
هادی مشکات
مردی از دیار عاشقان
وقتی خداوند همه چیز را ساخت هنگامی که نوبت به انسان رسید خلقت را به خود انسان واگذاشت. او میخواهد چنین نتیجه بگیرد که آفریننده از خاصیت خالقیت خود سهمی بزرگ به انسان داد تا بعدها از بین آدمیان گروهی ممتاز انتخاب شوند که نامشان هنرمند است. موریس مترلینگ
هادی مشکاة متولد 1304در کرمان و فرزند حاجی آقا مشکاة یکی از عکاسان سرشناس کرمان است. مشکاه خود میگوید:
"نظر به اینکه پدرم یکی از عکاسان معروف کرمان بود من از کودکی در کنار ایشان به فن عکاسی آشنا شدم در دوران دبستان عکسهای 6×4 از مولا علی(ع) و اشخاص سرشناس چاپ نموده و به پسر عمویم داده و او هر عکس را ده شاهی میفروخت. تا کلاس هفتم مدرسه رفتم. روزیکه آخرین امتحان را داده به نزد پدررفتم، دیدم ایشان ناراحت هستند، گفتم پدر جان من امتحاناتم را دادهام، شما دیگر استراحت کنید و من از فردا به دنبال کار و کاسبی می روم. بعدها درسم را شبانه ادامه داده و دیپلمم را گرفتم وبعدازمدتی عکاسی دلخواه گشتم" استادمشکاه درموردچگونگی پیشرفتشان در زمینه عکاسی می گویند:"اصل 4 ترومن در کرمان دایر گردید و به عنوان عکاس استخدام شده وبعداز سه ماه به عنوان رئیس سمعی و بصری منسوب شدم. بعد ازچند سال اصل 4 در ایران منحل گردید و من را با وسایل سمعی و بصری به فرهنگ و هنر تهران فرستادند و در آن اداره استخدام شدم".ایشان درموردچگونگی ورودشان به دنیای سینمامی گویند:" نظر به اینکه عکسهایی که میگرفتم مورد توجه قرار گرفت، از گروه فیلمبرداری استودیو خاورمیانه دعوت شده و گفتند اگر وقت داشته باشید عکسهای فیلم ما را بگیرید .به دلیل علاقه زیادم به سینما فردای آن روز به اداره نامه نوشته و استعفا دادم، مسئولین ناراحت شده وعلت را جویا شدند. عرض کردم از پشت میز نشستن خوشم نمیآید میخواهم آزاد کار کنم.از سال 1334 وارد سینما شده و به طور کل 321 فیلم عکاسی کردم."مشکاه بعد از انقلاب عملا وارد دنیای تهیه کنندگان سینمای ایران شد. هفت ماه بعد از انقلاب به دستور مجلس مبنی بر این که باید تمام اتحادیهها، شورایی اداره شوند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از تمامی افراد اتحادیه سینما دعوت نمود. به دستور مجلس باید هر حرفه یک نفر را انتخاب می کرد تا شورا کار را شروع نماید.بعداز رای گیری اسم هادی مشکاه هم به عنوان عضوی ازافراد شورا درآمد .وی درمورد چگونگی شروع کارخود در شورا می گوید: "در جلسه شورا پیشنهاد دادم: تهیه کنندگان همه به خارج و یا جاهای دیگر رفتهاند. اگر هر کدام یک مبلغ کم بگذاریم،می توانیم یک فیلم مشترک بسازیم. همه گفتند: مگر تهیهکنندگی آسان است ما مقدورمان نیست. به اجبارخودم کار ساختن فیلم«کرکسها میمیرند» راشروع نمودم. این فیلم به کارگردانی جمشید حیدری و با فیلمبرداری شکرالله رفیعی و سید محمد قاضی و با بازی آقایان داوود رشیدی، مصطفی طاری، مهرابی، رمضانیفر،منصور تهرانی، قوامی و عدهای دیگرساخته شد و اولین فیلم سینمایی انقلاب اسلامی بود. حدود دو ماه گذشت، فیلم را تکمیل نموده و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحویل نمودم. چند روز بعد پروانه گرفت و تقاضا نمودم اکران شود. مسئولین گفتند: سینماها هنوز دایر نشدهاند، با ترس روزی یک سانس از ساعت 10 تا 12 صبح، بیشتر نمایش نمیتوانیم بدهیم و بلیط آن 12 ریال و لژ 20 ریال است و شما ضرر میکنید. گفتم: راضی هستم اکران کنم اگر کسی سینما را آتش نزد یا شیشه و پلاکارد را پاره نکرد، سانس را اضافه میکنید؟ گفتند: اگر مردم عکس العمل انجام ندادند، اضافه میکنیم از فردا صبح اکران نمودم، چون فیلم فارسی بود با اشتیاق برای دیدن فیلم بلیط خریده و به آرامی سینما رفتند، سه روز گذشت، ارشاد رفتم و گفتم: سینما به آرامی فیلم را نمایش میدهد. مسئولین یک سانس از 12 تا 2 اضافه کردند، تا آخر هفته دوم سینماها عادی شد و پنج سانس را گرفتم واین فیلم با بلیط 12 ریال، 650 هزار تومان فروخت".مشکاه فیلم دومش را تحت عنوان «مرز» ساخت و این اثر برخلاف فیلم اولش رنگی بود. فیلم سومش «فرمان» نام داشت و به دنبال آن فیلم چهارمش «میرزا کوچک خان» را ساخت. مشکاه در مورد اکران این فیلم ماندگار میگوید:روزیکه فیلم میرزا را اکران نمودم، برای ارسال کپیهها (12 کپی بود و ارشاد 14 سینما حواله داده بود)به اجبار با دو موتورسوار قرارداد بستم تا با دو فیلم 4 سینما را تکمیل کنم. همان موقع از دفتر حضرت آیتالله خامنهای تلفن شد و گفتند جناب حاج آقا میخواهند فیلم را تماشا کنند. ماجرا را به عرض رسانده و گفتم اجازه دهید بعد از نمایش فیلم یک کپیه خدمتتان میرسانم، هر زمان که خواستید ملاحظه بفرمایند. مسئول گفت: آقا میخواهند قبل از دیدن مردم فیلم را ببینند. گفتم: تنها راهش این است یک سینما را تعطیل کنیم. ایشان گفتند: اجازه دهید از خودشان سوال کنم به شما خبر میدهم بعداز چند دقیقه زنگ زده و گفتند آقا فرمودند همین کار را بکنید و فردا ساعت 6 بعد از ظهر خودتان و کارگردان و بازیگر نقش میرزا را نیز با خودتان بیاورید. فردا ساعت 6 رفتیم. جناب آقای خامنهای به اتفاق آقای مشکینی و روحانی دیگر آمدند. وقتی که نشستند به من فرمودند: شما کنار من بنشینید هر جای فیلم سوالی داشتم از شما بپرسم. وقتی که فیلم شروع شد ایشان از هر جای فیلم که خوششان میآمد احسن میگفتند. در یک پلان فیلم گفته شده بود: هر چه سر ما میآید از دست این آخوندهاست. درآن هنگام مدام به این دیالوگ فکر میکردم که چه بگویم تا ایشان از این قسمت فیلم ناراحت نشوند. وقتی فیلم به آن دیالوگ رسید ایشان با صدای بلند خندیده و گفتند: احسن. خدا را شکر نموده و خیلی خوشحال شدم وقتی که فیلم به پایان رسید، ایشان فرمودند بیایید نزدیک تا با هم صحبت کنیم. فرمودند: آقای مشکوة خسته نباشید، بسیار فیلم ارزنده و خوبی ساختید و این فیلم ماندگار است. من آن ساعت متوجه صحبت ایشان نشدم. آقا به من فرمودند: این فیلم با هزینه زیاد تولید شده و شما چه میخواهید تا من به شما بدهم؟ عرض نمودم: برای من افتخاریست که سرکار از ساختم خوشتان آمده و ایشان گفتند: تصویر خیلی گویا و تمام پلانها و صحنهها معلوم میشود، از هیچ چیز کوتاهی نشده و اولین فیلمی است که بدون عیب است من تشکر نمودم و ایشان فرمودند: هر چه لازمتان است من میدهم. عرض نمودم فیلم به پایان رسیده و دیگر نیازی به چیزی ندارد. ایشان گفتند: من دلم میخواهد شما باز بتوانید از این قبیل فیلمها بسازید. آقای مشکینی گفتند: آنجایی که گفتند روحانی... حضرت خامنهای وسط حرف آمدند و گفتند: باید ببینید چه کسانی دارند از روحانیها میترسند و آن مسئولین دولت وقت هستند و این نشست سه ربع طول کشید و حضرت آقا درباره پلان به پلان فیلم صحبت کردند و هر سه نفر ما را مورد لطف و مرحمت قرار دادند".استاد مشکاه در سال 1390 از طرف جشنواره دفاع مقدس به عنوان بهترین تهیه کنندهی فیلم «ترن » طی 30 سال انقلاب اسلامی معرفی شدند وی در این باره میگوید:" چند ماه بعد از اهدای جوایز از جشنواره نامهای از سوی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی به دستم رسید که در آن نامه چهار فیلم :فرمان ، میرزا کوچک خان ، سردارجنگل و ترن به عنوان بهترین و ماندگارترین فیلمها انتخاب شده بود وقتی لوح تقدیر را ملاحظه نمودم یاد 30 سال قبل و فرمایشات حضرت آقا خامنهای افتادم که ایشان 30 سال قبل چنین فرمودند که فیلم میرزاکوچک خان ماندگار است ". «مشکاة» معتقد است هنر یک ضرورت، یک نیاز و یک حقیقت مقدس و متعالی است و باید در راه هدایت مردم به کار رود نه در مسیر گمراهی و ضلالت. او از این که هنر بوسیلهی صاحبان و کارگردانان سینما به ابتذال و انحراف کشانده میشد خون دل میخورد. او بر این باور است هنرمند باید درون تودهها را بشکافد کندوکاو کند دردها و عقدهها، حقارتها و سرگردانیهای آنها را کشف و عرضه نماید تا مسئولین با آگاهی از آن درصدد علاج و رفع نقایص برآیند. وی بیش از پنجاه سال است که با سختیها، جذبهها و حوادث ریز و درشت سینما دمساز و همراه است و هنوز هم بسیار پخته و به دور از احساسات و به گونهای منطقی در باب سینما سخن میگوید. هرگز پایبند حواشی نشده و راسخ بر افکار خویش اندیشه هایش را در حیطه سینما بر همهی کسانی که دستی بر این آتش دارند از دولتمردان و سیاستگذاران تا همکاران اتحادیههای مختلف سینما به صراحت عرضه داشته و هم از این حیث مورد احترام تمامی کسانی است که با او آشنایند.استاد مشکاه تاکنون 23 فیلم سینمایی به غیر از فیلم های ویدئویی و تلویزیونی ساخته و با وجود 88 سال سن هنوز که هنوز است از فعالیتهایش نکاسته است.همین امسال (1391)دو فیلم سینمایی تهیه کرده و به جشنوارههایی چون دفاع مقدس در کرمان و جشنواره کودک و نوجوان در اصفهان ارائه نمود. موفقیت و سلامتی چنین مردان بزرگی را آرزومندیم.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir