کرمان
← همه اخبار
گزارش آئین اختتامیه جشنواره آن

گزارش آئین اختتامیه جشنواره آن

۱۰ مرداد ۱۳۹۰کد خبر: 140731۱

اختتامیه این جشنواره قرار بود در اردیبهشت‌ماه سال جاری برگزار شود، اما استقبال نویسندگان و شاعران با ارسال 10 هزار اثر برگزاری این اتفاق ادبی را با تاخیر سه ماهه مواجه کرد.

تمام «آن»هایی که شعر کوتاه چه سنتی و چه نو گفتند و تمام «آن»هایی که داستان کوتاه کوتاه نوشتند، شامگاه شنبه هشتم مرداد ماه جاری در سینمای شهر تماشای کرمان گرد هم آمدند تا در شبی به ‌یادماندنی همراه با مردم فرهنگ‌دوست، تعدادی از مسئولان و جمع بسیاری از شعرا و نویسندگان برتر کشور، شعرها و داستان‌های برگزیده «آن» را بخوانند و بشنوند.

* ارسال 10هزار اثر به «آن»
فراخوان این جشنواره در بهمن‌ماه سال گذشته در دو بخش چند اثر و کتاب و رشته‌های شعر کوتاه سنتی، شعر کوتاه نو و داستان کوتاه کوتاه منتشر شد.
اختتامیه این جشنواره قرار بود در اردیبهشت‌ماه سال جاری برگزار شود، اما استقبال نویسندگان و شاعران با ارسال 10 هزار اثر برگزاری این اتفاق ادبی را با تاخیر سه ماهه مواجه کرد.

* داوران بومی و غیربومی «آن»
در مرحله نهایی جشنواره سراسری آن ترکیبی از داوران بومی و غیربومی به داوری آثار پرداختند، در بخش شعر کوتاه سنتی محمدرضا ترکی، محمد‌کاظم کاظمی و سید‌علی میرافضلی‌ در بخش شعر کوتاه نوعباس باقری، حمید نیک‌نفس و علیرضا روشن و در بخش داستان کوتاه کوتاه نیز مهدی ‌محبی ‌کرمانی، بلقیس سلیمانی و یوسف علیخانی داوری آثار را بر عهده داشتند.

* راهیابی 265 اثر به مرحله پایانی جشنواره «آن»
در نهایت آثار 265 شاعر و داستان‌نویس به مرحله پایانی جشنواره سراسری شعر کوتاه و داستان کوتاه کوتاه «آن» کرمان راه یافت.
در بخش شعر کوتاه سنتی، 200 شاعر با بیش از 2 هزار اثر شرکت کردند که 43 شاعر موفق به راهیابی به بخش نهایی جشنواره شدند.
همچنین 420 شاعر با بیش از 5 هزار اثر در بخش شعر کوتاه نو جشنواره آن شرکت کردند‌ که 95 شاعر به مرحله‌‌ نهایی داوری جشنواره راه یافتند و در بخش داستان کوتاه کوتاه نیز 121 داستان‌نویس به مرحله پایانی راه پیدا کردند.
در بخش کتاب جشنواره ادبی آن 14 شاعر با 17 مجموعه شعر کوتاه سنتی شرکت کردند که شش نفر برای شرکت در مرحله نهایی جشنواره انتخاب و معرفی شدند.

* کرمان، شهر فرهنگ و هنر
امیرحسین مدرس‌ هنرمند عرصه رادیو و تلویزیون اجرای آیین پایانی نخستین جشنواره ادبی آن را بر عهده داشت.
وی کرمان را شهر فرهنگ و هنر خواند و افزود: دانشمندان، هنرمندان و فرهنگیان در تاریخ کرمان جایگاه ویژه‌ای دارند.
مدرس با بیان اینکه جشنواره‌هایی مانند فیلم کودک سرگردان هستند، گفت: جشنواره «آن» باید ادامه یابد نه اینکه مانند بسیاری از جشنواره‌ها پس از گام نخست فراموش شود.
وی تصریح کرد: حرکت هنرمندانه برگزار کنندگان این جشنواره موجب تسری دادن نگاه موشکافانه و تحلیلگر به ویژه بین نسل جوان می‌شود.

* حمایت صنعتی و فرهنگی از «آن»
دبیر نخستین جشنواره ادبی شعر کوتاه و داستان کوتاه کوتاه «آن» در سخنانی کوتاه از انتشار ویژه‌نامه این جشنواره با عنوان «آن‌نامه» خبر داد.
مجتبی احمدی بیان کرد: پنج نهاد صنعتی و فرهنگی شامل حوزه هنری کرمان، مجتمع مس سرچشمه، باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت مس، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرمان و شرکت معدنکاری اولنگ از برگزاری جشنواره «آن» در کرمان حمایت کردند.

* چمدانی پر از مورچه
حمید نیک‌نفس، شاعر و طنزپرداز کرمانی‌ به عنوان نخستین شاعر به خوانش تعدادی از تک‌بیتی‌های خود پرداخت.
پس از شعرهای نیک‌نفس ‌که شوخی با بیت‌هایی از اشعار حافظ بود، امیرحسین مدرس شعرهای از ناصر فیض طنزپرداز مطرح کشور با عنوان حافیض را برای حاضران در جشنواره قرائت کرد.
در بخش کتاب جلیل صفربیگی شاعر مجموعه رباعی «سونات بلوط» از ایلام آغازگر بود:
دیدم که دهان او پر از مورچه است
سرتاسر جان او پر از مورچه است
مرگ آمده تا مرا از اینجا ببرد
حتما چمدان او پر از مورچه است

* امتداد یک داستان واقعی
فرزانه باقری‌جامخانه شاعر جوان در بخش شعر نو از نکای مازندران نیز شعرهایی را خواند:
زمان دست توست
زمین دست توست
دنیا متلاطم می‌شود وقتی
دست روی دست می‌گذاری
***
پشه نزدیک خورشید شد
نزدیک‌تر ...
سرزمینی در سایه‌اش فرو رفت
در بخش داستان کوتاه‌ کوتاه، رضا اسکندری از تهران داستان «امتداد یک داستان واقعی» را در جشنواره «آن» خوانش کرد:
کوله‌پشتی‌ام را خیلی دوست دارم، فردای همان روزی ‌خریدمش که رفتی، تویش را پر کرده‌ام از سنگ، درست 49 کیلو و 700 گرم، همان وزنی که می‌خواستی‌ برسی، خوبی‌اش این است که دیگر نه باید برود باشگاه، نه لازم دارد، توی پارک بدود، همیشه کناره‌هایش را عطر می‌زنم و وقتی با هم می‌رویم، حواسم هست که محل اتصال بندها و بین دو تا دسته زیپ روی درش کمی عرق کند، توی این چند ماه‌ تمام جاهایی که با هم می‌رفتیم، بردمش، حتی هر روز می‌رویم و بساط چاقوفروش دوره‌گردمان را هم نگاه می‌کنیم، بعد هم با خنده سرمان را تکان می‌دهیم و رد می‌شویم.
باور نمی‌کنی اما قرار است رانندگی هم یاد بگیرد، واقعا دارد‌ جایت را پر می‌کند، مخصوصا اگر پالتوی پوست پلنگش هم آماده شود، دیگر فقط می‌ماند اینکه برایش مو بکارم و خندیدن یادش بدهم، آخر سر هم می‌دهم شوهر محبوبه خانم - همان که خیاطی دارد – دو تا چشم گربه‌ای روی درش گلدوزی کند، فقط می‌ترسم وقتی مثل تو شد، او هم برود، می‌دانی، اگر او هم برود واقعا تمام می‌شوم.

* یادی از احمدرضا احمدی در جشنواره «آن»
نماهنگی از عکس‌های زیبا و شعرهای زیباتر احمدرضا احمدی شاعر نامدار  کرمانی‌ در جشنواره ادبی «آن» پخش شد و سپس سیدعلی میرافضلی از شاعران، پژوهشگران و یکی از داوران جشنواره به پشت تریبون رفت و به خواندن اشعار خود پرداخت:
تا کی در شعرهای من به دنبال خودت هستی
یک‌بار هم در شعرهای من به دنبال خود من باش

***
به باران بگو بیش از این‌ها ببارد
و باران مگر چیست؟
سلام تو وقتی در می‌گشایی
صدای تو وقتی که در می‌گشایی
از شوق خیس است

* نثار صلوات به روح قیصر امین‌پور
مدرس پس از خوانش شعر میرافضلی‌ گفت: هر زمان که یکی از آثار این شاعر را مطالعه می‌کنم، یاد و خاطره قیصر امین‌پور برایم زنده می‌شود.
این هنرمند از حاضران در جلسه خواست تا صلواتی را برای شادی روح قیصر امین‌پور بفرستند.
مرتضی دلاوری پاریزی از دیگر شاعران برجسته استان کرمان و از داوران جشنواره ادبی «آن» شعرهایی را برای مخاطبان زمزمه کرد:
خیره شده بود دشت در اندوهم
ناگاه یک آهوی مست توی قلبم رقصید
آنقدر که واژه‌ها تاول بستند
دیر آمده‌ام درست اما آهو

***
هی آوردند عشق
آوردند
هی بردند
بیچاره چه آبرویی از وی بردند
شرمنده شدند دشنه‌ها از دل من
وقتی که به عمق ماجرا پی بردند

* حکمی که در «آن» خوانده شد
عباس صادقی‌زرینی اهل کرمانشاه ساکن تهران که چند سالی پای ثابت برنامه‌های ادبی کرمان شده است در بخش شعر کوتاه سنتی، شعرهایی را خواند:
عصری که در آن خنده غلط‌انداز است
خندیدن  وارونه ما اعجاز است...

مهرداد احمدی از سنندج هم شعرهای نو خود را خوانش کرد:
شعر دلخوشی من است
دلخوشی‌های من همیشه کوتاه بوده‌اند

***
دست تکان دادی
در یک چشم به هم زدن باران گرفت
دو مرد
با دو چتر سیاه
تا گلو در چشم‌هایت فرو رفتند
زهرا نصر از اصفهان داستان «حکم» را برای شرکت‌کنندگان جشنواره ادبی «آن» خواند:
ظهر که شد، اول صدای قدم‌هایش آمد از ته بازارچه، بعد صدایشان پیچید زیر طاقی‌ها، نایب را دیدم، جلوتر از عطا بود، سید هم پشت سرشان، تند می‌آمدند از سرای هندوها، قبل از اینکه غلام در را بکشد پایین، سه نفری از جلوی ما گذشتند و خودشان را رساندند جلوی قصابی، پیشبند چرمی نایب دور کمرش بود هنوز، با لکه‌های خون گوسفندهایی که از صبح برای حاجی سر بریده بود، گفته بود، نمی‌رود، زهر چشم بگیرد از شوهر منور‌ که گفته بود، می‌خواهد قانعش کند، حرف مفت زده می‌شود توی محل، تا برسند جلوی سلمانی، غلام قفل را هم زده بود به در، سایه شوهر منور را پشت دیوار سلمانی، ندیدیم هیچکدام، همان طور که نایب، سید و عطا ندیده بودند، یک نفر داد کشید جلوی سرای هندوها، ما چرخیدیم، بی‌شک آن سه نفر هم چرخیده بودند که شوهر منور فرصت کرده بود،‌ گلاویز شود به نایب، حالا عطا و سید و غلام چرخ می‌زدند آن میان، سلمانی با تیغ توی دستش پریده بود بیرون، مشتری‌اش هم، با چانه‌ای پر از کف، تا ما برسیم جلوی سلمانی، سید و عطا و غلام پس نشستند، سلمانی و مشتری هم، آخر از همه هم نایب بود که کُت شوهر منور را چنگ زده بود و پاهایش پیچ می‌خوردند توی هم، حالا هیچ صدایی نبود توی بازارچه، جز چک ‌چک شیر سقاخانه و شره خونی که به زمین چکید.

* همه چیز عادی است
مجید رفعتی از مجموعه شعر خود با عنوان «همه چیز عادی ست»، بیت‌هایی را خواند:
لباس فرشتگان را می‌پوشند آدم‌ها
هنگام قضاوت یکدیگر

***
کاش می‌شد یکی به روزهای هفته اضافه کنیم
برای با هم بودن

میلاد عرفان‌پور از شیراز در بخش کوتاه سنتی تعدادی رباعی و دوبیتی را خوانش کرد:
این خاک سیاه، سر به سر آغوش است
از واهمه خون سنگ‌ها در جوش است
بیهوده مخوان سکوت قبرستان را
صیاد همیشه در کمین خاموش است

***
ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!
بی‌مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من
هاجر فرهادی شاعر مجموعه شعر «مشتی سنگ میان سطرها» از نکای مازندران نیز چند سروده خود را به مخاطبان عرضه کرد:
درخت انجیر خاک آلود ایستاد
دیوارهای گلی ریخت و مردم در پیاده‌رو
رف‌ها و طاقچه‌های اتاق را دیدند

***
مه، روی شانه کوه، گریه آرام ابرهاست

* طنین صدای شاملو در «آن»
شمسی وفایی از کرمانشاه داستان کوتاه کوتاه «صدای سوختن» را در جشنواره ادبی «آن» خواند:
نگران به شوهرش که بی‌خیال توی حال خوابیده بود، نگاه کرد، می‌دانست که از اداره بیرونش کرده‌اند، گرسنگی آزارش می‌داد، بچه به سینه خالی‌اش مک می‌زد، کم‌کم خوابید، او را زمین گذاشت و سراغ یخچال رفت، غیر از یک بسته لوبیای سبز چیزی در آن نیست، ناچار آن را با کمی برنج درست کرد، می‌دانست که از لوبیاپلو متنفر است، اما اگر بیدار می‌شد و ناهار نبود، دعوا و کتک‌کاری راه می‌انداخت، چندبار به پدرش شکایت برد، اما پدر گفت: به ‌خاطر بچه باید تحمل کنی.
مرد بیدار شد، به آشپزخانه آمد، «ناهار چی داریم؟»
زن از ترس رنگش پرید، مرد در قابلمه را باز کرد، قلب زن به تندی می‌زد. مرد گفت: «به‌!به! زود بکش که گرسنه‌ام».
زن غذا را کشید و او شروع به خوردن کرد، گفت: « می‌دونی، ازم خواستن که رئیس بشم، همین روزا میرم خارج!» سیگاری آتش زد و گفت: «عجب ماکارونی خوشمزه‌ای بود».
زن وحشتزده نگاهش کرد، تیتر روزنامه‌ها در سرش چرخ خورد، کراک، شیشه، توهم.
صدای پدر؛ باید بسوزی و بسازی ...
نماهنگ دیگری با بهره‌گیری از صدای احمدشاملو که رباعی خیام را می خواند، در بین شعرخوانی و داستان‌خوانی برگزیدگان نخستین جشنواره ادبی شعر کوتاه و داستان کوتاه‌ کوتاه «آن» کرمان پخش شد.

* فرهاد غریب! تیشه‌ات را بفروش
قاسم‌بای، شاعر گلستانی نیز شعرهای کوتاه سنتی خود را خوانش کرد:
ای کوه و کویر و جنگل و دریا تو!
ای این همه بی‌شمار، ای تنها تو!
با این همه دل که می‌کشی سمت خودت
ماندیم زمین جاذبه دارد یا تو

***
آوارگی همیشه‌ات را بفروش
حتی دل مثل شیشه‌ات را بفروش
اینجا خبر از خسرو و شیرینی نیست
فرهاد غریب! تیشه‌ات را بفروش
پس از بای، هادی فردوسی شاعر سروستانی شعرهای خود را قرائت کرد:
ما دور مداری از خطر می‌گردیم
تا صبح به دنبال سحر می‌گردیم
سوگند به لاله‌ها که همچون خورشید
زرد آمده‌ایم و سرخ برمی‌گردیم

* «آن» و بهشت پولدارها
امیرعلی سلیمانی از همدان آخرین شعر آیین پایانی نخستین جشنواره ادبی «آن» را خواند:
این کوچه ناودان به ناودان
قدمگاه ابرهایی‌ست
که شب‌های زیادی سجاده‌های مادران را خیس می‌کند
این کوچه با تمام نداشته‌هاش
لبریز بوی آش نذریست
لبریز بوی برگشتن
..
نگران نباش مادرم
بچه‌های این محله
با گلوله به دنیا نیامده‌اند
که با گلوله بمیرند
و طیبه شجاعی از کرمان نیز آخرین داستان کوتاه کوتاه با عنوان «بهشت پولدارها» را در جشنواره «آن» قرائت کرد:
دم در شهربازی? کودکی از پدرش پرسید: «بابا اینجا کجاست؟»
پدرش جواب داد: «بهشت پولدارها».
کودک به چرخ و فلک نگاه کرد که تا آسمان بالا رفته بود، یک عالمه چراغ آن طرف نرده‌‌ها را مثل روز روشن کرده بود، زمین آن طرف سبز سبز بود، یک آقایی که چند تا اسکناس بزرگ توی دستش بود از کنار کودک رد شد، آنها را به پنجره کوچک دم در داد و چند تا کاغد گرفت، بچه‌هایش یا آن لباس‌های رنگی رنگی و کفش‌های برق‌برقی جلو دویدند و یکی‌یکی کاغذ گرفتند تا بروند توی بهشت، هنوز داخل نرفته بودند که خانمی دستش ار دراز کرد و راه‌شان را بست، آقا یک اسکناس به او داد، خانم کنار رفت، یک قدم مانده تا در بهشت، پسر کوچولویی با چند آب‌نبات چوبی که مثل چرخ و فلک گرد و رنگی‌رنگی بودند، به سویشان دوید، آقا چند تا اسکناس به او و نفری چندتا آب‌نبات چوبی دست بچه‌ها داد، آنها وارد بهشت شدند، کودک با نگاهش دنبال‌شان کرد، آن طرف نرده‌ها کنار یک سرسره بزرگ، آقا دوباره چند تا اسکناس داد و چند تا کاغذ گرفت، اما بچه‌ها به سوی یک چادر بزرگ که رویش نوشته بود: «سرک» دویدند. آقا چند تا اسکناس از توی جیبش درآورد، کودک نگاهی به پدرش کرد و گفت: «بیچاره پول‌دارها! توی بهشت‌شان هم همه‌اش باید پول بدند!»

* «آن» افتخاری برای کرمان و کرمانی
پس از خوانش شعرها و داستان‌ها در جشنواره «آن»، مهدی محبی‌کرمانی، نویسنده مجموعه داستان‌های «کت زوک» و «آل» و عضو هیئت داوران، بیانیه نخستین جشنواره ادبی شعر کوتاه و داستان کوتاه کوتاه «آن» را قرائت کرد.
در بخشی از این بیانیه ذکر شده بود که استقبال از نخستین جشنواره ادبی شعر کوتاه و داستان کوتاه کوتاه «آن»، بی‌نظیر، خاص و امیدوار کننده بود.
در ادامه این بیانیه ذکر شده بود که این همه آثار ارسالی به جشنواره می‌تواند افتخاری باشد که به نام کرمانی‌ها و همت آن‌ها رقم خورد.
مدرس در بخش پایانی جشنواره یکی از شعرهای کوتاه خود را برای مخاطبان خواند:
آتش فرو نشست اینک در این سرور
با من به سوگواره پروانه‌ها بیا

* از کم‌سن و سال‌ترین نویسنده تقدیر شد
در بخش ویژه جشنواره در زمینه کتاب شعر از کتاب «سونات بلوط» اثر جلیل صفربیگی از ایلام تقدیر شد.
هادی فردوسی از فارس نیز شاعر شایسته تقدیر در بخش چند اثر شد.
همچنین قاسم بای از گلستان، عباس صادقی زرینی از کرمانشاه و میلاد عرفان‌پور از شیراز بدون رتبه‌بندی به عنوان برگزیدگان بخش کتاب شعر جشنواره «آن»، معرفی و تقدیر شدند.
عباس صادقی‌زرینی نفر برگزیده جشنواره سراسری شعر کوتاه و گزارش کوتاه‌ کوتاه «آن»، در پشت تریبون قرار گرفت و رتبه برتر خود را به شهید میرحسینی، 41 ثارالله تقدیم کرد.
شهین خسروی‌نژاد از کرمان و هاجر فرهادی از نکای مازندران به صورت مشترک برگزیده بخش شعر شدند و در بخش چند اثر ساناز واحدی از تبریز تقدیر شد.
مهرداد احمدی از همدان، فرزانه باقری از نکای مازندران و امیرعلی سلیمانی از همدان بدون رتبه‌بندی برگزیده بخش شعر کوتاه نو جشنواره «آن» شدند.
اما هیئت داورن جشنواره در بخش داستان کوتاه کوتاه هیچ یک از آثار را شایسته جایزه ندانستند و در این بخش از بامداد رفعتی، کم سن و سال‌ترین شرکت کننده تقدیر شد.
در بخش چند اثر طیبه شجاعی از کرمان تجلیل شد و رضا اسکندی از تهران، زهرا نصر از اصفهان و شمسی وفایی از کرمانشاه بدون رتبه بندی برگزیده شدند.
پایان بخش نخستین جشنواره سراسری شعر کوتاه و داستان کوتاه‌ کوتاه «آن» اجرای هنرمندانه موسیقی توسط برادران توحیدی و حمیدرضا عبدلی‌نسب بود.

  مهسا حقانیت
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/CM542GZ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir