
سوگواره هنر عاشورایی/
علیزاده: باید آثار خلقشده از قالب نمایشگاهی بیرون بیایند
محمد علیزاده، طراحگرافیک، گفت: ورکشاپها و کارگاههای پوستر عاشورایی را از خیلی جهات بسیار لطیف و زیبا دیدهام؛ در این مسیر مهم، نوع ارائه به مردم است. باید آثار خلقشده از قالب نمایشگاه در گالریها بیرون بیایند و در اجتماع خودنمایی کنند.
سوگواره هنر عاشورایی، فرصتی برای عرض ارادت هنرمندان تجسمی کشور به وجود مقدس امام حسین (ع) است که شهر و منظر شهری در مناسبتهای مختلف، رنگوروهای مختلفی میگیرد. این روزها هم با فرارسیدن ماه محرم و ایامی که به نام بلند امام حسین (ع) و حماسه بزرگ عاشورا پیوند خورده، در گوشهگوشه شهر و استان و کشورمان نشانههایی میبینیم که بخش مهمی از آنها در حوزه «گرافیک» قرار میگیرند؛ پوسترها و بنرها و بیلبوردهایی که طراحی و چاپ و نصب میشوند تا از محرم و عاشورا بگویند تا اطلاعدهنده برنامه و مراسمی به همین مناسبت باشند. و همین بهانهای شد تا با محمد علیزاده گفتوگو کنیم تا از او درباره وضعیت خلق آثار گرافیک و بهویژه پوستر عاشورایی و از این قبیل بشنویم. این طراحگرافیک و مدرس دانشگاه، کارشناسارشد ارتباط تصویری از دانشگاه شاهد تهران است و چند سال است که درس هنر را در دانشگاههای شهید باهنر، آزاد اسلامی، سوره و خواجه نصیرالدین تدریس میکند. ضمناً در زمینهی موضوع ویژه گفتوگو –پوسترهای عاشورایی- هم فعالیتهای زیادی داشته؛ ازجمله برگزاری پنج کارگاه پوستر عاشورایی با سمت دبیر و مدرس کارگاه و برگزاری سه جشنواره عکس با موضوع عاشورا. متن گفتوگو با محمد علیزاده حالا پیش روی شماست.
در آستانهی ماه محرم قرار داریم و دوباره تصویرها و آثار گرافیکی پرشماری با موضوع حماسهی عاشورا –به شکلهای مختلف- در فضاهای شهری و فضای مجازی منتشر خواهد شد. برای شروع گفتوگو، لطفاً نظرتان را دربارهی ترویج موضوعات و معارف دینی، ازجمله پیام بزرگ عاشورا، در میان مخاطبان با استفاده از زبان هنر بگویید؟
زبان هنر، زیباترین و تاثیرگذارترین زبان است. زبانی است که در تمام دنیا فهمیده میشود. ترویج فرهنگ ناب و زیبای عاشورا و محتوای عمیق آن هم، با نگاه و بیان هنری، یکی از مهمترین و موثرترین راهها در این زمینه میتواند باشد.
شما، هم تاکنون آثاری با این مضمون و موضوع خلق کردهاید و هم در دانشگاه یا کارگاههای آموزشی و ورکشاپها، به جوانها آموزش دادهاید. دربارهی ویژگی یک پوستر عاشورایی از منظر خودتان بگویید.
به نظر من، ویژگی اصلی یک پوستر عاشورایی، محتوایی است که بیان میکند. یعنی فرمها کمک میکنند که ما به یک اندیشه برسیم. موضوع هم همینطور؛ اگر ما روح عاشورا و فلسفهی حاکم بر آن را با دیدن یک پوستر درک نکنیم، پوستر ارزشمندی خلق نکردهایم. یعنی رسیدن به فرمهای زیبا بدون در نظر گرفتن محتوا و موضوع، ارزش چندانی ندارد. از سویی، معتقدم در اینجا هم باید یک زبان بینالمللی حاکم باشد؛ یعنی اگر یک فرد خارجی هم با پوستر عاشورایی روبهرو شد، باید بتواند پیام آن را تا حدی درک کند.
در آثار پرشماری که این سالها به عنوان «پوستر عاشورایی» دیدهایم، گاهی شباهتها فراوان است. به نظر شما علت اینکه گاهی با تکرار و شبیه هم بودنِ آثار هنری –اگر نگوییم کپیکاری در تولید پوستر- روبهرو میشویم، چیست؟
این اتفاقی که در تولید آثار پوستر یا تصویرسازی عاشورایی میافتد، نتیجهی عدم مطالعهی هنرمندان در این حوزه است. طراحان عموماً برای خلق آثار خود، به آرشیو جشنواره رجوع میکنند. این نوع نگاه، منجر به تکراری شدن فرمها و اشکال و نمادها در پوسترها و دیگر مقولات میشود که اصلاً شایستهی یک جریان فرهنگی نیست. با نگاهی اجمالی به پوسترهای سالهای گذشته –مثلاً آثار سوگوارهی ملی هنر عاشورایی که چندین دوره برگزار شده- میتوان به این نتیجه رسید که درصد بالایی از آثار خلقشده، تکرار مکررات است. سوال اینجاست که طراحان گرانقدر برای خلق اثر خود چهقدر مطالعهی موردی دارند؟ تا چه اندازه با فلسفهی واقعهی تاریخی عاشورا آشنایند؟ آیا برای خلق اثر خود متون ادبی، کتب تاریخی و سخن بزرگان را مطالعه میکنند؟ در نهایت اینکه تا چه اندازه مطالعات خود را با نیاز امروز جامعه برای خلق اثر بدیع و ماندگار هماهنگ میکنند؟
شاید بشود گفت همین عدم شناخت و ضعف در آگاهی و اندیشه، به آسیبهایی مثل سرقت هنری هم منجر میشود؛ درست است؟
متاسفانه این موضوعی است که در ایران، صاحبان اثر هنری را بهشدت آزرده است. هنوز ما به جایگاه شایستهای در این زمینه دست پیدا نکردهایم و از نظر قانونی، راهکاری برای پیگیری و احقاق حق و مجازاتی برای این کارِ نادرست مشخص نشده است. واضحتر بگویم؛ در فضای کنونی جامعهی ما راحتترین نوع سرقت، سرقت ادبی و هنری است. این نوع نگاه برمیگردد به اینکه ما هنوز ماهیت خیلی از فعالیتهای هنری را به دید یک شغل و حرفه برای هنرمند در نظر نمیگیریم. هنرمندی که عکاسی میکند یا طراحی گرافیک انجام میدهد، شغلش این است و ما باید اصول و قواعد حرفهای را در زمینهی شغلهای هنری فرابگیریم. هم هنرمندان باید به این اصول پایبند باشند و هم دیگر افراد جامعه. میبینیم که از خلاقیت و تلاش هنرمندی بهراحتی کپی میکنند و حقش پایمال میشود. نهادی هم که پاسخگوی این سرقتها باشد وجود ندارد. برای رشد هنرهای مختلف در کشورمان، داشتن حق کپیرایت یکی از مهمترین مسائل است. تا زمانی که این قانون در کشور ما اجرایی نشود به خیلی از مسائل حرفهای در هنر نمیتوان امیدوار بود.

در صحبتها به «سوگوارهی هنر عاشورایی» اشاره شد. این سوگواره که امسال دهمین دورهی آن برگزار میشود، مهمترین رویداد هنری کشور در زمینهی آفرینش پوسترهای عاشورایی است؛ چون تعداد زیادی از بهترین آثار گرافیکی این سالها در حوزهی مضامین عاشورایی، محصول همین سوگواره است. نظر شما دربارهی برگزاری برنامههایی از این قبیل چیست؟
همانطور که پیشتر هم اشاره کردم، عاشورا و فلسفهی آن، یکی از مهمترین و باارزشترین موضوعاتی است که هنرِ ما در طول سالیان طولانی با آن مواجه بوده است؛ فلسفهای آکنده از ایمان و عشق و ازخودگذشتگی؛ فلسفهای برخاسته از یک تفکر ناب. سوگوارهی هنر عاشورایی، حرکت بسیار ارزندهای است که از سوی حوزه هنری کشور برگزار میشود و خوشبختانه تا به امروز هم ادامه و استمرار داشته است. این سوگواره، فرصتی برای عرض ارادت هنرمندان تجسمی کشور به وجود مقدس امام حسین (علیهالسلام) و یاران ایشان و حماسهی بزرگ عاشوراست.
موضوعی برگزار شدن این سوگواره، چه تاثیری در خلق آثار هنری دارد؟ اساساً طرح موضوعات نو در این زمینه را چگونه ارزیابی میکنید؟
عناصر اصلی هنر، موضوع، فرم و محتوا هستند. اینکه سوگوارهی هنر عاشورایی به دنبال موضوعات تازه است، در نگاه اول ارزشمند است؛ اما باید ببینیم که تا چه حد موضوعی شدن سوگواره توانسته است به جریانسازی اجتماعی کمک کند. باید ببینیم بازخورد این موضوعات در بین افراد اجتماع چگونه بوده است. آیا منجر به یک شکلگیری نگاه و تفکر صحیح و اصولی در بین مخاطبان بوده است یا نه؟
در این سوگواره، غیر از پوستر و تصویرسازی، بخشی هم با عنوان «پرچم» ایجاد شده است. میدانیم که طراحی پرچم و این قبیل، به شکل زیبا و ویژهای در سنت فرهنگی و مذهبی ما بوده است. نظر شما در این زمینه چیست؟
مسألهی اصلی، کاربرد این آثار در اجتماع است. بنده با اضافه شدن بخش پرچم به سوگواره مشکلی ندارم، اما نقد من به این بخش و دیگر بخشهای این سوگواره یا هر سوگواره و جشنوارهای، معطوف به کاربرد و کارکرد آثار در جامعه است. اگر ما به هنر گرافیک، نگاهی محض و صرفاً زیباییشناسانه داشته باشیم به بیراهه رفتهایم. گرافیک، یک رسانه است؛ این رسانه به دنبال آگاه کردن مخاطب و ارائهی محتوا و پیام است. اگر ما از این آثار خلقشده در اجتماع استفاده میکنیم راه را درست میرویم. به بیان دیگر، اگر نیاز اجتماع را در نظر گرفتهایم و به دنبال ارائهی راهکار بصری مناسب هستیم، نگاهمان نگاهی شایسته است، اما به نظر من ما هنوز به چنین نگاه شایستهای در این حوزه دست پیدا نکردهایم. اینکه این آثار در یک نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گیرند بهنوبهی خود بد نیست، اما کافی هم نیست. حوزهی ارتباط تصویری باید نقش اجتماعی خود را در یک جامعه ایفا کند، نه اینکه صرفاً به دنبال جریان نمایشگاهی و جشنوارهای باشد.
از سویی، کیفیت آثار هم جای بحث و تامل دارد. به نظر من جا دارد این موضوع به نقد گذاشته شود و آسیبشناسی شود. فکر میکنم اگر این رویدادها را با نگاهی موشکافانهتر نبینیم، بعد از چند سال برگزاری آن شاهد تکرار نوع نگاه و شیوهی اجرا در خلق آثار خواهیم شد؛ کمااینکه الان هم این مشکل را لمس میکنیم. اعتقاد من این است که این نوع برنامهها باید به سمتوسوی کارگاههای ارتباط تصویری به شیوهی حضوری متمایل شوند؛ چراکه در این کارگاهها اتفاقات بهتری رخ میدهد و مسیر ایدهیابی هم هموارتر میشود.
.jpg)
به بحث کارکرد و کاربرد آثار در جامعه و نقش اجتماعیِ ارتباط تصویری اشاره کردید. به نظر شما کلاً ارتباط مردم با آثاری که با موضوع عاشورا خلق میشوند چگونه است؟
طی تجربیاتی که در این سالها در ورکشاپها و کارگاههای پوستر عاشورایی داشتهام این ارتباط را از خیلی جهات بسیار لطیف و زیبا دیدهام. مردم از تجربیات بصری جدید و متفاوت استقبال میکنند، با آن ارتباط برقرار میکنند و از آن تاثیر میگیرند. مهم در این مسیر، نوع ارائه به مردم است. باید آثار خلقشده، از قالب نمایشگاه در گالریها بیرون بیایند و در اجتماع خودنمایی کنند. بهعقیدهی من، تنها با این نوع ارائهی آثار میتوان جلوههای بصری ناب عاشورایی را به شیوهای درست ارائه داد.
در رسیدن به ایدهی گرافیکی با موضوع عاشورا، که بتواند ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند، توجه هنرمندان طراح گرافیک به نمادهای فرهنگیِ منطقهی خودشان و فرهنگ مردم، میتواند موثر باشد؟
کشور ما دارای تنوع فرهنگ و قومیت و نژاد است و از این حیث، یک فرصت فرهنگی را در خود دارد. تنوع قومیتها و نمادها و آیینهای مختلف در کشور هم، از همین تنوع فرهنگی حاصل میشود. جا دارد این نمادها بیشتر شناخته و شناسانده شوند و روی آنان مطالعه و تحقیق صورت گیرد تا استفاده از این نمادها به شکل درست اتفاق بیفتد. اینگونه میتواند در برقراری ارتباط بیشتر هم موثر واقع شود.
در این بین، جایگاه نوآوری واقعاً کجاست؟ به نظر میرسد همهی راهها در رسیدن به ایدههای خوب و آثار خوب، از خلاقیت میگذرد...
نوآوری و خلاقیت در خلق یک اثر گرافیکی، حاصل تلاش و مطالعه و تجربه در این حوزه است. چهطور میتوانیم دربارهی تئاتر یا موسیقی یا مباحث مرتبطِ دیگر بیاطلاع باشیم و مطالعهای دربارهی آنها نداشته باشیم اما پوستر خوبی خلق کنیم؟ جای تاسف است که برخی واژههای هنری را هم برای محصلان، بد معنی کردهایم؛ مثلاً واژهی اتود (etude) در زبان فرانسه به معنی مشق کردن و تحصیل کردن و مطالعه کردن است، اما وقتی آن را در ایران به کار اولیهی هنری و یک طرح شتابزده تقلیل میدهیم، توقع کاری را که حاصل مطالعه و تعمق دانشجو در این حوزه است، نباید داشته باشیم، و توقع نوآوری را هم نباید داشته باشیم.
گرافیک خوب و سالم، گرافیکی ساده، خلاقانه و تاثیرگذار است که ماندگار هم خواهد شد. اینچنین گرافیکی به بهبود روند تصویری یک جامعه کمک میکند و ارتباط و اطلاعرسانی آن شفاف است.گرافیک خوب، ذهن بیننده را فعال میکند و پیام را در کوهتاترین زمان منتقل میکند. متاسفانه، اکثر کسانی که در حوزهی گرافیک فعال هستند از این نگاه دورند. خیلی از طراحان گرافیک -یا بهتر بگویم- کاربران گرافیک در جامعه دنبال بزک کردن آثار هستند تا مطالعه روی مسائل ارتباطی و خلاقانهی گرافیک.
.jpg)
از محتوای مطالبی که مطرح میکنید، میتوان نتیجه گرفت که این حوزه هم بسیار نیازمند آموزش است. وضعیت آموزش را در رشتهی گرافیک، بهویژه در استان کرمان چگونه میبینید؟
زمانی نهچندان دور در مقالهای خواندم که کشور ژاپن سالیانه نزدیک به هزار فارغالتحصیل گرافیک دارد که باید برای آیندهی کاری خود سخت تلاش کنند. آن زمان فکر میکردم که آنها چهقدر زیاد فارغالتحصیل دارند. امروز وقتی نگاه میکنم میبینم در سال بسیار بیشتر از این رقم در کشور خودمان فارغالتحصیل گرافیک داریم.
متاسفانه نسبتِ پذیرش دانشجو و نیاز بازار در کشورمان به هیچ عنوان علمی نیست. غالب دانشجویان به صورت حرفهای و مرتبط با رشتهی خود، جذب بازار کار نمیشوند. متاسفانه کیفیت آموزشی برخی از مراکز دانشگاهی هم بسیار پایین است و نگاهی مادی بر این جریان حاکم است.
.jpg)
به رغم این وضعیت آموزشی، ارزیابی شما از وضعیت گرافیک در استان چیست؟
علیرغم میل باطنیام باید بگویم که گرافیک استان هم در جایگاه شایستهای نیست. با وجود هنرمندان و فعالان و دانشآموختگان خوبی که در این حوزه داریم، اما چیزی که در جامعه شاهد آن هستیم با اصول گرافیک فاصلهی بسیاری دارد. به عقیدهی من، اصلیترین مشکل نبودِ مدیریت صحیح و اصولی در حوزهی ارتباط تصویری است. جایگاه گرافیک محیطی بسیار جایگاه نازلی است و شاهد آن هستیم که روزبهروز بر این نازیباییها اضافه میشود و مجوزهای محیطی غیرکارشناسانهی زیادی صادر میشود. سلیقهای عمل کردن، نبود کارشناسان مجرب در کنار مدیران و عدم دخالت و تصمیمگیری آنان در امور محیطی، راه را برای این نازیباییها در آینده هموارتر میکند.
با این حساب، حمایت از هنرمندان گرافیک در کشور و در استان چگونه است؟
باز برمیگردیم به همان نبودِ مدیریت صحیح در حوزهی ارتباط تصویری در کشور. بهطور مثال اگر دستگاههای دولتی و غیر دولتی ملزم به بهکارگیری طراحان گرافیک مجرب و دارای اندیشهی درست در حوزهی کاری خود بودند، آیا به نتیجهی بهتری در ارتباط تصویری میرسیدیم یا نه؟ یا اینکه حداقل بهعنوان مشاور در کنار مدیران حضور داشتند. متاسفانه ارتباطی بین طراحان گرافیک و مدیران برقرار نیست، ارتباطی که اگر از نوع مداوم و مستمر باشد به نتیجهی مثبت ختم میشود؛ نه اینکه کار بهصورت سفارشهای موضوعی و شتابزده انجام شود.
برگردیم به موضوع آموزش؛ شما برای انتقال تجربههایتان در زمینهی هنر گرافیک چه برنامهای داشتهاید یا دارید؟
در حوزهی گرافیک، برنامههای زیادی داشتهام؛ تدریس در دانشگاه، کار در کارگاه و آتلیه و برگزاری ورکشاپها و نمایشگاهها. نمونهی آن، برگزاری چندین کارگاه طراحی پوستر عاشورایی در شهر کرمان بوده که با استقبال بسیار خوبی از طرف مخاطبان و دانشجویان مواجه شده است، اما متاسفانه بهواسطهی مسائلی حق مطلب آنطور که باید و شاید ادا نشده است. امیدوارم که با احیای دوبارهی این کارگاههای آموزشی بتوانیم زمینهساز جریان متفاوتی در گرافیک استان و کشور باشیم.
.jpg)
برای افراد شرکتکننده در این کارگاهها و ورکشاپها و در سوگوارهها و جشنوارهها، و کلاً برای دانشجویان و هنرجویان این حوزه چه توصیهای دارید؟
توصیهی من، پرهیز از شتابزدگی در خلق اثر است؛ موضوعات فرهنگی ما نگاهی عمیق و جستوجوگر را میطلبد. اعتقاد دارم اگر حداقل بخشی از جشنوارهها با نگاه کارگاهی و با حضور هنرمندان دنبال شود به آفرینش آثار ارزشمندتری منتج خواهد شد. از طرف دیگر، باید به ارائهی این آثار در اجتماع به نحوی شایستهتر و قابل لمستر از طرف مردم اندیشید و آنها را به شکل مناسبی در معرض دید عموم قرار داد. جریانهای نمایشگاهی، آن هم به صورت خاص در یک یا چند شهر، حق مطلب را آنطور که باید و شاید ادا نمیکند و باعث تغییر نگاه و ذائقهی بصری جامعه نمیشود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir