
مردی که تمام خوشبختی ها را داشت
در جهان نمایشنامه نویسی نام هائی وجوددارند که به واسطه افکار واعمالشان توانسته اند نقش تاثیر گذاری بر جریان های تئاتری جهان داشته باشند ، یکی از این نامه ها کسی نیست جز...
آرتور میلر
در جهان نمایشنامه نویسی نام هائی وجوددارند که به واسطه افکار واعمالشان توانسته اند نقش تاثیر گذاری بر جریان های تئاتری جهان داشته باشند ، یکی از این نامه ها کسی نیست جز نخستین رییس انجمن جهانی پن نویسنده ونمایشنامه نویس اخلاق گرای آمریکائی آرتور میلر ، در17 اکتبر 1915 در یک خانواده اشرافی در منهتن نیویورک به دنیا آمد، اما به علت بحران اقتصادی آمریکا پدرش ورشکست شد و او مجبور شد که برای امرار معاش به مشاغل گوناگونی روی بیاورد در سال 1934 وارد دانشگاه میشیگان شد ودر سال 1938 در رشته ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شد درسال 1944 اولین نمایشنامه اش را به نام (مردی که تمام خوشبختی ها راداشت ) نوشت که باعث شهرت او شد و در سال 1945 رمان (فوکوس) را نوشت که درآن برفاشیست و تفکرات فاشیستی تاخت وتوانست خودش را به عنوان یک نویسنده معرفی کند او درزمینه مقاله نویسی هم تبحر داشت و برای مجلات و روزنامه ها مطلب می نوشت میلر در1961 گفته بود: من تصورمی کنم یک روزنامه خوب آن است که انگار یک ملتی با خودش صحبت می کند. اما شهرت و تخصص آرتورمیلربه واسطه نگارش نمایشنامه هایش وعلاقه وافرش به تئاتر بود ، او تصور میکرد تئاتر میتواند زندگی انسانها و درنتیجه دنیا را تغییر دهد. دراوایل دهه50 میلادی کمیته ای جهت رسیدگى،شناسائی و پاکسازی جامعه ازعقاید کمونیستی ازسوى مجلس آمریکا که توسط سناتورجمهوری خواه مک کارتی تشکیل شده بود میلررا به اتهام عقاید کمونیستى مورد بازخواست و بازجویى قرار داد. او اعتراف کرد که به همراه چهار نویسنده دیگر در چنین جلساتى شرکت کرده است اما درمقابل ازافشاى نام دیگر نویسندگان امتناع ورزید ودر مقابل فشارهاوارعاب این کمیته تسلیم نشد ودرنهایت درلیست سیاه قرار گرفت. آرتورمیلرازسوئی مدافع سرسخت حقوق وآزادی های فردی درزمینه های اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی و عقیدتی بود وآنها را جز حقوق معنوی ومسلم انسانی می دانست واز سوئی دیگر مخالف قدرتمند نظام سرمایه داری آمریکا بود، نمایشنامه مرگ فروشنده که امروزه به یکی ازاسطوره ها وشاهکارهای نمایشنامه نویسی جهان تبدیل شده است به تبعات و تخریب های اخلاقی و اجتماعی به واسطه سیطره نظام سرمایه داری برشئون اجتماعی می پردازد میلردر زمینه های سیاسی عقایدش را به صراحت بیان می کرد:«ما همه درکشتارهای ویتنام، عراق،افغانستان و ... مسئولیم. ما سیاستمدارانی را به قدرت می رسانیم، به آنها مالیات می دهیم و سکوت می کنیم، پس دستمان به خون همه مظلومینی آلوده است که سیاستمداران ما آنان را به نابودی می کشانند.» آرتور میلر نمایشنامه های متعددی با مضامین متنوعی نوشته است از جمله می توا ن به مردی که تمام تمام خوشبختی ها را داشت 1944 همه پسران من 1947 مرگ فروشنده1949 خاطره دودوشنبه وچشم اندازی از پل 1955 حادثه درویشی 1964 ارکستر زنان آشویتس 1976 و... اشاره کرد. آثار وعقاید میلرنقش مهمی درجهت ارتقا فنی وتکنیکی نمایشنامه نویسی داشته است ، مهارت او در دیالوگ نویسی وایجاد موقعیت های تاثیر گذارونظریه پردازی درزمینه های گوناگون از جمله تراژدی مدرن و.... به او جایگاه خاصی در عرصه نمایشنامه نویسی داده است میلربه واسطه نگارش نمایشنامه مرگ فروشنده ، توانست به صورت هم زمان سه جایزه اصلی نمایشنامه نویسی یعنی پولیتزر، تونی و جایزه حلقه منتقدان نمایشنامه نویسی نیویورک راازآن خود کند وهمچنین در سال ۲۰۰۲ مفتخر به دریافت نشان افتخار ادبى اسپانیا شد.نمایشنامه چشم اندازی ازپل که ازآثار ارزشمند میلراست به خانواده ای می پردازد که درآن مردی به نام ادی کاربون با زن وخواهرزاده همسرش درحومه نیویورک زندگی می کنند رابطه کاربون با خواهرزاده اش که کاترین نام دارد آن چنان صمیمی است که کاترین او را پدرمی نامد. این سه نفر مهاجرانی هستند که ایتالیا را برای زندگی بهتر به مقصد آمریکا ترک کرده اند. کاترین که سال آخرمدرسه اش را می گذراند، تصمیم می گیرد که شغلی دست و پا کند. کاربون با سر کار رفتن کاترین مخالفت می کند، اما به هر حال می پذیرد. مدتی بعد دوتن ازخویشاوندان همسرش به نام های رودلفو ومارکو که از ایتالیا آمده اند، درخانه آنها اقامت می کنند بعداز گذشت مدتی کاترین به رودلفو دل بسته می شود آنها می خواهند با هم ازدواج کنند،اما کاربون مخالف این ازدواج است. اواز رفتارهای رودلفو خوشش نمی آید و بسیاری از رفتارهای او را مانند خیاطی وآشپزی کردن وحتی وضعیت موهایش را نمی تواند با عقاید خودش تطبیق دهد و اورا فردی مناسب برای همسری کاترین نمی داند، کاترین و رودلفو قرار ازدواج را می گذارند ، کاربون که مستاصل شده ماموران اداره مهاجرت آمریکا را از بودن رودلفو و مارکو آگاه می کند. پلیس به خانه آنها می آید ورودلفو و مارکو را دستگیر می کند. کاترین برای ازدواج نیازی به اجازه کسی ندارد، چرا که به سن قانونی رسیده است و طبق قانون رودلفو می تواند با ازدواجی که با کاترین می کند، به عنوان مقیم آمریکا پذیرفته شود. تنها رودلفو باید تعهد کند که کسی را به قتل نرساند،کاربون درموقعیت پیچیده ای قرارگرفته است و نمی تواند خودش را با چنین شرایطی وقف دهد ودر زمانی که با آنها روبرو می شود چاقوئی را که به دست دارد به سمت شکم خودش می برد و... آرتورمیلرنویسنده ای که به مفاهیم اخلاقی هم چون شرافت انسانی و تعهد اجتماعی و... پای می فشرد دردهم فوریه سال 2005 میلادی چشم از جهان فروبست اما به سرزمین مردگان نشتافت ، چراکه معتقد بود وقتی که می نویسی دیگر نمی میری .
نویسنده : بابک دقیقی
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir