
هنرمند خیابانی، میکل آنژ گرافیتی
نگاهی به آثار دیوارنوشت (گرافیتی) کارن اوکرمن
از همان آغازین روزهای عصر مدرن که تعاریف جدیدی برای هنر مطرح گردید، اثر هنری از شکل فقط تکنیکال خود خارج شد و نظریاتی را در دل خود جای داد، مطالبی که با گستردگی رسانهی آن در قالبهای متفاوتی بروز پیدا کرد، بیتردید از آغاز قرن بیستم تحولات شگرفی در رسانش هنر پدیدار شد که برآمدن چنین دگرگونی بنیادینی در بیان به هر زبان و هر ساختار و شکلی، ظهور جنبشهای هنری نوین پیامد آن است.
هنر این روزها پا را از شکل آکادمیک خود فراتر گذاشته است، همین موضوع باعث پیدایش هنرمندانی شده که خارج از هرگونه الگوی معین به فعالیت میپردازند و گاهی در بعضی از شیوههای بیانی هنر امروز چون دیوارنوشتها، مفهوم و حرکت هنرمند اهمیت دارد نه نام او. ویژگی این دوران تمرکز بر هنر به مثابه بازگوکنندهی اندیشه است. در این هنرها بیان هنری و اندیشه موجود در پسزمینهی اثر از ارزش در مرتبه بالاتری از خالق خود قرار میگیرد، هنرمند تمامی مهارت خود را به کار میگیرد تا آنچه در ذهن او پرورش یافته را به بهترین شکل بیان دارد.
گرافیتی یا دیوارنوشت یکی از گونههای هنری نوظهور است که در بستر اجتماع پرورش یافته و به موضوعات اجتماعی به عنوان اصلیترین دغدغه خود میپردازد، موضوعاتی که در بیشتر مواقع متضمن مشکلات و معضلات اجتماع هستند. این هنر با دیوارنوشتهای اعتراضامیز خود در نابرابریها و مشکلات اجتماعی به انتقاد میپردازد، هنری که چارچوب نمیپذیرد و برای بروز خود نیاز به گالریهای هنر ندارد. از زمانی که بنکسی به عنوان یکی از معروفترین هنرمندان گرافیتی مطرح گردید، دیری نمیگذرد که نامهای جدیدی در این زمینهی هنر اعتراضی ممنوعه پا به عرصه میگذارند، یکی از این هنرمندان کارل اوکرمن است. او در سال 1971 در کالیفرنیا به دنیا آمد. اما پایه های هنری وی در لسآنجلس گذاشته شد. هماکنون او یکی از هنرمندانی است که به واسطهی آثار گرافیتی خیابانی اعتراضی خود با سبکی واقعگرا به چهرهای شناخته شده بدل شده است. اگرچه ماهیت هنر او نیز مانند دیگر هنرمندان گرافیتی اعتراضی است اما با توجه به آنکه آثار خود را امضا میکند به نظر اندکی متفاوت با ماهیت این هنر است. او نام (Mear One) را برای امضای اثر خود برگزیده، او در کنار آثار گرافیتی خود به عنوان یک گرافیست به طراحی لباس نیز به همان سیاق گرافیتی پرداخته است. آثار بدیع او باعث شده تا بسیاری او را میکلآنژ گرافیتی لقب دهند. او در دهه گذشته طراحیهای بسیاری برای آلبومهای موسیقیایی افرادی چون نون فیکسون،لیمپ بیزکیت، بوش درایور و هایو داشته است به همین دلیل از او به سالوادوردالی هیپهاپ نیز یاد میشود. کارن، برای پیشرفت کار خود در سالهای گذشته مدت زمان زیادی را به طراحی روی بوم اختصاص داده است. او دربارهی گرایش خود به گرافیتی میگوید: اولین باری که مجذوب گرافیتی شدم هنگامی بود که احساس کردم در این هنر که حالتی اعتراضی دارد میتوان به دور از هرگونه خرابکاری و پیروی از وندالیسم اعتراض خود را بیان کرد.
در این زمان از شرایط اجتماعی حاکم و معضلات بسیار منزجر و ناراحت بودم و نمیدانستم که چگونه باید در برابر آن رفتار کنم و همین نقطهی آغاز گرافیتی کارن در برخورد و مقاومت در برابر مشکلاتی بود که جامعهی آمریکا به او تحمیل و او را وادار به تحمل آن کرده بود. او در آثار خود به مقابله با سیاستهای اجتماعی حاکم بر جامعه از جمله معضل خیابانگردی، فقر و مردم بیخانمان میپردازد و سیاست نخبه محور حاکم بر جامعه را که توجه خود را از مردم عادی برداشته است، به دور از عدالت میداند. کارن در این باره میگوید :
اولین باری که مجذوب گرافیتی شدم هنگامی بود که احساس کردم در این هنر که حالتی اعتراضی دارد میتوان به دور از هرگونه خرابکاری و پیروی از وندالیسم اعتراض خود را بیان کرد. در این زمان از شرایط اجتماعی حاکم و معضلات بسیار منزجر و ناراحت بودم و نمیدانستم که چگونه باید در برابر آن رفتار کنم و همین نقطهی آغاز گرافیتی کارن در برخورد و مقاومت در برابر مشکلاتی بود که جامعه آمریکا به او تحمیل و او را وادار به تحمل آن کرده بود.
او در آثار خود به مقابله با سیاستهای اجتماعی حاکم بر جامعه از جمله معضل خیابانگردی، فقر و مردم بیخانمان میپردازدو سیاست نخبه محور حاکم بر جامعه را که توجه خود را از مردم عادی برداشته است، به دور از عدالت میداند. کارن در این باره میگوید : وضعیت کنونی جامعه یک دروغ بزرگ و توهمی است که بر توده مردم حاکم شده و همه از آن رنج میبرند و در این میان این گرافیتی است که با قدرت تاثیرگذار خود اجازه میدهد تا در قالب رنگها و طرحها اعتراض و نگرانی خود را در برابر سرخوردگیها و ناهنجاریهای موجود نشان دهند. گرافیتیهای اوکرمن با طرحهای بسیار ساده بازگوکنندهی مفاهیمی عمیق است و هر کدام از آنها به شکلی کلی داستان را در خود گنجانده است.
کارن خود را مدیون هنر گرافیک می داند و معتقد است که این هنر راه را برای پیشرفت او در زمینهی فعلی فراهم کرده است. هنگامی که دانشآموز سال دوم دبیرستان بودم با علاقهی بسیاری با راپید با خطوط نازک و کلفت نقشهایی را رسم میکردم که در همان سالها با نمایشگاهی از کار چاپ سیلکاسکرین کار خود را آغاز کردم. اواخر دهه 80 دریافتم که با توجه به اطلاعات بصری که پیدا کردهام، میتوانم بسیاری از ذهنیتهای خود را در آثار گرافیکی به نمایش بگذارم، پس از آن سفر من در مسیر هنر گرافیک با ورود به شرکت پوشاک کنآرت آغاز شد. در تمامی سالهای دهه 90 تمام تلاش خود را در به کارگیری خلاقیت در طراحی نقشهای جدید و خلاقانه به کار گرفتم و آنها را که فلسفهی شخصی من دربارهی خلق نظم نوینی در جهان بود در غالب طرحهای گرافیکی به وجود آوردم. آثار او از اولین سالهای حضورش در عرصه هنر بسیار خلاقانه بود و غالبهای سنتی دوبعدی را متحول ساخت. از سال 1990 او فعالیتهای خود را در گروههای هیپهاپ به شکل زیرزمینی شروع کرد تا بتواند این دو را با یکدیگر درآمیزد چرا که هر دو این جنبشهای اجتماعی یعنی گرافیتی در هنرهای تجسمی و هیپهاپ در موسیقی ماهیتی اعتراضی دارند. او در سال 1993 به توکیو سفر کرد و گرافیتی را به شکلی زنده در مقابل دیدهی مخاطب بر روی دیوار نقاشی کرد، این آن چیزی است که اندکی با نقش کردن مخفیانه و شکل اولیه ابراز این هنر تفاوت دارد. چرا که در گذشتهای نه چندان دور نقاشان گرافیتی برای بیان حرکتهای اعتراضی خود آن را به شکلی مخفیانه نقاشی میکردند.از سال 1996 او به طور رسمی آثار خود را در مقابل عموم مردم نقاشی کرده و نام هنر زنده را برای این آثار برگزیده است.
او گرافیک را به ابزاری قدرتمند تعبیر میکند که بدون واسطه احساس و ذهنیت های هنرمند را به کاملترین شکل انتقال میدهد. تفاوت کارن در بیان وابسته به همین دانش او دربارهی هنرهای تجسمی است که آثار او را از دیگر دیوارنویسها و هنرمندان گرافیتی متمایز میسازد. عنصر حیاتی کارهای او به تصویر کشیدن موضوعات سیاسی و اجتماعی است که با موازین درست بصری همراه گردیده است و آن را تاثیرگذار میسازد، او با تمرکز به روی موضوعات اجتماعی پیچیدهترین مسایل را به شکلی دلنشین و مفهومی نقد میکند، اما در آثار او هیچگاه نمیتوان یک منبع الهام مشخص را شناسایی کرد. کارن مفاهیمی در زمینهی باستان، علم، فلسفه، اسطورهشناسی و عرفان، انقلاب سیاسی و فرهنگی و مفاهیم آخر زمانی را در آثارش به نمایش گذاشته و تمامی کارهای او در بیست سال گذشته بر موضوعاتی چون تفکر و اندیشه، عقاید و تفکرات انتقادی و ایجاد آگاهی متمرکز بوده است. او این روش انتخابی خود را برای بیان تفکرات بهترین روش ارتباطی میداند که از آن لذت میبرد و میتواند به شکلی فوقالعاده در بهترین فرم هنر خالص را برای مخاطبان صاحب ذوق ارائه دهد.
این هنرمند خیابانی از گرافیتی به عنوان بهترین رسانه برای بیان صدای اعتراض یاد میکند و معتقد است این هنر همان چیزی است که ما را از سطح یک اثر فراتر میبرد، به تعمیق و تعمق در واقعیت وا میدارد. او آثار خود را بازتاب جسورانه ذهن متلاطمی میداند که در تکاپو برای رسیدن به آرامش است و در این راه از رابرت ویلیام بسیار تاثیر پذیرفته است. او اساطیر خود را با استفاده از نمادهای هنر عام مردم و با شخصیتهای تاریخی بدان حالتی واقعی میبخشد. یکی از معروفترین آثار کارن همراه با هنرمندان دیگری به نامهای شپارد فیری و رابی کنال در مقابله با سیاستهای جنگطلبانهی بوش به تصویر کشیده شد. از دیگر آثار معروف او گرافیتی است که در آن یهودیان ثروتمندی را در حال بازی بر صفحهای نشان میدهد که تمامی فشار آن به روی مردمی است که زیر صفحه قرار گرفتهاند. در پسزمینهی این اثر یک هرم با یک چشم دیده میشود که با تئوری روشنفکران همسو و مترادف است و در یک طرف از نقاشی مردی با پلاکارد: نظم نوین جهان دشمن بشریت است، به تصویر در آمده است.
در واقع او از هنر به عنوان ابزاری رسانا برای بیان احساسات سرخورده مردم از یک سیستم ناهنجار استفاده میکند. آثار او با تنوع، طیف گستردهای از مفاهیم از جمله ظلم و ستم ، ترسهای بشر را به نمایش میگذارد. او نیز یکی از نمایندگان هنر است که از جنبهی اعتراضی هنر برای بیان اشکالات بهره میبرد و در واقع این نیز یکی از رسالتهای هنر به شمار میرود، ایجاد تعالی در جامعه به عنوان یکی از ایدهآلهای هنر محسوب میشود که بعضی از اوقات با تحقق نیافتن آن جنبشهای هنری پدیدار شده و با آثار خود به نقد آن میپردازد.
سیدعلی میرعمادی
شماره 257 نشریه تندیس
تهیهکننده: نرگس صاحباختیاری
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir