و لیکن
نشاید گفت در جای عمومی!
چو بادمجان بم آفت نداری
خدا حفظت کن استاد علومی
[این شعر در بیستم بهمن ماه، روز تجلیل از محمدعلی علومی در چهارمین جشنواره خارستان، توسط اسماعیل امینی و نادر ختایی سروده و در مراسم تجلیل از وی قرائت شد.]
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir