
به همت حوزه هنری کرمان
پنجمین «نشست نقد کتاب» در «باغ اناری» برگزار شد
پنجمین «نشست نقد کتاب» ویژهی کتابهای حوزهی ادبیات استان کرمان برگزار شد.
پنجمین «نشست نقد کتاب» برای نقد و بررسی مجموعهداستان «باغ اناری» اثر «محمد شریفی نعمتآباد» نویسنده و شاعر سرشناس استان کرمان برگزار شد.
در نشست نقد «باغ اناری» علاوه بر مولف کتاب، داستاننویسان و صاحبنظران عرصهی ادبیات استان حضور داشتند و دکتر «حسین صافی پیرلوجه» منتقد مهمان از تهران و «رضا شمسی» از منتقدان استان، دربارهی کتاب یادشده، سخن گفتند.
«مجتبی احمدی» مسئول واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری کرمان در ابتدای این نشست گفت: از خردادماه سال گذشته که برگزاری این نشستها را آغاز کردهایم تاکنون چهار نشست برگزار شده است و امسال هم قصد داریم دو ماهی یکبار این برنامه ادبی را برگزار کنیم.
مسئول واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری کرمان در ادامه، از اهدای کتاب باغ اناری به حاضرین در نشست خبر داد و گفت: حوزه هنری در حد بضاعت خود سعی میکند از این به بعد، در هر کدام از نشستها، کتابی را که مورد نقد و بررسی قرار میگیرد تهیه کرده و در اختیار حاضران بگذارد، با فرض براینکه همه، این کتاب را دارند و خواندهاند؛ این هدیه برای تقدیم کردن آن به فرد دیگری است که آن کتاب را نخوانده است.
احمدی اظهار داشت: میخواهیم با این کار، برنامهای عملی برای اجرایی کردن شعار «اهدای کتاب، اهدای زندگی» پیاده کنیم.
بعد از مجتبی احمدی، نوبت به محمد شریفینعمتآباد رسید که داستان «آخرین شعر» را از باغ اناری برای حاضران بخواند.
سپس نوبت به دکتر صافی رسید. او ابراز خوشحالی کرد و قدردانی از کسانی که موجب شدند تا او به گفته خودش در فضایی گرم و صمیمانه و دوستانه حضور یابد.
او سپس گفت: من سعادت خواندن باغ اناری را نداشتم و چیزی هم درباره نویسندهاش نمیدانستم اما بعدها چندین مرتبه آن را خواندم و یادداشت برداشتم و تاکیدم بر این بود که نویسنده پنهان در باغ اناری، یعنی کسی که در تصور من شکل خواهد گرفت، باشم.
(نقد مکتوب دکتر حسین صافی پیرلوجه بر مجموعهداستان «باغ اناری» را در پایان همین گزارش ببینید.)
جلسه نقد باغ اناری، با اظهارات رضا شمسی، منتقد ادبی و روزنامهنگار ادامه یافت. شمسی باغ اناری را از دو منظر یکی در زمانی و دیگری همزمانی مورد واکاوی قرار داد.
وی گفت: باغ اناری مجموعهای از قصههایی است که در سال 72 چاپ شده؛ سالی که بیشتر نویسندگان شاخص آن سالها سکوت کرده بودند و کسانی هم که می نوشتند، یا تازه پیدا شده بودند و یا نظرگاهشان رئالیسم اجتماعی بود و به ضرورت زمان دیدگاههایی مذهبی داشتند.
وی افزود: این دو گروه، نگاهشان به داستان، آموزشمحور است و هم اینکه به قالبهای داستان و نوآوریهای تکنیکی، نظری ندارند.
این منتقد ادبی ادامه داد: در آغاز دهه هفتاد، سه مجموعه داستان منتشر شد؛ یکی باغ اناری و دیگری یوزپلنگانی که با من دویدهاند، اثر بیژن نجدی و هاویه اثر ابوتراب خسروی؛ این مجموعهها ارایه دهنده پیشنهادهایی به ادبیات داستانی هستند که با ادبیات داستانی برآمده از فضای اجتماعی آن سالها متفاوت هستند.
شمسی سپس به این پیشنهادها اشاره و اظهار کرد: بر فضای این قصهها، زمان خطی حاکم نیست. بوطیقای ارسطویی حاکم نیست. همچنین خلق کاراکترهای مجموعهها نه بر اساس معلومات برآمده از روانشناسی است بلکه بیشتر شخصیتهایی هستند که در موقعیت، به صدا درمیآیند.
وی افزود: همچنین روایتها چند صدایی است و چند راوی با هم حرف میزنند؛ زبان در این قصهها ابزاری برای بیان چیزی نیست بلکه صرفا به رخ کشیدن خودش است و حداکثر رسالتی است که بر عهده زبان گذاشته میشود به رخ کشیدن حوزههای گفتمانی خودش است.
این نویسندهی کرمانی ادامه داد: باغ اناری با این ویژگیها مورد اقبال عمومی قرار میگیرد اما به محاق میرود تا جایی که سال 88 یکبار دیگر چاپ میشود؛ حالا از این به بعد، از این بستر تاریخی جدا شده و باغ اناری را به عنوان متولد سال 88 نگاه میکنیم.
شمسی با بیان اینکه شاخصههای باغ اناری متولد 88 هم مثل گذشته بود، اظهار کرد: اما آنچه اهمیت بیشتری میگیرد بحثبرانگیز شدن مفهوم واقعیت در این کارهاست؛ واقعیت در این کارها، گزارشی از واقعیت بیرون نیست و آن نوع نگاه به واقعیت که رئالیسم اجتماعی به آن گفته میشود، در این قصهها در هم پیچیده میشود.
وی به داستانهای وضعیت، پاسگاه و زن سورچی در باغ اناری اشاره و اظهار کرد: در این داستانها میبینیم که هیچکدام آنگونه که باید، گزارشگر واقعیت بیرون نیستند. در زن سورچی واقعیتهایی گزارش میشود که ما به ازای واقعی آن را نداریم و نمیتوانیم برایش فیلم مستند تهیه کنیم.
همچنین حسین صافی هم صحبت پایانیاش این بود که باعث افتخار و خوشحالی است که در یک مجموعه داستان با نویسندهای همسفر شد که خودش را به مخاطب تحمیل نکرده است. این اثر، از دردمندی نویسنده میآید و تمام اینکارها را کرده که ما را به گفتوگو بگیرد.
(گزارش از: اسما زنگیآبادی- با تلخیص)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir