کرمان
← همه اخبار
وقتی خنده به بم برمی‌گردد...

وقتی خنده به بم برمی‌گردد...

۲۷ بهمن ۱۳۹۰کد خبر: 141028۱

گزارشی از آئین پایانی جشنواره طنز کرمان (خارستان 4)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حوزه هنری کرمان چهارمین جشنواره خارستان بیستم آبان‌ماه با حضور جمعی از طنزپردازان در شهر بم استان کرمان برگزار شد.

بنابر این گزارش، عباس سالاری رئیس حوزه هنری استان کرمان تعداد طنزهای رسیده به جشنواره را هزار اثر عنوان کرد که از این بین 292 اثر به بخش نهایی راه یافتند و برگزیدگان در چهار بخش مقاله، نثر، شعر و داستان کوتاه اعلام شدند.
در این جشنواره طنزپردازانی چون سیدعلی میرفتاح، جلال سمیعی، ناصر فیض، امید مهدی‌نژاد، عباس حسین‌نژاد، حامد عسگری، اکبر کتابدار، مهدی استاد احمد، نادر ختایی، مهدی فرج‌اللهی و ... حضور داشتند و مهدی تمیزی اولین طنزپردازی بود که روی سن دعوت شد تا برای طنزدوستان بخواند:

روبهی در راه سختی می گذشت
ناگهان از فرط پیری درگذشت
زاغکی هم با پنیرش بر درخت
گفت: لعنت بر دکان حال و بخت
بار اول او پنیرم را ربود
خر تر از من گو در این عالم نبود
آخر ای زاغک چرا منتر شدی
با تملق های ساده خر شدی
در همین هنگام روباهی دگر
گفت: جانم، ای مسما، ای جگر
ای سیه چشم و سیه ابرو، سلام
ای سیه خال و سیه گیسو، سلام
ای لب و منقار تو قند و نبات
بر من مسکین لبالب کن زکات
گونه هایت از حیا گل کرده است
دست و پای بنده را شل کرده است
ای به قربان کت و کول و کمر
دیده ام هر شب تو را من در قمر
می روم تا قله تا بینم تو را
تا چو غنچه از چمن چینم تو را
لیک دستم کوته و رویت سراب
هی پر و خالی شود چشمم ز آب
زاغک ساده به خود گفتا چنین
روبه اول نگفتا این چنین
خاک بر گور تو زاغ بی کلاس
جمله یی گو تا نگردی آس و پاس
زاغک و آن قیل و قال و قار قار
می شود تکرار در این روزگار

باید امید داشت که شیطان عوض شود
مسلم حسن‌شاهی از رفسنجان طنزخوان و برگزیده بخش شعر در جشواره خارستان هم خواند:
اسلام ما که در دل کافر اثر نداشت
ای کاش هرچه هست مسلمان، عوض شود
قطع امید کرده است خدا هم از آدمی
باید امید داشت که شیطان عوض شود
گفته خدا که نعمت باران نمی‌دهم
تا آن زمان که اشک یتیمان عوض شود
هرجا که نیست آیه قرآن به نفعتان
فورا بگو که ترجمه آن عوض شود
در بین ما سفارش همسایه‌ها شده
پس جای ما و ملت افغان عوض شود
آسان‌تر است کشور نقلی اداره‌اش
بهتر بود که نقشه ایران عوض شود
حرف بدی نگفت به من شاطر محل
باید که در دهان تو دندان عوش شود
قبل از تصاعدی شدن قبض برق خود
حتما چراغ گوشه نشینان عوض شود
دیدم که قبض گاز منازل نجومی است
گفتم خدا کند که زمستان عوض شود
وقتی علاج مردم بیچاره هست پول
دفترچه‌های بانکی و درمان عوض شود
درخواست از وزارت بهداشت کرده‌ایم
تا نرخ زیرمیز پزشکان عوض شود
یکهو خزانه را ببری کار راحتی است
اما به شرط آن که نگهبان عوض شود

نگاه کن مرغ‌های پاپتی را...
امید مهدی‌نژاد نیز چند آگهی بازرگانی برای حضار خواند:
«به علت تغییر شغل یک باب مدیریت فرهنگی با سند شش دانگ و زیرآب مطمئن واگذار می‌شود.»
«شورای موسیقی صدا و سیما برای مبارزه با تقلید صدای داریوش و ابی از مقلدان سیاوش دعوت به همکاری می‌نماید.»
«نوازنده روان پریش جهت تحول در موسیقی سنتی نیازمندیم.»
منوچهر افضلی نیز در ادامه برنامه شعر سپیدی در 10 قسمت برای طنزدوستان قرائت کرد:
صفر:
در روزگاران مست به ناچار
باید که چشمان را بست
یک:
نگاه کن مرغ‌های پاپتی را
که در خیالشان
ققنوس می‌زایند
و بالش پرها را
که پر از پر کبوتر است

تو را می‌خوام ولی در حد شرعی
راشد انصاری هم با خواندن یک دو بیتی شعرخوانی خود را آغاز کرد؛
می‌خوام ماشین دربستت بشم من
تو این پرونده پیوستت بشم من
تو را می‌خوام ولی در حد شرعی
فدای تا مچ دستت بشم من

این دردسر و فتنه که در کل جهان است
زیر سر پر شور و شر نسل جوان است
جنگ و جدل و قحطی و کمبود انرژی
کاشف به عمل آمده تقصیر زنان است
مردان وطن راحت و آسوده بخوابید
با لطف شما کشور ما امن و امان است
سر رشته هر کار پس پرده که گفته است
در دست فلان بن فلان بن فلان است
از کل مسایل اگر او در جریان نیست
از بعض موارد که طرف در جریان است
از جن و پری هرچه شنیدید همه کشک است
امروزه بشر شاخ تمام پریان است
گردآوری دیش و سپس نصب مجدد
خود موجب سرگرمی و نوعی هیجان است
غربی که به آزادی ما خرده بگیرید
چندی است که خود مرکز اصل خفقان است
هرسو که دلت خواست به آن سوی بچرخان
این هم اثر چرب زبانی زبان است
با وضع به دست آمده از پوشش مردان
این مرصده در اصل همان مش رمضان است
درباره آن چاک بلوزش چه بگویم
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

الا یا ایها الساقی ادر کاسا که روشن شیم
علیرضا لبش نیز نثر خود را قرائت کرد و ناصر فیض به عنوان طنزخوان بعدی روی سن دعوت شد و غزل و بیت‌های مشترک خود را با حافظ خواند:
برای آنکه فارغ از عذاب ظلمت تن شیم
الا یا ایها الساقی ادر کاسا که روشن شیم
اگر در لحظه با جامی دلم روشن نشد بهتر
امیدی هست روشن‌تر از اینها بلکه بعدا شیم
به جرم خوردن یک جرعه می در اول خلقت
چرا یک عمر درگیر عذاب توبه کردن شیم
لب ما تر نخواهد شد به می از بخت ناموزون
اگر حتی فرو در خمره می تا به گردن شیم
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویند
که مجبوریم چون پیر مغان ما هم ملون شیم
همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخر
چرا باید سرپیری سوار خودروی ون شیم

با افتخار و ناز به من دست می‌دهد
عباس حسین‌نژاد نیز خواند:
احساس یک گراز به من دست می‌دهد
وقتی که حرص و آز به من دست می‌دهد
این بی‌شعور کیست که اینگونه آمده
با افتخار و ناز به من دست می‌دهد
هرکار می‌کنم که مرا ول کند، کنه
بدتر دوباره باز به من دست می‌دهد
مانند دایناسور وحشی گوشتخوار
احساس انقراض به من دست می‌دهد
یک حالت تنفر و بی‌حالی و رکود
از سی‌دی مجاز به من دست می‌دهد
وقتیکه  نیست هیچ کسی در کنار من
یک خواست یک نیاز به من دست می‌دهد
یک دست جام چایی و یک دست نعلبکی
پس او چگونه باز به من دست می‌دهد

حاجی سر شب نماز شب را می‌خواند
طنزخوانی بعدی، طالبی از رفسنجان بود که چند رباعی خواند:
هی ذکر دعاهای رجب را می‌خواند
تبت یدا ابی لهب را می‌خواند
تا اینکه به کار دیگرش هم برسد
حاجی سر شب نماز شب را می‌خواند
انگار که او فرشته خو می‌باشد
چون صاحب اعمال نکو می‌باشد
من در عجبم چگونه حاجی هرشب
مشغول طهارت و وضو می‌باشد

بزرگداشت علومی بزرگداشت آیین جوانمردی است
بنابر این گزارش، در این جشنواره همچنین آیین بزرگداشت محمدعلی علومی؛ محقق و نویسنده پیشکسوت و بمی کشورمان نیز برگزار شد.

در این آیین از سیدعلی میرفتاح؛ طنزپرداز و روزنامه نگار دعوت شد تا دقایقی درباره این هنرمند بمی صحبت کند. میرفتاح ضمن ابزار خرسندی از برپایی بزرگداشت برای این هنرمند، گفت: تجلیل از علومی می‌تواند تجلیل از یک طنزپرداز خوب باشد. همچنین ایشان یکی از بزرگترین نویسندگان کشور هستند و آثارشان در صدر فروش قرار دارد. علومی یکی از بهترین اسطوره‌شناسان و فردی اهل مطالعه است و کارهای زیادی از او در روزنامه‌ها و مجلات خوانده‌ایم. اما به نظرم هیچ کدام از این‌ها در زمان تجلیل چندان شانیت ندارد. این افتخارات برای علومی وجود دارد اما نسبی است و ممکن است نویسندگان بهتر از او هم وجود داشته باشد.

وی ادامه داد: علومی یکی از مهربان‌ترین و بهترین آدم‌هاست. او پاکی دل، صفای دل و نگاه زلالی دارد و در دوره‌ای که اغلب آدم‌ها گندم‌نمای جو فروش هستند علومی خودش است، فرد مهربانی که هیچ‌کس از او بدی ندیده. کودک و خوابگرد برای او توصیفی خوب است. تمام نوشته‌های او در ساحت دیگری هستند و طوری از اسطوره صحبت می‌کند که نظیر آن را ندیده‌ایم.

این طنزپرداز تصریح کرد: تعریف از علومی، تعریف از آیین جوانمردی است و بزرگداشت این آیین. علومی هیچ‌گاه ادعایی نکرده و همواره فروتن بوده و باید گفت تجلیل از علومی تجلیل از مردم خوب بم است که دارای این خصلت‌ها و فضایل هستند.

رسیده عصر علامه علومی
در ادامه آیین بزرگداشت این نویسنده، طنزپرداز، پژوهشگر و منتقد کشورمان،  نادر ختایی شعری را در وصف وی خواند که با همکاری اسماعیل امینی سروده شده بود و تقدیم به محمدعلی علومی و تمام بمی‌ها شد:
پس از ملا جلال‌الدین رومی
رسیده عصر علامه علومی
فروتن، بانمک، استاد در طنز
ولی در نقد جدی و هجومی
تو عطاری و مولانا و سعدی
عبیدی و اهلی و وحشی، کدومی؟
ادیب و فاضل افضل در فضیلت
علیم و عالم، اعلم در علومی
سخن گفتی و دل بردی از عالم
تو با آن لهجه شیرین بومی
طرفداران آثارت همه رنگ
فدای طنز تو زنگی و بومی
تویی الگوی آثار داوینچی
تو لبخند ژکوند روی بومی
نمی‌دانم بگویم یا نگویم
تویی که گیر کرده در گلومی
به لیست شعر صاحب رتبه هستم
در این فهرست من زیرم تو رومی
به شب‌ها بسترم گرم از خیالت
پلنگ خفته‌ روی پتومی
به گفتار و سخن خیلی مدرنی
به کردار اهل آداب و رسومی
هوا بس ناجوانردانه گند است
در این آلودگی دفع سمومی
خودم را شسته‌ام در حوض این طنز
بیا لنگم بده، خیسم حمومی
غریبم قوم و خویش من تو هستی
به حدی که یقین کردم عمومی
سخن یک قطره از دریای علم است
تو در علم و هنر سنگ تمومی
هنرهای دگر هم داری اما
نشاید گفت در جای عمومی
چو بادمجان بم آفت نداری
خدا حفظت کند استاد علومی

محمدعلی علومی نیز در ادامه به روی سن دعوت شد و به مزاح گفت شب آیین بزرگداشت او بعد از شب ازدواجش مهم‌ترین شب زندگی او بوده و ادامه داد: خنده آیین خردمندان است و ما همواره مردمی خردمند بودیم و یکی از مناطق پیوند حکمت خسروانی هستیم. بم و کرمان حامل و حافظ فرهنگ ایرانی بودند در برابر اقوام دیگر و کرمان حکم ایرن کوچک را دارد و این حکمت خسروانی بر فرهنگ مردم جهان تاثیر گذاشته است. 
این نویسنده و طنزپرداز گفت: این شهر همواره در هنر نو پیشرو بوده هنرمندان برجسته‌ای از این خاک برخاسته‌اند و با صبوری این برهوت را تبدیل به گلستان کردند.

در این برنامه اکبر کتابدار، سید عبدالرضا موسوی، علی اسدی، مهدی استاد احمد، سید عبدالجواد موسوی، حامد عسگری، مجتبی احمدی، مهدی فرج الهی، جلال سمیعی نیز طنزهای خود را برای حضار قرائت کردند و برگزیدگان جشنواره چهارم خارستان نیز معرفی شدند و جوایز خود را دریافت کردند.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/5LJKSXK

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir