حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
محصولات ، معادن وصنایع دستی استان کرمان

محصولات ، معادن وصنایع دستی استان کرمان

۱۳ مهر ۱۳۸۹کد خبر: 140279۲

بی بی عالیه جهرمی

محصولات ، معادن وصنایع دستی استان کرمان

باز ورخستادی گفتم که بی همرا مرو

تا تو کفشات می کنی م اومدم تنا مرو

یا میا از دروتو یا زود ازجا ورمخی

هی مگو بل م برم همچی مشو وررا مرو

ای زبون شل نیستی تعوارشه هچی مده

ورکجو می ری ؟ بغیراز ایجو ورهجا مرو

هرکجو پا می گذاری پته و قالی ببر

بی دوتا سوغات کرمون تا به کانادا مرو

هم بیار از رابر و از بافت گردو و عسل

نا تداری زیره و انجیر، خود خرما،مرو

پرتقال و لیمو و نارنگی و خرمای بم

تا نخوردی سیرای بی بی و ای آغا مرو

سر درختی داره او کهنوج و خرمای زیاد

یا بچین واشنگتنی یا از درخ بالا مرو

ساحل پربرکت رود هلیل سیل کن

سبز یاش و میوه شم کی میکنه حاشا ؟ مرو

گف که ماشاءاله نمک و رجون ئی جیرفتیا

تو بهار سردرختی میری و حالا مرو

بروبخربکرائی و بزمونی ازشهداد یا

حناشون رنگ داره ایجه واوجا مرو

میخری ترشاله و کشک خلال و پرهلو

هم بدون پسته خندون او سر دنیا مرو

تواماچو تلف گلسرخی یا لیموترش

آش اماچو مزه می ده ورتوئی سرما مرو

پسته رفسنجون بخر یا از زرند و سیرجون

تا نبردی مسقطی از کشور دارا مرو

از زرند و اوسوهون نازش م چی بگم ؟

بربخورهشوخ دگه قناتی پاپا مرو

ازحلاوت می بره دل قند خوب بردسیر

از برشیرین لبائی امشب و فردا مرو

از لبن هرچی بخوائی داره محصولات خوب

جون ما بی شیر وماست جالب واعلا مرو

سیب سرخش میره ورکمپوت سازی اصفهون

داره انگور فراوون صبرکن حالا مرو

کشک خوب و مغز گردوشم بخوروخت نهار

کیف کن ازخوردنش همچی توبرق آسا مرو

چاقو و قند اشکن و مقراض راین وربدار

بی انارسرخ چترودی کجا ؟ کاکا مرو

یه نفر می گف شمال کشورما، گفتمش :

بی پنیرشهربابک ور لب دریا مرو

گف که می گن صادراتش دکتره مث شهربافت

گفتمش هابله بی تعریف از اونا مرو

شهرمس سرچشمه هست و شهر معدن سیرجون

اسمش گل گوهره بی دیدنش اصلا مرو

پابدانا معدن سنگ زغال ئی دیار

بی توجه از همه ئی نعمتا جانا مرو

دونه ای انجیر راوربه زصدتا بیسکویت

بی انارازاوجه و بی قالی زیبا مرو

ای به ماهون رفتی و میری به باغ شازده

با شتاب از جایگاه عارف والا مرو

ای به جوپارو زیارت رفتی ازما یاد کن

هش کجا بی ذکررب و خالق یکتا مرو

سن رختم هادرش می شی چغوکار می زنی

بی کماچ و تخم انجوجه ورو صحرا مرو

خینسا می گف که می خوام یه اروپائی برم

گفتمش هم اوجه مم بی چاقد و مخنا مرو

گف رخو نازنگلویه ، می گه بل همرات بیام

گفتم او دردونه یه ، هجا خودش همپا مرو

دخترو می تورتم وختی تو آرا می کنی

ورجلوئی یاروا ای دختوخودآرا مکن

ئی مجنگار مزن ریمل بشه مث پا خروس

گف و لب قرمز مکن خودنیق و نیش وامرو

ای بگوبره ورخودش ئی خواستگاروگرتیه

خونه ئی هروینی و گرتی توبی پروا مرو

می کتارونه ، ترس مال میده ، می شرپونتت

هرچه مم داری اشت مستونه خود دعوا مرو

ای ننه از بسکه جوشت میده می لرزونه تت

درد وردار ازدلت نی میشه دردافزا مرو

گف که میخوایه بشی عاروس خوب مادرش ؟

کوشکی میشد مادرش ازاولش نازا مرو

ای کسی استوندتت ای خواستی عاروس بشی

بی توکل ورخدای حی بی همتا مرو

هرکجومیری خودت باش ونگا ور کس مکن

اسمته رویا مگردون وبجا کبری مرو

ئی فکل همچی میاراز زیرئی مخنا بدر

یامواته قام کن زیرکلیتو یا مرو

گف که اشنفتم که میری جشن شعروشاعری

ای نگفتی شعر کرمونی مث حلوا مرو

گفتمش هشوخ نبود آزاده مم بی معرفت

خود خودم گفتم وری بازار بی کالا مرو

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/MFV9K3G

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir