
هنر قدسی فراتر از نفس انسان است
نخستین نشست از همایش سه روز جلوهگاه هنر قدسی با عنوان «هنر وزیبایی در ادوار تفکر و مسئله هنر قدسی» عصر یکشنبه با حضور غلامرضا اعوانی، محمد رجبی و پرویز ضیا شهابی در حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، در این نشست ابتدا دکتر غلامرضا اعوانی درباره مقوله هنر گفت: هنر به طور کلی مقولهای خاص انسان است و شاید تعریف انسان نیز موجود هنرمند باشد. در واقع وجه تمایز انسان از سایر موجودات نیز چند موضوع است؛ عقل علمی، عقل الهی و هنر. حتی در فرشتگان نیز این وجوه وجود ندارد زیرا علم فرشتگان محدود است اما علم انسان حد و مرزی ندارد. انسان در تمام تاریخ به دنبال علم بوده است؛ پس دانش بی پایانی که نزد خداست جزو وجودی انسان است که او را شایسته خلیفةاللهی میکند.
وی افزود: صفت ابداع یکی دیگر از صفاتی است که از وجود خداوند در انسان قرار گرفته است و با هنر نیز رابطه مستقیم دارد و در واقع موجب آفرینش هنری میشود. آفرینش جوهره هنر است و اگر نباشد هنر وجود نخواهد داشت. البته هرگونه خلقی را نمیتوان هنر نامید اما به هر حال هنر در همه زمینهها چه قدسی و چه غیر قدسی هنر است و به واسه ابداع پدیدار میشود.
سپس در ادامه این نشست دکتر پرویز ضیاشهابی گفت: به نظر میآید دوران جدید، دوران دور انسان از هنر قدسی است. به این ترتیب نزدیکتر شدن به گنجینهای به نام هنر قدسی برای انسان امروز مستلزم این نکته است که او خود را عوض کند. اینکه هنر، موضوع تامل فلسفی به عنوان یک رشته مستقل قرارگیرد، ویژگی دوران جدید است.
پس از وی دکتر محمد رجبی نیز طی سخنانی درباره هنر گفت: در آنچه موضوع هنر قرار میگیرد و عنوان زیبایی به آن اطلاق میشود، فراتر از وجه عقلانی اشیاست. در حقیقت بنابر آنچه در ادب فارسی نیز مطرح است در هنر یک «آن» وجود دارد که موجب میشود اثر هنری به دل مخاطب بنشیند.
وی افزود: در هنر قدسی «آن» هرچیز، بارقه خاصی است که از عالم الهی به هنر میتابد و موجب درخشش آن میشود. البته در هنر شیطانی نیز «آن» وجود دارد که وارونه عمل میکند و به جای حق به نفس اشاره دارد.
رجبی با اشاره به اینکه در وادی هنر قدسی احوالی هست، اظهار کرد: به گفته اما صادق تا زمان نوح(ع)، آدمیان چنان میزیستند که همواره به ملکوت متصل بودند و با فرشتگان نشست و برخواست داشتند. در آن عصر، انسان با بارگاه الهی در ارتباط بود و به همین دلیل زبان و هنر او نیز قدسی بود، اما پس از دوران نوح(ع)، کم کم حجابها بیشتر شد و تا آنجا پیش رفت که رابطه انسان با درگاه الهی قطع شد.
دکتر اعوانی، سپس با اشاره به نظر افلاطون درباره این نظریه گفت: زیبایی نزد افلاطون جایگاه خاصی داشت، با این حال او هنرمندان را به مدینه خود راه نمیداد. او زیبایی را به سه وجه زیبایی حس، زیبایی نفس و زیبایی روح تقسیم میکرد و معتقد بود بالاترین زیبایی نزد روح است که معرفت الهی را درک و بیان میکند.
در ادامه نشست یکی از دانشجویان حاضر در جلسه، این سوال را مطرح کرد که آیا میتوان ملاکهای روشنی برای هنر قدسی در اختیار داشت و برای قدسیت یک اثر چه ملاکهای قابل تشخیصی وجود دارد؟ دکتر محمد رجبی در پاسخ به این سوال گفت: یکی از ویِگیهایی که برای هنر قدسی میشمارند این است که معطوف به ظواهر نباشد. بر طبق فرموده قرآن: (بعضی) از زندگی این جهانی ظاهری را درمییابند و از زندگی اخروی غافل میشوند؛ پس هنر قدسی نباید ما را در ظواهر زندگی نگه دارد.
وی ادامه داد: هنر قدسی یک هنر توحیدی است. در هنر قدسی ما باید احساس کنیم که میان ما و عالم طبیعت رابطهای وجود دارد و ما همه از یک ریشه و مبنا هستیم.
رجبی افزود: ذهن انسان اگر نمیتوانست به سمت وحدت برود، علم را نیز درک نمیکرد. زیرا برای شناخت اشیا ما باید یک مفهوم کلی مثل درخت برای همه درختان عالم را در مورد آنها درک کنیم که خود نوعی وحدت است. هنر قدسی ذهن انسان را معطوف به فضایی می کند که از نفس انسان فراتر است.
وی با بیان اینکه دوران ما دوران هنر مدرن است اما این بدان معنا نیست که زمانه خالی از هنر قدسی باشد گفت: روح زمانه ما روحی غیر قدسی است و ما نمیتوانیم هنر قدسی داشته باشیم در حالیکه اقتصاد ما مثلا نئولیبرال است زیرا همه امور باید در جهت یک وحدت با هم قرار داشته باشند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir