کرمان
← همه اخبار
پیوند قلبهای ملل با موسیقی

پیوند قلبهای ملل با موسیقی

۵ مهر ۱۳۹۲کد خبر: 142146۲

منصور حسینی

با موسیقی به یاد روزگاران پرخاطره می‌خندیم‌، می‌گرییم، صحنه‌های دردناک و اسفبار زندگیمان را به یاد می‌آوریم، می‌ترسیم، خجالت می‌کشیم، افتخارات خود را جشن می‌گیریم، پایکوبی می‌کنیم. موسیقی‌،به یاد روزهای خوش عاشقی، جزئیات مهمانیها را در ذهن ما به تصویر می‌کشاند. صدای سوت‌، از کرخه تا راین را تداعی می‌کند. و یا با صدای آژیر هشدار حمله هوایی دشمن‌، تخریب ساختمانها و کشته‌شدن هموطن، همسایه و یا حتی همخون خود را به یاد می‌آوریم. با نوای کاروان آهنگران‌، خاطرات شبهای حمله و رشادت‌های بچه‌های شناسایی‌، تخریب‌، زرهی ،موتوری‌، تعاون‌، مخابرات، طرح و عملیات در ذهن ما نقش می‌نمایاند‌. غروب دلگیر جمعه، با آواز اذان موذن‌زاده اردبیلی‌، در بیات ترک، به من آرامش می‌بخشد. موسیقی سحر و ربنای شجریان‌، باور طلوع رمضان دیگرست. با گوش‌کردن به موسیقی 1300 سال پیش و پژواک آواهای مذهبی اروپا، لحظه‌هایی از فضای زندگی انسانهای ما قبل خود را درک و با فشارها و سختی‌های آن دوران زندگی می‌کنم‌. استامپی مرا به غروب آفتاب و نحوه زندگی رعیت، در حدود هزار سال پیش اروپا می‌برد. مادریگال مرا به رنسانس‌، امانیسم و بمباران افکار هنرمندان اروپا می‌کشاند‌. فصل بهار از چهار فصل ویوالدی و آوای پرندگان از زبان سازهای‌زهی، ثمره درختان حاصل از کشت تفکرات باروک است. سمفونی 9 بتهوون، حاصل از صنعتی‌شدن و وجود اختلاف طبقاتی اروپا و در اعتراض با این پدیده نوشته شد. محو‌شدن قدرت پادشاه گام‌‌تونال، برای اولین بار در بعد از ظهر یک دیو، اثر دبوسی حاکی از چیست؟ و بکار‌گیری حقوق و ارزش یکسان نتها، در ابداع موسیقی آتونال‌، مگر در اعتراض به جنگ جهانی ‌اول نبوده است. اینها و...؛ احساس و قدرت نمایش تاریخ به زبان بین‌المللی موسیقی و به عنوان انتزاعی‌ترین هنرها‌ست. پس آیا این قدرت در کشور ما راه به فراموشی پیموده است؟ امروزه با تبلیغات منفی و ضد ایرانی سعی می‌شود ما را به شکل تمدنی وحشی و تروریسم نشان دهند و این یک مبارزه فرهنگی با استفاده از ابزار هنری‌ست‌. می‌دانند مردم جهان به راحتی با هنر ارتباط بر‌قرار کرده و می‌پذیرند، جای تاسف اینجاست بجای اینکه تنها سلاحی که می‌تواند قلب این هدف را نشانه‌گیری کند یعنی هنر، یا جدی گرفته نشده و یا توسط خود ما سرکوب می‌شده است. هدف من ایراد گرفتن، نیست بلکه ارائه یک نظر است که شاید ایده‌ای برای خلاقیت با اهداف بزرگتر باشد. طرح یک مثال: همچنان که پیوند مذهبی بین ایران و عراق به عنوان وجه اشتراک توانست کینه‌ها را شسته و به فراموشی بسپارد، هنر نیز سلاحی‌ست که می‌تواند پیوندهای محکمی بین کشورهایی که وجه اشتراک مذهبی با ما ندارند برقرار نماید. در اکثر کشورهای جهان و نیز در تمام کشورهای قدرتمند، هنرمندان جایگاه بسیار خوبی در قلب مردم‌شان دارند و از حمایت‌های ملت خود برخوردارند، بنابراین اگر خواهان جایگاه واقعی خود در دل مردم طبقات تاثیر‌گذار جهان هستیم باید جای خود را در دل هنرمندان خوشنام آنان باز نموده و همین امر باعث تبلیغات مثبت غیر‌مستقیم برای تمدن و فرهنگ ایران خواهد بود و به جای نمک بر زخم نهادن، وجوه اشتراک خود را با مطالعه دقیق و موشکافی شده‌ی تاریخ کشورهای تاثیر‌گذار بین‌المللی عوامل افتخار‌آفرین، یا حتی مظلومیت و...‌، را پیدا و با طراحی صحیح و آهنگسازی با استفاده از قواعد موسیقی کلاسیک‌، به عنوان موسیقی مورد علاقه سیاسیون‌، هنرمندان، اقشار با نفوذ، صاحبان شرکتها و علاقمندان به تاریخ‌، در اروپا  و نیز، با در نظر گرفتن مکاتب ملی و حتی ملودی‌های فوُلک دو‌طرف و سپس رنگ‌آمیزی مناسب با سازهای جهانی و تلفیق آنها با سازهای اصیل و استفاده از نوازندگان مهم دو کشور، یک پروژه پیوند فرهنگی اجرا و با تکرار این قبیل فعالیتها‌، ارتباطی عمیق با قلب ملل دنیا برقرار کنیم‌. این شبیه به همان روشی‌ست که آنها در جهت اهداف خاص خود با استفاده از هنرمندان ما برای جلب اذهان عمومی ملت ایران به کار می‌گیرند‌. طرح یک سوال: جنگ جهانی دوم باعث کشتار پنجاه ملیون نفر شد‌، آیا نمی‌توان پنداشت‌، از نظر ملت آلمان، کسانی که در راه کشورشان کشته شدند همان‌قدر که شهیدان ما برای ما با ارزشند‌، ارزشمند هستند ؟آیا آنان، ایثارگر نوجوانی مانند حسین فهمیده داشته‌اند، و اگر داشته‌اند آیا نمی‌توان در یک اُپرا یا دیگر فرم‌های موسیقی‌، این دو قهرمان را در کنار یکدیگر قرار داد و اینگونه حسین فهمیده‌ها را به جهان معرفی کرد؟ با  یافتن این قبیل سوژه‌ها می‌توان احساس دوستی را در دل مردم دنیا زنده نمود و به جای فریادهای مظلومیت که از سوی مخاطبان خارجی نادیده گرفته می‌شود‌، صدای خود را با ابزار هنر به باور قلبی ملل برسانیم‌، که البته بعد می‌توان از این فرصت استفاده و مانند موسورگسکی و ریمسکی‌کورساکف از روسیه، دورژاک و اسمتانا از بوهم‌، سیبلیوس از فنلاند و گریک از نروژ در راستای اهداف ناسیونالیستی و اشاعه‌ی مکتب ملی موسیقی ایران و حتی مزین ساختن میزانسن‌های اُپرا با هنر هنرمندان تجسمی ایران‌، همانطور که پیکاسو‌، نقاشی‌های مربوط به میزانسن‌های آهنگسازان بزرگی همچون استراوینسکی را انجام می‌داد‌، بصورت حساب شده عمل نمود. من از این متاسفم که قبول اجرای کنسرت‌، بدون برنامه‌ریزی‌های هدفمند‌، به عنوان یک پروژه حساب‌شده، در کشورهای اروپایی و آمریکایی، به حراج گذاشتن ملودی‌ها و ریتم‌های اصیل‌، سبک‌های نوازندگی موسیقی ایران به عنوان عناصر و الگو‌های جدید برای استفاده آهنگسازان خارجی بنام خود و کشورشان انجام می‌گیرد و از این خوشحالیم که مثلاً در انگلیس یا ایتالیا کنسرت داشته‌ایم. حال تا کی باید میراث‌مان را به مفت‌، از دست بدهیم‌. شاید به نظر خنده‌دار بیاید اما به آنچه نوشتم و می‌نویسم فکر کنید‌. به این می‌ماند که دانشجویان رده‌های عالی ما در بعضی از رشته‌‍‌های سرنوشت‌ساز، برای قبولی در آزمون‌های پایانی خود باید طرح‌ها و اطلاعات حاصل از تلاش‌های خود را با چاپ مقاله یا کتاب به راحتی در اختیار جامعه جهانی قرار دهند تا ابرقدرت‌ها از این اطلاعات و طرح‌های علمی و استعدادهای نُخبه کشور ما‌، تکنولوژی خود را ارتقاء دهند و بعد با قیمت‌های گزاف به خود ما بفروشند، همان کاری که از زمان شناخت استعدادهای ایرانی و سرزمین ایران با ما و جهان سومی‌ها کرده‌اند‌. و بعضی از ما به جای بدست‌آوردن ثروت، از تکنولوژی حاصل از همین اطلاعات و طرح‌های علمی، با خارج‌کردن مبلغی هنگفت و فرار از کشور برای استفاده‌های شخصی، کاهش روز به روز کیفیت محصولات و از کار زدن‌، برای سود بیشتر، به کشور و ملت... . هم‌اکنون که اتحاد و عزم راسخ مسئولین عالی رتبه کشور برای ارتباط هوشمندانه با جهان خارج تحقق بخشیده‌، به نظر من بهتر است آهنگسازان نیز، به جای نوشتن و روی‌هم گذاشتن پارت‌هایی که اجرا نشده و تنها میراثی برای فرزندانشان است، برای خود‌، ملت و میهن خود زکاوت به خرج داده تا در تغییر نام ایران و ایرانی از تروریسم به مردمی متمدن‌، با درک و فهم بالا و آگاه از تاریخ کشورها و ملل دنیا و قربانی تروریسم، سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دهند. هر چند که برای این اتفاق زیربنایی باید هزینه‌هایی نیز پرداخت، اما مطمئن هستیم‌، این هزینه در مقابل هزینه‌ی یک جمله حساب‌نشده در صحن سازمان ملل بسیار ناچیز خواهد بود.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/XBKZ48Y

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir