کرمان
← همه اخبار
قدم زدن روی شب

قدم زدن روی شب

۱۴ مهر ۱۳۹۲کد خبر: 142158۱

ما فکر نمی کردیم روزی ممکن است دوباره برگردیم، فکر نمی کردیم که شکنجه های روحی و جسمی اردوگاه های عراق را تاب بیاوریم و اگر نبود این درد جمعی که همه ی اسرا به آن مبتلا بودند، خیلی زود از بین می رفتیم...

تاریخ نشان داده که ما مردم سرزمینی هستیم که اشتباهات تاریخی خود را به فراموشی می سپاریم. شاید یکی از دلایل این موضوع، این است که بخش اعظمی از تاریخ ما همواره به صورت شفاهی و سینه به سینه روایت شده و از معایب روایت شفاهی این است که راوی در آن دخل و تصرف می کند. اما برای جلوگیری از این امر راهکارهایی هست که بی شک یکی از آن ها مکتوب کردن رخدادها با نگاهی فارغ از پیش داوری و قضاوت و با دیدی منصفانه و بی طرف است. ضرورت جمع آوری و تدوین این خاطره ها بیشتر از آن جهت است که در خطر فراموشی و دور شدن از شکل اولیه و اصیل خود قرار دارند بنابراین تلاش پژوهندگان باید در راستای خفظ و ضبط این آثار به همان صورت اصیل و اولیه باشد تا تصویر درستی از فضای جامعه ترسیم شود.  
از آنجا که ما کمتر شاهد تولید آثاری حرفه ای و درخور برای نشان  دادن نقش موثر گیلانی ها در پیشبرد انقلاب و دفاع مقدس بوده ایم برای آشنایی بیشتر نسل جوان با تاریخ معاصر، حوزه هنری گیلان گردآوری این خاطره ها را یکی از اولویت های کاری خود قرار داده است. در ثبت و تدوین این رخدادها که با عنوان « قدم زدن روی شب » به همت حوزه هنری گیلان چاپ شده است، باید سپاسگزار تقی حسین پور نوجوان روستا زاده ی سال های جنگ باشیم که در عملیات کربلای 2- که به حق کربلای گیلانی ها بود – تا آخرین فشنگ جدید و در حالی که با دشمن چشم در چشم ایستاده بود در بند اسارت گرفتار آمد و هم چنین محمد یحیایی که در اولین گام تجربه ی تاریخ شفاهی دفاع مقدس، با انگیزه و تلاش بسیار گام برداشت تا نسل امروز میهمان خاطرات سال های التهاب و جنگ باشد؛ سال هایی که برای همیشه ی تاریخ می ماند.  
 
از نکات جالبی که در رابطه با این کتاب می توان اشاره کرد تصاویری است که در انتهای آن گنجانده شده است که مربوط می شود به سال های جنگ و اسارت و عکس های نامه هایی که دراین دوران بین تقی حسین پور و خانواده ی او رد و بدل می شده است را دید که با نگاه به آن می توان به رنج عمیق و طاقت فرسای جنگ به اندازه ی سر سوزنی پی برد. در ابتدای این کتاب برشی از فضای وهم آور اسارت را می خوانیم که مخاطب را همان ابتدا میخ کوب کتاب خواهد کرد: حاضر بودم هر چه را که دارم بدهم تا این خواب حقیقت نداشته باشد. همیشه فکر می کنم که هیچ گاه نمی توانم آن روزها را توصیف کنم. شاید برای یک نفر مشکلات یا اتفاقات بسیار بدتری نسبت به اسارت، بیفتد. ممکن است که در یک روز تمام دارایی اش را از دست بدهد یا چند نفر از اعضا خانواده اش فوت کنند. اما وقتی که این چند روز تمام شد دیگر تمام شده است و آن فرد پس از مدتی، با کم شدن فشار روانی ناشی از آن اتفاق به زندگی باز می گردد. اما یک اسیر نمی داند تا کی اسیر است و آیا زنده بر می گردد یا نه! این تردید، دو دلی و بلاتکلیفی بزرگ ترین شکنجه هاست. ما فکر نمی کردیم روزی ممکن است دوباره برگردیم، فکر نمی کردیم که شکنجه های روحی و جسمی اردوگاه های عراق را تاب بیاوریم و اگر نبود این درد جمعی که همه ی اسرا به آن مبتلا بودند، خیلی زود از بین می رفتیم...
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/3S2Y87E

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir

قدم زدن روی شب | کرمان