کرمان
← همه اخبار
چند شعر کوتاه

چند شعر کوتاه

۱ مهر ۱۳۸۹کد خبر: 140245۱

سید علی میر افضلی

 

این روزها پاییز می‌پوشم
یک جیب من گنجشک
یک جیب من باران.

در کوچه وقتی یقّه‌ام را می‌دهم بالا
نام درختان را
بسیار عریان می‌نویسد باد.


تقویم را از جیب خود می‌آورم بیرون:
تا انتهای مهر راهی نیست
این دکمه‌ها هم بسته خواهد شد.


از چترها احوال باران را که می‌پرسم
در چشم‌های تنگ‌شان
صدها اشارت هست.

سبزی فروش پیر
لب‌های سرخت را برایم جمع می‌بندد:
یک دست من گنجشک
یک دست من باران.


وقتی که بر می‌گردم از بازار
از حالت آیینه می‌فهمم
رنگین کمان تازه‌ای
در حال ایجاد است

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/9GFJ5KC

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir