حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
نمی‌توان طنز را از حس و حالِ جامعه جدا دانست

گفت‌وگو با «عباس تقی‌زاده» پژوهشگر و مدرس دانشگاه

نمی‌توان طنز را از حس و حالِ جامعه جدا دانست

۲۷ شهریور ۱۳۹۵کد خبر: 143114۴

دکتر «عباس تقی‌زاده» که در رشته‌ی «علوم ارتباطات اجتماعی» تحصیل کرده، از پژوهشگران فعال استان کرمان است. همین مردادماهِ گذشته، در بخش پژوهش ششمین جشنواره‌ی طنز کرمان (خارستان6) برگزیده شد و مقاله‌اش مقام نخست را کسب کرد. همین بهانه موجب شد تا با توجه به تسلط کارشناسانه‌اش به موضوعاتی از قبیل رسانه و فضای مجازی، با او به گفت‌وگو بنشینیم؛ گفت‌وگویی که با حرف‌هایی درباره‌ی طنز در فضای مجازی آغاز شد و در ادامه، به نقد وضعیت نظام و سیستم آموزشی هم رسید؛ سیستمی که او معتقد است پرورش‌دهنده‌ی نوآوری نیس

با فراگیر شدن فضای مجازی به شکل‌های مختلف، انتشار آثار ادبی و هنری و ازجمله طنز هم، گسترش و سرعت خاصی پیدا کرده است. به نظر شما فضای مجازی، حوزه‌ی طنز را با چه فرصت‌ها و چه آسیب‌هایی روبه‌رو کرده است؟  مفهوم فضای مجازی، مفهومی گسترده است اما از آن‌جا که در کشور، در گذشته شاهد حضور و استفاده‌ی مردم از وبلاگ‌ها و سایت‌ها بودیم و امروزه شاهد مهاجرت به شبکه‌های اجتماعی مجازی به کمک اپلیکیشن‌های موبایلی هستیم در ابتدا به وبلاگ‌ها و سایت‌ها اشاره می‌کنم.  وبلاگ‌نویسی برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، امکان انتشار و بیان دیدگاه‌ها، دست‌نوشته‌ها و ایده‌ها و افکارشان را فراهم کرد. به‌گونه‌ای که در برهه‌ای از زمان در اوایل دهه‌ی هشتاد، وبلاگ‌نویس بودن، وجهه‌ی اجتماعی خاصی داشت. با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور، وبلاگ‌ها، با فراهم کردن آزادی و افزایش اختیارات فردی و حذف سردبیری‌های معمول در فضای رسانه‌های مکتوب و مطبوعات، به فراگیرشدن طنز کمک کردند.  در واقع، طنز نیز جای خود را در فضای مجازی باز کرد و دورانی طلایی را در فضای مجازی به معنای وبلاگ‌ها و سایت‌ها آغاز کرد. رها شدن از بندهای خاصِ چاپ و متکی نبودن به کاغذ، جانی تازه به انتشار طنز داد. هرچند که همین ویژگی مثبت در جاهایی به دلیل رعایت نکردن محدوده و شرایط طنز حقیقی، به سمت لودگی و توهین هم رفت، اما در مجموع، به گشودگی فضای جامعه در ابعاد مختلف کمک کرد.  می‌توان گفت هم اوضاع سیاسی و اجتماعی به انتشار طنزهای سیاسی و اجتماعی یاری رساند و هم این‌گونه طنزها به گشودگی فضا یاری رساندند. یعنی نوعی تعامل را شاهد بودیم.  طبیعی است که استعدادهای نهفته‌ای نیز شناسایی و شکوفا شدند، اما بیش‌تر جنسِ طنز، اجتماعی و با تاریخ مصرف کوتاه‌مدت بود و سهم طنزهای ماندگار و کم‌تر وابسته به زمان، زیاد نبود.  در یکی‌دو سال اخیر و با رواج یافتن استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند و اپلیکیشن‌های موبایلی، طنز نیز جای خود را در شبکه‌های اجتماعی مجازی باز کرد با این تفاوت که عمر بسیاری از طنزها از زمان خلق شدن و تولید تا زمان فراموش شدن، نسبت به قبل کوتاه‌تر شد.  این موضوع به‌خصوص در طنزهای سیاسی ملموس‌تر است و چون فضا به سمت قطبی شدن پیش می‌رود، بلافاصله گروه دیگر مبادرت به خلق طنز جدیدتر و پاسخ‌گویی می‌کند و این موج‌ها در عینِ زاده شدن پیاپی، به طور پیاپی و حتی در کم‌تر از چند ساعت می‌میرند و به‌ندرت عمر طنزی طولانی می‌شود و ماندگار می‌شود.  فضای مجازی با تاکید بر شبکه‌های اجتماعی، به توزیع و پخش سریع و گسترده‌ی طنز کمک می‌کند اما به دلیل پایین بودن سطح کیفی محتوا در این فضا، طنز فاخر و عمیق را کمتر حمایت می‌کند. به سخنِ دیگر، برخی و شاید بسیاری از طنزپردازان خوب و توانمند ترجیح می‌دهند طنزهای فاخر و محکم‌تر خود را با تاخیر در این فضا نشر دهند.  می‌خواهم بگویم، آن‌چه از طنز در فضای مجازی می‌بینیم نماینده‌ی جریان طنزپردازی در کل کشور نیست و صرفاً ذائقه‌ی خاصی را پوشش می‌دهد. هم‌چنان‌که فرد به سرعت متن‌ها را مرور می‌کند حوصله‌ی خواندن و تمرکز بر متن ادبی و حتی طنز را هم ندارد و دنبال نوع خاصی از طنز سطحی است که چندان ذهن او را درگیر نکند و فسفر زیادی از او نسوزاند. این پدیده، میانگین کیفی طنز را در این فضا پایین آورده است؛ هرچند که ممکن است در گروه‌های خاص مجازی که اعضای متخصص و علاقه‌مند طنز حضور دارند، شرایط متفاوت باشد. 
• بخش زیادی از طنز در فضای مجازی، شامل بازنشر طنزهای مطبوعاتی است. وضعیت طنز را در نشریات کشور و به‌ویژه در نشریات استان چگونه می‌بینید؟ 
طنز همواره با مطبوعات هم‌راه بوده است و طنز مطبوعاتی، در بسیاری از موارد بهتر از سرمقاله و یادداشت‌ها، به انعکاس دیدگاه‌ها و بیان مسائل و مشکلات و درخواست‌ها پرداخته است. طنز مطبوعاتی در ایام انتخابات و زمانی که تب فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بالاست، رونق می‌گیرد اما در کنار این گونه، سهم طنزهای فاخر و ماندگار در مطبوعات در حد کافی نیست.  خیلی از مطبوعات هم طنز را جدی نمی‌گیرند؛ درحالی‌که جای انتشار طنز، بیش از هر رسانه‌ای، به دلیل نیاز به تامل و تفکر و تمرکز مخاطب، در مطبوعات است.  در مطبوعات استان کرمان هم اگر طنزی منتشر می‌شود و برخی نشریات مبادرت به انتشار ویژه‌نامۀ طنز می‌کنند، غالباً محصول تلاش افرادی است که سابقه‌ی نوشتن طنز در مطبوعات را دارند و کار دِلی می‌کنند، نه خواست و تشخیص دست‌اندرکاران مطبوعات.  در مجموع، طنز در مطبوعات کشور و استان جای کار بیش‌تری دارد و هم‌چنان که گفتم متأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی، کمیت و کیفیت آثار تغییر می‌کند و بیش از آن‌که نیاز به طنزخواندن را بیافریند خود را با ذائقه‌ی مخاطب و تقاضای جامعه تنظیم می‌کند. البته رسانه‌های نوین و فضای مجازی هم بر انتشار طنز در مطبوعات تاثیرگذار هستند. هم گاهی رونق می‌دهند و هم گاهی از انتشارش می‌کاهند. 
در ابتدای گفت‌وگو گفتید شرایط فضای مجازی، میانگین کیفی طنز را در این فضا پایین آورده است. فارغ از بحث فضای مجازی، فکر می‌کنید چگونه می‌شود به ارتقای کیفیت طنز کمک کرد. اساساً جایگاه آموزش را در حوزه‌ی طنزپردازی چگونه می‌بینید؟  آموزش در حوزه‌ی طنز، نقش تسهیل‌گر و پرورش‌دهنده‌ی استعداد را دارد. با آموزش در شرایط نبودِ استعداد، حداکثر ما به تولید متون مشابه و نوعی کپی‌کاری می‌رسیم، اما به شرط وجود استعداد و آموزش مناسب، زمینه‌ی آفرینش ادبی و هنری فراهم می‌شود. پس، پیش‌شرطِ آموزش، استعدادیابی و ایجاد محیط و شرایطی است که شناسایی و بروز استعداد، ممکن شود و استعدادهای پنهان کشف شود. در آموزش هم ما باید روحیه‌ی یادگیری داشته باشیم و پذیرنده‌ی آموزش دیگران باشیم؛ اگر این روحیه تضعیف شود و یا نباشد، به‌جای یادگیری و اثرگذاری آموزش، تبدیل به مانع می‌شود. 
• بعد از این‌که از سویی استعداد و از سوی دیگر آموزش مناسب وجود داشت، به نظر شما چالش‌ها و موانعی پیش روی یک نویسنده یا طنزنویس جوان هست که مانع بروز نوآوری در حوزه‌های ادبی شود؟ 
آفرینش ادبی و هنری، به حس و حال خوب نیازمند است. حتی یک حس نامطلوب هم می‌تواند آفرینش‌زا باشد به شرط آن‌که انگیزه‌ی خلق اثر در وجود فرد باشد و یا اگر هست، فرد آن را سرکوب و بی‌محل نکند.  وقتی پزشک مریض را معاینه می‌کند از روی نشانه‌های بالینی و گزارش فرد، دست به تشخیص می‌زند. بعضی‌وقت‌ها پزشک می‌بیند جسم، سالم است اما باز نشانه‌های درد و بیماری وجود دارد؛ این‌جا بحث شرایط روحی و روانی پیش می‌آید.  من از دوره‌ی جوانی که شما اشاره کردید عقب‌تر می‌روم و به کودکی و دوران مدرسه برمی‌گردم. باید اعتراف کنیم نظام و سیستم آموزشی ما اساساً نوآور و خلاق‌پرور نیست. به محفوظات و تست زدن ارزش و اعتبار بیش‌تری می‌دهد و کنکورزدگی در کنار سایر عوامل، روح آفرینندگی را خشکانده است. در مواردی هم که حرکت و رویدادی فراهم می‌شود، جهت‌دهی به استعدادها و محدود کردن دانش‌آموزان در موضوع یا موضوعات خاص و بعضاً با نگاه سال‌های دور، بال خلاقیت را می‌چیند. آفرینندگی بیش از هر چیزی به آزادی انتخاب نیاز دارد و سیستم آموزشی ما ترغیب‌کننده‌ی آن نیست. تا همین چند سال قبل، زنگ انشا از برنامه‌های آموزشی مدارس حذف شده بود.  به جشنواره‌های مهم دانش‌آموزی ما نگاهی بیندازید؛ عموماً روی علوم پایه و فنی و مهندسی تمرکز دارند که خوب است، اما نبودِ نگاه و سیاست‌گذاری متوازن، از ارزشمندی فعالیت در سایر حوزه‌ها کاسته است. دانش‌آموز ما هم به‌راحتی تفاوت نگاه را درک می‌کند. خب، وقتی شما از ابتدا با این چارچوب تربیت شوید در زمان انتخاب رشته، به رشته‌های علوم انسانی رغبتی نشان نمی‌دهید و همین نگاه تداوم می‌یابد. نمی‌خواهم همه‌ی تقصیر را متوجه نظام آموزشی بکنم و معتقدم آفرینش‌های هنری و ادبی، صرفاً از دلِ دانشکده‌ها و رشته‌های مرتبط بیرون نمی‌آید، اما نمی‌توان نقش بنیادی و زیربنایی مدرسه را نادیده گرفت. فعالیت‌های فوق برنامه‌ی ما امروز در مدارس محدود به کلاس‌های تقویتی و کنکور شده و اردوهای ما هم فضایی برای خوردن انواع خوراکی‌ها و دورهمی و گرفتن عکس شده است! کدام مدرسه‌ی ما در بخش کلاس‌های فوق برنامه که مجوز اخذ شهریه هم دارد به دنبال فعالیت‌های داوطلبانه و غیردرسی و خلاقانه‌ی ادبی و هنری است؟  موضوع بعدی به کم‌رنگ بودن مطالعه‌ی مفید و غیردرسی، کم‌اهمیت دانستن پژوهش و رسانه‌زدگی جامعه با تاکید بر کارکرد خبری و سرگرمی برمی‌گردد.  البته نباید نقش مشکلات اقتصادی و کم بودن فرصت‌های شغلی با حاشیه‌ی امن را هم نادیده گرفت. حمایت از صاحبان و آفرینندگان آثار هم چندان جدی نیست و مالکیت معنوی هم خیلی رعایت نمی‌شود. در کنار این‌ها، باید به اقتصاد هنر و ادبیات هم اشاره کنم که هم‌چنان کم‌رونق است. مجموعه‌ای از عوامل این روند را ایجاد کرده است و سهم هرکدام از فردی به فرد دیگر متفاوت است. 
• به جشنواره‌های دانش‌آموزی اشاره کردید. یادم است در دهه‌های قبل، جشنواره‌های فرهنگی و هنری رونق فراوانی داشت و واقعاً محل کشف و پرورش استعدادها بود. حالا البته در خارج از فضاهای آموزشی هم جشنواره‌های مختلفی برگزار می‌شود. مثلاً همین جشنواره‌ی طنز کرمان «خارستان» که ماه گذشته ششمین دوره‌اش برگزار شد. نقش و تاثیرگذاری برگزاری جشنواره‌ای مثل «خارستان» را در فضای ادبی و هنری استان‌مان چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
اول باید از برگزاری جشنواره‌ی طنز خارستان تشکر کنم. برگزاری جشنواره یک بخش کار است و تداوم برگزاری، بخش مهم‌تر کار است که خوش‌بختانه در کرمان به‌خوبی انجام می‌شود.  هر جشنواره‌ای فراز و فرودهایی دارد و کیفیت برگزاری آن، بیش از آن‌که به مجریان وابسته باشد به کیفیت آثار و میزان مشارکت شرکت‌کنندگان وابسته است. «خارستان» در سال‌های نخستین خود، به دلیل نو بودن، در حوزه‌ی طنز و طنزپردازی جریان‌ساز شد؛ جریانی که از مرزهای استان فراتر رفت و حالا در سطح کشور نگاه مثبت و اصیلی به طنز کرمان می‌شود. این جشنواره، نوعی خودباوری در هنرمندان و طنزپردازان جوان و حتی نوجوان ایجاد کرد و جنبش طنزپردازی را جانی دوباره داد. خارستان، مشعل طنز کرمان را روشن نگاه می‌دارد و جامعه‌ی هنری کرمان هم با آثار و مشارکت و همراهی‌شان، سوخت معنوی این مشعل را فراهم می‌کنند. اما هم جامعه‌ی هنری کرمان و هم مجریان و برگزارکنندگان و مدیران جشنواره نباید به وضع موجود قانع باشند. هر جریان هنری برای بقا و شکوفایی، به دمیدن اندیشه‌ها و نگاه‌های جدی و جدید نیازمند است. خارستان باید بستر تبادل و حضور و ارایه‌ی قلم و اندیشه‌ی هنرمندان مختلف از جای‌جای استان و حتی کشور باشد، وگرنه دچار آسیب تکرار و سکون می‌شود. این نکته را هم باید مورد توجه قرار داد که در برهه‌هایی از زمان، جامعه و هم‌چنین جامعه‌‌ی هنری چنان در فردگرایی و گریبان خود فرو می‌رود که در برابر جشنواره، بی‌تفاوت می‌شود؛ اما حالِ عمومی هنرمند و جامعه که خوب باشد جشنواره هم رونق می‌گیرد. منظورم این است که نگاه چندسویه به موضوع داشته باشیم و از آن‌جا که طنز در اذهان عمومی به خندیدن و شاد بودن آمیخته است و کم‌تر به جنبه‌های تلخند و زهرخند آن توجه می‌شود و انواع شوخی و مطایبه در زیر چترِ این واژه قرار می‌گیرد، جامعه وقتی دچار بی‌حسی باشد طنز را پس می‌زند تا خنده‌ی زورکی هم بر لب ننشاند. این موضوع نشان می‌دهد که نمی‌توان طنز را از فضا و حال و حس جامعه جدا دانست.
• شما در دوره‌های پنجم و ششم، از برگزیدگان بخش پژوهش جشنواره‌ی طنز کرمان (خارستان) بودید. این بخش چه وضعیتی دارد و در این سال‌ها چه پیش‌رفت‌هایی داشته است؟ 
پژوهش در زمینه‌ی طنز، با تاخیر به جشنواره‌ی خارستان آمد و می‌توان گفت پیشرفت کمی و کیفی آن، شیب ملایمی داشته است. این‌که به پژوهش توجه می‌شود خیلی خوب است اما باز هم در این بخش، مشارکت پژوهشگران آزاد و دانشگاهی لازم است. سهم پژوهش‌های اصیل که یافته‌ی جدید و نو داشته باشند چندان زیاد نیست. دوره‌های برگزارشده‌ی خارستان توانسته است انگیزه برای پژوهش طنز در بافت فرهنگی کرمان را رونق بخشد، اما هنوز ظرفیت‌های ناشناخته‌ی زیادی وجود دارد.  در جشنواره هم می‌توان بخشی را به ارایه‌ی مقالات اختصاص داد، اگر هم این ارایه از حوصله‌ی فضای اختتامیه و حضار خارج است می‌توان در قالب نشست پژوهشی به ارایه‌ی پژوهش‌ها و گفت‌وگوهای پژوهشی پرداخت.  خوش‌بختانه در کنار آفرینش اثر و هم‌چنین پژوهش، این جشنواره در حوزه‌ی نشر هم در حد توان موفق بوده است. پیش‌نهاد می‌کنم -و احتمالاً جزو برنامه‌های دفتر طنز هم باشد- که جشنواره‌ی خارستان و فعالیت‌های حوزه‌ی طنز را در سال‌های اخیر در استان کرمان، آسیب‌شناسی کنند و فراز و فرود جشنواره را واکاوی کنند. برای برنامه‌ریزی و برگزاری جشنواره‌های بعدی، یافته‌های این کنکاش علمی می‌تواند سودمند باشد.  ارتباط دفتر طنز حوزه هنری کرمان با برخی موسسات و مراکز و هنرمندان، قوی و عمیق است اما گسترش دادن به ارتباط‌های دفتر، به‌ویژه با مراکز علمی، دانشگاهی و آموزشی نیاز به تقویت دارد. مطالعه‌ی زمینه‌های هم‌کاری و تدوین و انعقاد تفاهم‌نامه‌های هم‌کاریِ عملیاتی، می‌تواند بخش‌های ناشناخته و ایستا را فعال کند.  فعال کردن و حمایت از طنز دانش‌آموزی، طنز دانشجویی و مقولاتی از این دست در نهایت وزن و تاثیرگذاری جریان طنز کزمان را ارتقا می‌بخشد و واقعاً جای آثار دانش‌آموزی و دانش‌جویی خالی است.  طنز شفاهی هم در مناطق مختلف استان نیاز به ثبت و ضبط دارد و دفتر طنز به‌تنهایی نمی‌تواند به همه‌ی این امور رسیدگی کند و لازم است اعتبار و بودجه‌ی خاصی به آن تعلق گیرد و دانشکده‌های مرتبط و حوزه‌های پژوهشی به یاری دفتر طنز بشتابند.  هم‌چنین پیش‌نهاد می‌کنم این نهاد فرهنگی –نه‌تنها در حوزه‌ی طنز بلکه در همه‌ی زمینه‌ها- هر سال اولویت‌های پژوهشی خود را براساس نیازسنجی، منتشر کند تا دانش‌جویان و پژوهشگران برحسب تمایل و امکانات خود و دانشگاه محل تحصیل، به غنای آثار پژوهشی کمک کنند. 
• درباره‌ی موضوع پژوهش و مقاله‌ای که امسال در جشنواره‌ی طنز کرمان برگزیده شد، توضیح می‌دهید؟ 
موضوع پژوهش درباره‌ی آثار دو طنزپرداز بومی استان بود. عنوان دقیق آن «طنز و شوخ‌طبعی در اشعار ملاصفر بهزادی اندوهجردی و واصل کرمانی» بود که در حد توان و بضاعتم آن را انجام دادم و قطعاً نواقصی دارد.  ملاصفر، پدر استاد فقید ادبیات دانشگاه تهران دکتر حسین بهزادی اندوهجردی است که تا دهه‌ی 40 در اندوهجرد می‌زیست و در همان‌جا درگذشت. واصل کرمانی هم تخلص دکتر سیدابوالقاسم پورحسینی است که استاد فلسفه‌ی دانشگاه تهران بود و در سال 1365 در شهداد درگذشت و در صحن امام‌زاده زید(ع) شهداد مدفون است.  آن‌چه از اشعار و خاطرات طنز ملاصفر باقی مانده، بیش‌تر شفاهی است که سینه‌به‌سینه نقل می‌شود و به کمک مرحوم سیدعباس نوابی اندوهجردی بخش زیادی از آن‌ها را جمع‌آوری کردم و اشعار طنز واصل کرمانی را نیز در دیوان شعرشان به نام «شکوفه‌های اندیشه» مطالعه کردم.  بخشی از کار هم، به مناظرات ملاصفر و «علی‌اصغر مشاق» خطاط و شاعر کرمانی اختصاص دارد که تاکنون در جایی منتشر نشده‌ است و به‌ویژه آن‌جا که درباره‌ی «قربان‌شاه نی‌زن» صورت گرفته، بسیار جذاب است. هم‌چنین، ملاصفر بهزادی اندوهجردی نگاهی به شرایط سیاسی کشور در زمانه‌ی خودش داشته و در زمینه‌ی مجلس و وکلای آن زمان مجلس و رقابت‌های انتخاباتی و سیاسی، اشعار طنزی سروده است.  به هر حال، هر دوی ایشان از اهالی شهداد بودند و امروزه هم بخش شهداد، نویسندگان و شاعران بزرگی چون هوشنگ مرادی کرمان و افسانه شعبان‌نژاد دارد که رگه‌های طنز در آثار هر دو، قوی و جدی است.  وقتی نتایج جشنواره اعلام شد تصمیم گرفتم موضوع را تلفنی به دکتر حسین بهزادی اندوهجردی در تهران اطلاع دهم و به نوعی خوش‌حال‌شان کنم. اختتامیه در‌ سیزدهم مردادماه بود و قبل از آن‌که تماس بگیرم، استاد بهزادی اندوهجردی از میان ما رفتند و شانزدهم مردادماه به پدر بزرگوارشان ملاصفر که او را «نخل کهن» می‌نامید، پیوستند و بنده در حسرت دیدار و گفت‌وگو با ایشان ماندم. خداوند ایشان و پدر بزرگوارشان و استاد پورحسینی را بیامرزد و رحمت کند.

 



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/ERVY2W7

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir