
«زن در اندیشه و سیره پیامبر اعظم(ص)»
زن نمادی از زیبایی و جمال ، محبت و عاطفه و احساس و رکن و اساس اصلی در تعلیم و تربیت است؛........
مقدمه
زن نمادی از زیبایی و جمال ، محبت و عاطفه و احساس و رکن و اساس اصلی در تعلیم و تربیت است؛
چنان که مونتسکیو می گوید:« زن را خدای متعال مانند مرد آزاد آفریده ، بگذارید که این موجود لطیف و این پروراننده نوابغ روزگار آزاد زیست کند»[1].
اگر زنان جامعه به این فضائل و مواهب الهی واقف گردند و در حفظ و نگهداری آن سعی نمایند و در استفاده صحیح از این تفضلات خدادی تلاش و کوشش کنند، بدو ن شک فرآیند تربیتی و شخصیتی آنان و همه اجتماع سالم مانده و به نحو احسن پیشرفت می نماید؛ لکن اگر نسبت به این الطاف خفیه الهی به دیده سرمایه ننگرند و نسبت به آن بی تفاوت باشند و در حفظ و نگهداری آن سهل انگاری نمایند قطعا لطمه های جبران ناپذیری نه تنها بر پیکره خانواده و اجتماع وارد می شود بلکه هویت و موجودیت و شخصیت انسانیت در هم کوبیده خواهد شد؛ لذا برای حفظ جامعه هم که شده باید همواره زنان را به حساسیت جایگاه و مقام ومزلتشان آگاه نمود و با الگو دهی مناسب جامعه خود را به جامعه ایده آل و آرمانی اسلام (مدینه فاضله) نزدیک کرد.
بدون ترید بهترین و مناسبت ترین الگوی زن موفق و مؤثر درجامعه، الگوی اسلامی است که پیامبر مکرم اسلام صلوات الله علیه برای همه جهانیان به ارمغان آورده است؛زیرا درآن دوران تاریک و ظلمانی عرب جاهلیت نه تنها زن موجودی بی خاصیت قلمداد می شد و به عنوان کالا به شمار می آمد بلکه زن را مایه ننگ دانسته چنان که قرآن می فرماید:« در حالی که هر گاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش(از فرط ناراحتی) سیاه می شود، و به شدت خشمگین می گردد به خاطر بشارت بدی که به او داده شده،از قوم و قبیله خود متواری می گردد،(و نمی داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدار، یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکم می کنند؟»[2] و به همین جهت بود که دختران را زنده به گور می کردند؛ در این جو خفقان و ظلم علیه زن تنها کسی که ندای حمایت از زنان را بر آورد پیامبر عزیز اسلام(ص) بود که ضمن تبیین جایگاه زن در جامعه محیط را کم کم آماده حضور زنان کرد و لذا امروزه تمامی زنان عالم باید زندگی و حضور خود در اجتماع را نه بعنوان کالا بلکه با عنوان موثرترین و اساسی ترین رکن تعلیم و تربیت مدیون شخصیت بی نظیرو بزرگ اسلام بدانند که با سیره و روش خود این جایگاه رفیع و بلند را برای زنان بوجود آورد؛ لذا در این وجیزه سعی می شود که به سیره عملی و قولی رسول خدا نسبت به زنان توجه شود تا خواننده گرامی معرفت کامل بر شخصیت و جایگاه زن پیدا نماید.
چکیده
آنچه در پیش رو است، تراوش قلمی کم توان است که با هدف شناخت بیشتر زن در اندیشه رسول خدا(ص)، به بررسی گوشه ای ازسیره قولی و عملی آن حضرت در رابطه با زنان جامعه پرداخته است. اگر چه همه رفتارها و کردارهای آن حضرت منحصر به فرد و برای بانوان مسلمان درس آموز است، اما در این گفتار سعی بر آن بوده است تا بارزترین حمایت های آن حضرت از زنان جامعه به تصویر کشیده شود.
آنچه در این صفحات به رشته تحریر در آمده است در یک فصل و سه بخش خلاصه می شود:
فصل اول: زن در گذر تاریخ است که در سه بخش بحث می شود.
در بخش اول، پیرامون:
جایگاه زن در عصر جاهلیت.
شوهر دادن دختر قبل از تولد.
در بخش دوم،پیرامون:
زن از منظر اسلام.
زن در قرآن.
زن لباس مرد.
زن مایه آرامش.
حفظ حرمت و کرامت زن.
نهی اسلام از ازدواج زن مسلمان با کافر.
ازدواج زن با مرد شراب خوار از منظر اسلام.
بحث می شود.
بخش سوم: زن در اندیشه و سیره رسول خدا(ص) در دو قسمت بحث می شود.
در قسمت الف، پیرامون:
زن در بیان رسول خدا(ص).
مطیع شوهر بودن.
زیباعی نوعی فضیلت.
بدترین زن.
زن بدقدم.
سهم زن در سعادت شوهر.
زن نگهبان زندگی .
و درقسمت ب، پیرامون:
زن در سیره رفتاری رسول خدا(ص).
جلوگیری از تحریک هواهای نفسانی دیگران در حق بیوه زنان.
ترویج فرهنگ حفظ آبرو و شخصیت زن درجامعه.
شکستن سنت های جاهلی و احقاق حقوق زن.
آن چه برای زنان نیکو است.
لحظه ای که زن به خدا نزدیک است.
سفارش رسول خدا(ص) به فاطمه در مورد فضه.
نهی زنان از انجام فعالیت های مردانه.
آرایش و عطر زدن زن.
خشم رسول خدا(ص) به جهت بی اعتنایی به زنان.
همت برای رهایی زن از بند اسارت.
رسول خدا(ص) و مهریه زن.
بحث می شود.
فصل اول:زن درگذر تاریخ
در طول تاریخ همواره افراط و تفریط و دیدگاه های مختلف، بلکه متضادی نسبت به زن، که یک لطف و موهبت الهی به جامعه بشریت است وجود داشته است، و فاصله این دیدها به اندازه فاصله بین ظلمت و نور، کفر و ایمان، آسمان و زمین بوده است به طوری که زمانی برتوسن باد پای خیال سوارش نموده و تا عرش اعلا عروجش داده اند و زمانی هم از بلندای مقام انسانیت تا بردگی و لجن و کثافت به زیرش آورده اند.
در تاریخ بشر، جمعی زن را آن چنان پست و خفیف به حساب آورده اند که در ردیف حشرات الارض کشتن و نابودی اش را لازم دانسته و گاهی هم او را به عنوان موجودی مقدس ستایش کرده و در پیش پایش به سجده و خاک افتاده اند.
ایامی او را درمیان پارچه ای پیچیده و در پستوی خانه ها محصورش کردند که مبادا چشم نااهل و نا محرمی به او بیفتد و ایامی دگر با تیغ تیز تجدد و تمدن نه تنها همه آن پوشش ها را دریده و دور ریخته بلکه پیراهن و جامه حیا را از تنش بیرون آورده و با بدنی لخت و عریان حصار و دیوار عفت و حجاب را ویران کرده و به خیابان ها و مجامع عمومی حاضرش کردند.
زمانی او رادر قالب و شکل کالای تجاری در بازارهای معروف در معرض فروشش گذاشته و هنگامی دیگر، اوخود مشتری اجناس لوکس و قبضه کننده بازارهای پر زرق و برق جهان گردیده است.
گاه از تمام حقوق اجتماعی محرومش کرده و هیچ گونه حق مالکیت اعم از حق ارث،حق مالک شدن چیزی، برای او قائل نشدند و گاه او را نه تنها به بالاترین مقام اجتماعی رساندند بلکه در بسیاری از موارد حق تعیین سر نوشت را به او واگذار کردند.
روزی برای بیرون نیامدن از منزل و خانه پایش را می شکستند و روزی برای اثبات این که او هم پای دویدن دارد او را به سرعت وارد صحنه کرده و رها و آزادش گذاردند.
گاه وسیله ننگ و باعث سر افکندگی خانواده و قیبله بود و به جرم زن بودنش در گودال ها ، زنده زنده به خاکش می سپردند و رو زی هم سوژه ای بس جالب برای هنر هنرمندان و شعر شاعران.
یکی او را بلا دانسته و می گوید:
زن بلا باشد به هر کاشانه ای بی بلا هرگز مبادا خانه ای
دیگری زن و وطن را در کنار هم قرار داده و می گوید:
گرامی بدارید یاران وطن را وطن را گرامی بدارید و زن را
وطن بهر سکنی و زن بهر عشرت تو بگزین و خوشبخت کن خویشتن را
دیگری هم سفارش می کند که:« زن زیباترین مخلوق خداست، اما باید او را همچو شیر از دور تماشا کرد».[3]
بخش اول:جایگاه زن در عصر جاهلیت
همانگونه که قرآن کریم خبر داده است و تاریخ نیز گواه بر این نکته است وضعیت زن درعصر طلوع و ظهور اسلام ، به ویژه در میان قوم و ملتی که پیامبر مکرم اسلام (ص) در آن جابه پیامبری مبعوث شدند بسیار اسفناک و رنج دهنده بوده است به حدی که قرآن می فرماید:«در حالی که هر گاه به یکی از آنها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش(از فرط ناراحتی) سیاه می شود، و به شدت خشمگین می گردد به خاطر بشارت بدی که به او داده شده،از قوم و قبیله خود متواری می گردد،(و نمی داند) آیا او را با قبول ننگ نگهدار، یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکم می کنند؟».[4]
برخی از اعراب به علل واهی و گوناگون از جمله ترس و خوف از فقر و تنگدستی، دختران خود را می کشتند و زنده به گور می کردند؛ چنانچه قرآن می فرماید:«و لا تقتلوا أولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطا کبیرا؛[5] و فرزندانتان را از ترس فقر، مکشید؛ ما آنان و شما را روزی می دهیم؛ (چرا) که کشتن آنها گناه بزرگی است!».
به این ترتیب اسلام با این عمل زشت و ننگین برخورد نموده و اعراب را از این عمل ضد انسانی نهی نموده و در آیاتی هشدار می دهد که:«و اذا الموءوده سئلت بای ذنب قتلت؛[6] و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سوال شود به کدامین گناه کشته شدند؟»
با توجه به شرایط زمانی و مکانی بعثت،پیامبر (ص) با سر انگشت «رحمت و مودت و محبت» گره های همه ی مشکلات را باز نمود تا نشان دهد که می توان با محبت زیست و زندگی بهتری را داشت و اصل را بر محبت نهاد و در سایه آن،دل های سخت تر از سنگ را نیز نرم و مطیع خود ساخت .
1)شوهر دادن دختر قبل از تولد
در عصر جاهلیت، کار اختیار داری پدران به جایی رسیده بودکه، حتی به خود اجازه می دادند، دخترانی را که هنوز از مادر متولد نشده اند، پیشاپیش به عقد مرد دیگری در آورند که هر وقت متولد شد و بزرگ شد آن مرد حق داشته باشد آن دختر را برای خود ببرد.
در آخرین حجی که پیغمبر(ص) انجام داد، یک روز در حالی که سواره بود و تازیانه ای به دست داشت، مردی سر راه بر آن حضرت گرفت و گفت:«شکایتی دارم».
حضرت (ص) فرمودند«»بگو».
گفت:« در سال های پیش، در دوران جاهلیت، من و طارق بن مرقع در یکی از جنگها شرکت کرده بودیم؛ طارق وسط کار احتیاج به نیزه ای پیدا کرد، فریاد بر آورد:کیست که نیزه ای به من برساند و پاداش آن را از من بگیرد؟»
من جلو رفتم و گفتم:«چه پاداشی می دهی؟»
گفت:« قول می دهم اولین دختری را که پیدا کنم برای تو بزرگ کنم».
من قبول کردم و نیزه ی خود را به او دادم.
قضیه گذشت، سال ها سپری شد. اخیرا به فکر افتادم و اطلاع پیدا کردم که او دختر دار شده و دختر رسیده ای در خانه دارد، رفتم و قصه را به او یاد آوردم و دین خود را مطالبه کردم، اما او دبه در آورده و زیر قولش زده، می خواهد مجددا از من مهر بگیرد.
اکنون آمده ام پیش شما ببینم آیا حق با من است یا با او؟
پیامبر (ص) سوال فرمودند:«دختر در چه سنی است؟»
گفت:«دختر بزرگ شده، موی سپید هم در سرش پیدا شده».
پیامبر(ص) فرمودند:«اگر از من می پرسی حق نه با تو است، نه با طارق، برو دنبال کارت و دختر بیچاره را به حال خود بگذار».
مردک غرق حیرت شد، مدتی به پیغمبر(ص) خیره شد و نگاه کرد، در اندیشه فرو رفته بود که این چه جور قضاوتی است، مگر پدر اختیار دار دختر خود نیست.
چرا اگر مهر جدیدی هم به پدر دختر بپردازم و او به میل و رضای خود دخترش را تسلیم من کند این کار ناروا است؟
پیغمبر(ص) از نگاه های متحیرانه ی او به اندیشه ی مشوش وی پی برد و فرمود:«مطمئن باش با این ترتیب که من گفتم نه تو گنه کار می شوی و نه رفیقت طارق».[7]
نبی مکرم اسلام(ص) برا ی این که کامل ترین الگو زن اسلامی را برای همه ی انسان ها، ارئه دهد در محیطی خشن و خشک، با انسان هایی که غیر از شمشیر و شراب هیچ چیز دیگری نمی شناختند و زن را تنها رفع نیاز جنسی دانسته، و در معاملات خود با عنوان کالا رد و بدل می کردند، مبعوث شد همان طور که در صدر اسلام زن را به عنوان کالای معامله، به شخص پیامبر(ص) پیشهاد دادند،آن زمان که «پیامبر(ص) پیشنهاد سران قریش را مبنی براین که، اگر پیامبر (ص) در موضع خود(توحید و یکتا پرستی) نرمی و انعطاف نشان دهد، هر کدام از زنان و دوشیزگان زیبا را که متمایل باشد، به تزویج او در می آورند، به کلی رد کرد».[8]
در یک این چنین جوی رسول مکرم اسلام توانستند با درایت و سیره و روش خودجایگاه زن را تا این حد اعتلا بخشد که نتوان امروزه حضور و وجود او را در جوامع نادیده گرفت.
بخش دوم:زن از منظر اسلام
در این بخش اشاره ای کوتاه به مقام و منزلت زن از منظر و دیدگاه اسلام اعم از قرآن کریم و روایات و احادیث اشاره می شود.
الف:زن در قرآن
این قسمت با تورق کتاب وحی، و الهام ازتعبیرات و الفاظی که قرآن کریم در رابطه با زن به کار برده است به تبیین و بیان جایگاه زن از منظر قرآن می پردازیم:
1)زن لباس مرد
چه بسیارند مطالب غیر قابل فهم و پیچیده ای که حتی با توضیحات مکرر برای مخاطبین جا نمی افتد ولی با اندکی تأمل و دقت می توان همان مطالب صعب و ثقیل را با مثال و تشبیه زیبا و استعاره ای لطیف در سطوح مختلف جا انداخت.
بدون تردید قرآن کریم در این گونه هنر نمایی دست همه ی هنرمندان خبره و آگاه را بست و در برابر آیات محکم و استعارات و کنایات و تشبیهات و امثال آسمانی خود، فصیحان زبر دست و نامی عرب را به خضوع و کرمش واداشت و در موارد ضروری و لازم از این هنر کمال استفاده را برده است.
از جمله این هنرنمایی های خدا در قرآن کریم که بسیار فراوانند تشبیه زیبا و لطیفی است که از رابطه زن و مرد نسبت به هم نموده و فرموده است:«هن لباس لکم و أنتم لباس لهن[9]».
مفسران قرآن کریم هر کدام در تفسیر این آیه شریفه مطلبی را بیان داشته اند؛ من جمله مفسر عالی قدر، علامه طباطبایی در تفسیرش می فرماید: معنای قول خداوند تعالی:« هن لباس لکم وأنتم لباس لهن ، الظاهر من اللباس معناه المعروف ، وهو ما یستر به الانسان بدنه، والجملتان من قبیل الاستعاره فإن کلا من الزوجین یمنع صاحبه عن اتباع الفجور وإشاعته بین أفراد النوع فکان کل منهما لصاحبه لباسا یواری به سوأته ویستر به عورته، وهذه استعاره لطیفه، وتزید لطفا بانضمامها إلى قوله : احل لکم لیله الصیام الرفث إلى نسائکم ، فإن الانسان یستر عورته عن غیره باللباس ، وأما نفس اللباس فلا ستر عنه فکذا کل من الزوجین یتقى به صاحبه عن الرفث إلى غیره ، واما الرفث إلیه فلا لانه لباسه المتصل بنفسه المباشر له».[10]
می توان در یک جمع بندی دیدگاه تمام مفسران و علامه را این چنین بیان کرد:« همان گونه که لباس، زشتی های بدن را می پوشاند و در برابر سرما و گرما او را حفظ می کند زن و مرد نیز برای یکدیگر مایه پوشش از فساد و گناه می باشند و آنان را از سرمای کدورت و گرمای شهوت محافظت می کند».
2)زن مایه آرامش
مسلما محیط خانه و خانواده یکی از عوامل بسیار موثر در ساختن زیر بنای شخصیت انسانی است که که با روح و جان وی ارتباط مستقیم و مستمر دارد؛ چون در خانواده ای که صفات پسندیده اخلاقی حاکم باشد و مدیران و مربیان آن در رشد نهال های انسانی بکوشند و با تیز بینی و تیز هوشی این محیط به ظاهر کوچک را که تأثیر به سزایی در جامعه و اجتماع دارد، از آلودگی ها و رذالت های اخلاقی پاک و دور نگهدارد حتما پرورش یافتگان این محیط مصون از آفت ها و آراسته به صفات حمیده اخلاقی خواهند بود.
دانشمندان علوم تربیتی معتقدند که تعلیم و تربیت صحیح و موثر امکان پذیر نیست مگر در سایه محیطی آرام و ساکت که بدون شک فراهم نمودن این چنین محیطی در خانه قطعا از وظایف و مسولیت های سنگین زن است چنان که اسلام برای آن ارزش به سزایی قائل شده و تا آنجا پیش رفته که زن را مایه آرامش خانه و موثر در بوجود آوردن فضای صمیمت و مودت و دوستی و عطوفت خوانده و با استفاده از واژه هایی هم چون «من انفسکم»، «لتسکنوا»، «موده» و «رحمه» حساسیت موضوع را بیان فرموده است:«و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون؛[11] از نشانه های خداوندی است که برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریده تا به وسیله آنها آرامش و سکون داشته باشید و دوستی و مهربانی را درمیان شما قرار داد و در این دوستی نشانه هایی است برای آنان که فکر می کنند».
3)حفظ حرمت و کرامت زن
از آنجا که اسلام برای زن حرمت و شخصیت خاصی قائل است همواره در حفظ حرمت و کرامت او کوشیده و نه تنها در ظاهر احترام او را حفظ می کند بلکه در شیوه ها ودستور العمل برخوردهای مختلف زندگی، سعی در حفظ حیثیت و رشد و بزرگواری او نموده ودرجاهایی که احساس نموده لطمه ای به شخصیت زن می خورد با قاطیت ایستاده و با دستورات و احکام خود مانع این امر شده است؛ اینک به دو مورد آن اشاره می شود.
الف: نهی اسلام از ازدواج زن مسلمان باکافر
اسلام هرگز به زن مسلمان اجازه نمی دهد که به همسری کافران و مشرکان در آید؛ زیرا ازدواج با آنان توهین به حرمت ایمانی زن مسلمان و تسلط کافر بر مسلمان است چنان که قرآن می فرماید:«و لا تنحکوا المشرکین حتی تومنوا؛[12] و زنان خودتان را به ازدواج مشرکان در نیاورید مگر این که ایمان به خدا آورند».
از نظر اسلام،کفویت و همشأنی در ازدواج، بر اساس ایمان و عقیده است، بنا بر این زن مسلمان نمی تواند با کسی که کافر به اعتقادات اوست ازدواج کند؛ لذا با قاطعیت می فرماید:«الخبیثات للخبیثین...و الطیبات للطیبین؛[13]زنان پلید برای مردان پلید و زنان پاکیزه و با ایمان برای مردان پاکیزه و با ایمان».
ب: ازدواج زن با مرد شراب خوار از منظر اسلام
اسلام دختر دادن به مرد شراب خواری که با خوردن شراب، قانون خدا را می شکند یک نوع جفا و ظلم می داند؛ صرف نظر از همه حکمت هایی که در این حکم است، حکمت رعایت منزلت زن نیز ملاحظه شده است؛ چون طبیعی است که آن را که حسابی برای خدا باز نکند حرمتی و کرامتی هم برای زنان قائل نخواهد بود،از همین رو امام صادق علیه السلام فرموده است:«من زوج کریمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها؛[14] هر آن کس که دخترش را به مردی شراب خوار دهد همانند این است که با او قطع رحم کرده باشد».
بخش سوم:زن در اندیشه و سیره رسول خدا(ص)
در این قسمت به بررسی جایگاه زن در سنت رسول خدا(ص) که همان روش و سیره قولی و عملی آن بزرگوار است پرداخته و با الهام گرفتن از روایات و احادیث بیان شده از لسان مبارک ایشان و همچنین عکس العمل و برخورد ایشان در جامعه اسلامی آن روز با زنان به تبیین و تشریح زن در اندیشه رسول خدا(ص) می پر دازیم:
الف:زن در بیان رسول خدا(ص)
پیامبر عالی مقام اسلام که نمونه ی والای اخلاق و الگوی حسنه و دارای صفات متعالی انسانی بوده است؛ ضمن این که خود الگوی حسنه ونمونه انسان کامل است ؛چنانچه خداوند متعال می فرماید:«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر[15]؛ هر آینه رسول خدا(ص) برای شما الگویی خوب و نمونه ای کامل است برای کسی که به خدا و پاداش او و روز قیامت امیدوار باشد»؛ می تواند در همه زمینه های زندگی اجتماعی، نمونه ای مناسب برای هر چه بهتر زیستن بشر معرفی نماید؛ لذا برای این که بفهمیم یک زن مسلمان چه صفات و خلقیاتی باید داشته باشد لازم است به بیانات گوهر بار ایشان مراجعه کنیم:
1) مطیع شوهر بودن بهترین فضیلت
رویه و راه و روش اسلام دربیان برترین ها و بهترین ها این است که از واژه هایی همچون «فضل» و «خیر» استفاده می نماید و حوزه های فضیلت را با صفاتی که به دنبال این دو کلمه می آید، مشخص می سازد.
پیامبر مکرم اسلام (ص) در رابطه با این که بهترین زن چه کسی می تواند باشد فرموده است:«خیر نسائکم العفیفه الغلمه؛[16]بهترین زنان شما آنانی اند که هم عفت دارند و هم مطیع شوهران هستند».
پس مشخص می شود که در فرهنگ غنی اسلامی عفت زن درکنار اطاعت از شوهر آنقدر مهم است که زن را در زمره بهترین ها قرا می دهد.
نا گفته نماند که اسلام برای اطاعت زن از شوهر اهمیت خاصی قائل شده وسفارش و توصیه های فراوانی نموده است از جمله این که رسول خدا در روایتی می فرمایند:«هر آینه اگر جایز بود که غیر از خدا کسی سجده شود، من زنان را امر می کردم که شوهران خود را سجده نمایند».
2)زیبایی نوعی فضیلت
زیبایی قطعا از نعمت های بزرگ الهی است که خدا به بعض افراد بشر به عنوان امانت درصورت وسیمای آنها به ودیعه نهاده است و همیشه ی تاریخ، افرادی بوده و هستند که از زیبایی قابل توجهی برخوردار بوده اند؛ این نعمت در بین زنان اهمیت به سزایی داشته و حتی مردها را به این تفکر واداشته که امروزه زیبایی و وجیهه بودن را از معیارهای انتخاب همسر بدانند و بزرگانی همچون ارسطو را بر آن داشته است که در این مورد لب به سخن گشاید که:«زیبایی بهترین توصیه ای است که بر پیشانی زنان نوشته شد».[17] ولی نباید فراموش کرد که عفت زن، فضلیت او در دنیای تمدن و انسانیت است و یک زن عفیف تنها در جلوه های عفیفانه خود می تواند زیبا باشد.
امام صادق علیه السلام از قول جدش در مورد برترین زنان می فرماید:«افضل نساء امتی اصبهن وجها و اقلهن مهرا؛[18] برترین زنان امت من کسانی هستند که صورتی زیباتر و مهریه ای کمتر داشته باشند».
پیامبر(ص) در بیانی دیگر صفات بهترین زنان را این گونه مشخص می کند که:«ان خیر نسائکم الولود العفیفه العزیزه فی اهلها الذلیله مع بعلها المترجه مع زوجها...؛[19] بهترین زنان شما کسانی هستند که فرزند زیاد می آورند، مهربان و با عفت هستند در میان فامیل و خانواده خود عزت دارند و در برابر شوهر خاضع اند، زینت و زیبایی خویش را تنها برای شوهرانشان می نمایا نند».
3)بدترین زن
بانوانی که در برابر خداوند منان تسلیم محض نیستند وبا رعایت نکردن حقوق همسران خود دستورات شریعت اسلامی و سفارشات و توصیه های پیامبرمکرم اسلام (ص)را نادیده می گیرند، از بدترین و نابکارترین زنان عالم هستند، مسلما این گونه بانوان مورد خشم حتمی خدا و رسل اویند؛ زیرا که در روایات از آنان با کلمه «اشرار » و «شر» یاد شده است؛ همچنان که در روایتی پیامبر (ص)خطاب به امت اسلامی فرموده است:«الا اخبرکم بشرار نسائکم؟ الذلیله فی اهلها العزیزه مع بعلها، العقیم الحقود التی لا تتورع من قبیح المتبرحه اذا غاب عنها بعلها الحصان معه اذا حضر لاتسمع قوله و لا تطیع امره ...؛[20] آیا شما را به بدترین زنان آگاه کنم؟ بدترین زنها کسانی اند که در میان فامیل و خانواده خود تسلیم، ولی در برابر شوهرانشان گردن کش و بدسرند، نازای حسودند که در غیبت شوهران خود از زشتی خودنمایی در نزد دیگران پرهیز نمی کنند، از شوهرانشان دوری نموده سخن او را نمی شنوند و مطیع اوامرشان نیستند».
4)زن بد قدم
گر چه امروزه مسأله ازدواج آن قدر با آداب و رسوم غلط و حتی خرافات آمیخته شده که به صورت یک جاده غیر قابل عبور یا صعب العبور برای جوانان در آمده است، اما در روایات بسیاری مسلمانان ترغیب و تشویق به همکاری در امر ازدواج افراد مجرد شده اند؛ به عنوان مثال می توان با سبک گرفتن هزینه های ازدواج موانع را از سر راه ازدواج جوانان برداشت؛ چرا که مهریه های سنگین و کمر شکن همواره سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد جامعه می گردد؛ لذا در همین رابطه پیامبر مکرم اسلام(ص) فرموده است:«شؤم المرأه مهرها؛ زن بد قدم زنی است که مهرش سنگین باشد»[21].
باز در حدیث دیگری که ذیل حدیث فوق وارد شده است می خوانیم:«من شؤمها شده مئونتها؛ یکی از نشانه های شوم بودن زن این است که هزینه ی زندگی (یا هزینه ی ازدواجش) سنگین باشد».[22]
همان طور که در روایات فوق بیان شد، علت شوم و بد قدم بودن برخی زنان اسراف و عدم تقدیر معیشت و عدم قناعت می باشد؛ پس می توان این چنین نتیجه گرفت که مسلما چنین زنانی برای شوهرانشان نه تنها روزی و برکت به همراه نخواهند داشت؛ بلکه فقر و ناداری را به ارث خواهند گذاشت.
5)سهم زن در سعادت شوهر
یکی از چیزهای گرانبهایی که همیشه بشر به دنبالش بوده وبرای بدست آوردن آن رنج و زحمت ها را متحمل شده وگاه زندگی خود را به مخاطره انداخته سعادت است؛ به طور ی که با نگاهی گذرا و کوتاه به تاریخ و پرونده فعالیت انسان در می یابیم که سعادت خواهی و کمال طلبی جزء سرشت لاینفک اوست و همه ی انسانها طالب سعادت و خوشبختی هستند ولی در این که به چه چیزی سعادت گفته می شود و سعادت مند واقعی کیست اختلاف نظر فراوانی وجود دارد که ریشه در فرهنگ و باورها و اعتقادات هر جامعه ای می تواند داشته باشد؛ لذاهر جامعه ای به تناسب معیارها و ملاک های خود سعادت را به گونه ای متفاوت بیان نموده است؛ چنانچه شاعری زن را سعادت و نعمت دانسته و می گوید:
جهان را نعمتی بهتر ز زن نیست ز زن مطبوع تر گل در چمن نیست
زنعمت های گوناگون به از زن سر خوان طبیعت بی سخن نیست
در این قسمت سرا ماهر تر از زن طبیب رفع اندوه محن نیست
نبی فرمود چیزی جز زن و عطر زدنیای شما مطبوع من نیست
سخن واضح بگویم مرد بی زن چراغش قابل افروختن نیست
نباشد عیش،مردی را که زن نیست جهان بی زن کم از بیت الحزن نیست
اسلام یکی از پایه های سعادت مرد را در زندگی مشترک، همسر صالحه و نیک می داند و دلیل این امر نیز، روایات کثیری است که از پیشوایان بزرگ دین به ما رسیده.
پیامبرخدا(ص) فرموده است:«من سعاده المرءالزوجه الصالحه؛[23] از سعادت مرد این است که همسری صالحه داشته باشد».
در روایت دیگر حضرت (ص) سعادت دنیا و آخرت مرد را از زبان خداوند سبحان این گونه مطرح می کند که:«قال الله عز و جل: اذا اردت ان اجمع للمسلم خیر الدنیا و الاخره جعلت له قلبا خاشعا و لسانا ذاکرا، و جسدا علی البلاء صابرا و زوجه مونه تسره اذا نظر الیها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله؛[24]
خداوند سبحان فرمود:که هر گاه اراده نمایم تا برای مرد مسلکانی وسایل سعادت دنیا و آخرت را فراهم سازم دلی خاشع، زبانی ذاکر، اندامی در برابر سختی ها استوار و همسری با ایمان و خوش اخلاق و امانت دار به او می دهم».
6)زن نگهبان زندگی
یکی از تعابیربسیار مهمی که اسلام در مورد مسلمانان(زن و مرد) به کار برده است «نگهبانی و چوپانی» زندگی «راعیه» است؛ از آنجا که خانه و خانواده عضو کوچکی از اجتماع به شمار می رود لاجرم برای اداره اش به مدیری خبره و زبر دست نیازمند است؛ زیراکمترین بی توجهی به آن، بزرگ ترین لطمات و ضربه ها را به افراد و در نتیجه جامعه وارد می سازد.
از طرفی مدیریت این محیط به ظاهر کوچک ولی سرنوشت ساز جامعه ای بزرگ، با سایر مدیریت ها تفاوت بسیار دارد؛ چون کلیه حرکت های هدایت کننده در این کانون باید همراه با هنروری و لطافت زیبایی باشد و زن که داری طبعی لطیف و عواطفی سرشار و سلیقه ای ویژه است می تواند بخش عظیم مدیریت محیط خانواده را بر عهده گیرد و اسلام هم با آگاهی از همه این مسایل برخوردی واقع بینانه کرده است.
پیامبر خدا(ص) فرمود:«کلکم راع و کلکم مسوول فالامام راع و هو مسوول، و الرجل راع علی اهله و هوو مسوول والمراه راعیه علی بیت زوجها و علی ولده فکلکم مسوول عن رعیته؛[25] همه ی شما به یکدیگر نگهبان و مسولید، امام سرپرست و نگهبان امت است و در برابر آن مسول، مرد، نگهبان اهل و عیالش می باشد و در پیشگاه آنان مسول، و زن نگهبان بر محیط خانه و فرزندان است و در مقابل آنها مسول؛ پس هر زن و مردی در هر موقعیت و مقامی که باشند در محدوده آن مقام مسولیت دارند».
اسلام در عین این که با مرد از موضعی گسترده تر برخورد می کند و او را مسول مسائل برونی و درونی خانه می داند زن را نیز از یاد نبرده و قسمتی از امور زندگی را که نیاز به هنروری ها و حرارت ها و شورآفرینی ها دارد به او واگذار نموده است.
رسول گرانقدر اسلام در این باره می فرماید:«کل نفس من بنی آدم سید فالرجل سید اهله و المرئه سیده بیتها؛[26] هر فردی از فرزندان آدم ابوالبشر مستقل و مسول است، مرد ریاست و نظارت بر کلیه امور خانواده دارد و زن، بزرگ و رئیس بر محیط درونی خانه می باشد».
ب:زن در سیره رفتاری رسول خدا(ص)
بدون تردیدتاریخ اسلام حوادث و رخدادهای بسیاری را درسینه خود ثبت و ضبط کرده که حضرت محمد(ص) به عنوان رئیس حکومت و پیام آور اسلام در برابر آنها، عکس العمل هایی از خود نشان داده است؛ امروزه همین عکس العمل های پیامبر(ص) می تواند به عنوان سیره عملی آن بزرگوار برای ما حجت شرعی باشد؛ زیرا یکی ازادله شرعیه نزد علما و فقهای شیعه، سنت به معنای عام(فعل،قول،تقریر) رسول خدا(ص) است ؛ در این میان، مسأله بانوان و زنان جامعه نیز ناظر به این موضوع بوده و باتحقیق و بررسی در سیره عملی پیغمبر(ص) به این نتیجه می رسیم که آن بزرگوار در برهه ای از زمان، اقدام به حمایت از زنان در جامعه کرد که حکومت نوپای دینی تازه شکل گرفته و جنگهای متعدد و طاقت فرسایی بر ایشان و جامعه ی اسلامی تحمیل شده بود ولی با این همه سختی ها و مشکلات رسول خدا (ص) در این راه از هیچ حمایت و کوششی دریغ نکرده وحتی برای رفع گرفتاری آنان بنا به نقل صحیح بخاری تعداد یازده نفر را به عقد خود در آورده بود که در حقیقت جزء امهات المومنین به شمار می آیند؛ اینک به نمونه هایی از سیره عملی نبی مکرم اسلم(ص)اشاره می کنیم:
1) جلوگیری از تحریک هواهای نفسانی دیگران درحق بیوه زنان
تعدادی از زنانی که به دین مقدس اسلام شرفیاب شده وبه مدینه هجرت نموده بودند به نوعی؛ مرگ طبیعی یا شهادت، همسران خود را از دست داده و راهی برای بازگشت به خاندان مشرک خود نداشتند؛ زیرا تحمل فشارهای روانی و مادی آن بسیار طاقت فرسا و دشوار بود، چگونه می توانستند بر عقیده و دین خود استوار بمانند درحالی که کفیلی در جامعه نداشتند! از این گذشته، بیوه بودن آن زنان باعث تحریک و تهییج هواهای نفسانی و شیطانی و طعنه های دیگران در حق آنها می شد که گاهی موجب نزاع و بحران بین دو قبیله و طایفه می گردید.
همچنین نیاز بود کسی به لحاظ مادی و اقتصادی متکفل سرپرستی یتیمان بازمانده آنها شود، آن هم در شرائط سخت معیشتی آن زمان که اغلب مردم در فقر و تنگدستی زندگی می کردند.
از طرف دیگر، این زنان به خاطر حفظ آبرو و عزت و شخصیت خویش حاضر نبودند با هر کسی ازدواج کنند، اما با از دست دادن سرپرست خود آبرو و ایمانشان در خطر بود؛ لذا پیامبر(ص) برای حفظ مصالح مذکور اقدام به ازدواج با آنها نمودند؛ از آن جمله «سوده» بود؛ او و همسرش سکران بن عمرو از هجرت کنندگان به حبشه بودند.
علامه طباطبایی درباره علت ازدواج پیامبر(ص) با او می گوید:«ازدواج پیامبر(ص) با سوده دختر زمعه به این جهت بود که وی بعد از بازگشت از هجرت دوم به حبشه، همسر خود را از دست دادد و اقوام و خویشاوندان او همه کافر بودند و اگر به میان اقوامش بر می گشت، یا به قتلش می رساندند و یا شکنجه اش می کردند و یا برگرویدن به کفر مجبورش می کردند؛ لذا رسول خدا(ص) برای حفظ او از این مخاطر با او ازدواج کرد».[27]
2)ترویج فرهنگ حفظ آبرو و شخصیت زن در جامعه
حفظ آبروی مومن از مسائل بسیار مهمی است که در دین مبین اسلام به آن اهمیت ویژه ای داده شده است و همواره ائمه معصمومین سلام الله علیهم برای حفظ آبروی مومنان در جامعه فرهنگ سازی کرده اند؛یکی از انگیزه های اساسی و مهم پیامبر بزرگ اسلام (ص) در حمایت از زنان جامعه را، می توان ترویج حفظ فرهنگ نگه داری از فقیران، مساکین و آبرومندان، در بین مسلمین دانست ؛زیرا که مسلما مومنین رفتار و کردار و سلوک ایشان را به عنوان سنتی حسنه و ماندگار حفظ خواهند نمود و بر عمل به آن اهتمام می ورزند؛ازدواج پیامبر(ص) با «ام المساکین» را می توان از همین موارد بر شمرد.
«زینب» دختر خزیمه پس از مرگ شوهرش از یک طرف، بی سرپرست و از طرف دیگر، گرفتار فقرو درماندگی شد، درحالی که زنی بخشنده و دلجو و معروف به «ام المساکین» بود؛ رسول خدا (ص) به خاطر حفظ آبروی و شخصیت زینب با او ازدواج کرد و او در زمان حیات پیغمبر در گذشت.[28]
3)شکستن سنتهای جاهلی و احقاق حقوق زن
مسلمانان صدر اسلام دارای آداب و رسوم نادرست و غیر منطقی بودند که از تفاله های آراء و عقائد دوران جاهلیت به شمار می آمدند؛که پیامبر مکرم اسلام(ص) مأموریت داشت تا به هر نحوی، آن عقائد را از جامعه ای که می خواهد در آینده الگو ونمونه باشد بزداید؛ یکی از این رسمهای غلط، ممنوع بودن ازدواج با همسر پسر خوانده بود؛زیرا پسر خوانده در نظر عرب جاهلی حکم پسر را داشت و همان طور که یک مرد نمی توانست همسر پسر صلبی خود را بگیرد، نمی توانست با همسر پسر خوانده خود نیز ازدواج نماید؛بر این اساس بود که پیامبر (ص) با زینب دختر جحش که دختر عمه رسول خدا(ص) بود، و نخست به اشارت رسول خدا(ص) به همسری زیدبن حارثه، فرزند خوانده آن حضرت، در آمد؛ ولی بدان جهت که زید در ابتدا غلام و برده ای آزاد شده بود و زینب خود را از نوادگان عبد المطلب، بزرگ قریش می دانست، این پیوند به رغم توصیه های مکرر پیامبر(ص) به طلاق و جدایی انجامید؛
ازدواج کرد تا به بدین وسیله ضمن بر انداختن رسم غلط، احقاق حقوق زنان در جامعه را نیز، جامه ی عمل بپوشاند.[29]
4) آن چه براى زنان نیکو است
امام على(ع) مى فرماید:«خدمت پیامبر گرامى اسلام(ص) بودیم».
آن حضرت پرسید:«چه چیزى براى زنان نیکو و رواست؟»
حضرت فاطمه سلام الله علیها پاسخ داد«:قالَتْ: خَیرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛
آن چه براى زنان نیکو است، اینکه، "بدون ضرورت" مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند».[30]
5) لحظه اى که زن به خدا نزدیک تر است
پیامبر گرامى اسلام(ص) از یاران خود پرسید:«در کدام لحظه، زن به خدا نزدیکتر است؟»
پاسخ مناسبى مطرح نشد، تا اینکه حضرت زهرا(ع) سئوال پدر را شنید و پاسخ داد:«
قالَتْ فاطِمَة(ع): أَدْنى ما تَکُونُ مِنْ رَبِّها اَنْ تَلْزَمَ قَعْرَ بَیْتِها؛آن لحظه اى که زن در خانه خود مى ماند و به امور زندگى و تربیت فرزند مى پردازد به خدا نزدیکتر است».[31]
6) سفارش رسول خدا به فاطمه درباره فضه
فاطمه(ع) در زندگى پربار خویش، به کار و انجام وظایف خانوادگى و تربیتى توجه کامل داشت، نه تنها کار مى کرد، و نیازمندیهاى خانواده را برطرف مى ساخت، بلکه به تقسیم کار در خانواده و تحقّق عدالت در محیط کوچک خانه و خانواده نیز اهمیّت مى داد.
کارهاى خانه و خانواده را بین خود و امیرالمؤمنین على(ع) و کار روزانه داخل منزل را نیز بین خود و خدمتکارش فضّة بگونه اى مساوى تقسیم مى کرد.
سلمان فارسى مى گوید: فاطمه زهرا (ع)را دیدم که با دستان مبارک و با آسیاب دستى گندم را آرد مى کند، جلو رفته پس از سلام، گفتم:ا ى دختر رسول! خود را به زحمت مینداز، در کنار شما خدمتکار منزلتان فضّة ایستاده است کار منزل را به ایشان واگذار!!
حضرت زهرا(ع) پاسخ داد:«قالَتْ: أَوْصَانِى رَسُولُ اللهِ أَنْ تَکُونَ الْخِدْمَةُ لَها یَوْمَاً وَلِى یَوْمَاً فَکانَ أَمْسِ یَوْمَ خِدْمَتِها وَالْیَوْمُ یَوْمَ خِدْمَتِى؛رسول خدا(ص) به من سفارش فرمود که کارهاى خانه را با فضّة تقسیم کنم، یک روز او کار کند و روز دیگر من، دیروز نوبت او بود و امروز نوبت من است».[32]
7)نهی زنان از انجام کارهای مردانه
یکى از عوامل شادابى و تکامل خانواده ها تعیین حدود مسئوولیت افراد در خانواده است.
با تقسیم کار، عدالت اجتماعى در محیط کوچک خانواده سعادت مى آفریند و زن را از دخالت در امورى که سزاوار نیست بازمى دارد.
امام باقر(ع) فرمود:«حضرت فاطمه(ع) کارهاى منزل را با حضرت على(ع) اینگونه تقسیم کرد که:«
خمیر کردن آرد، و نان پختن، و تمیز کردن و جارو زدن خانه، به عهده فاطمه باشد؛و کارهاى بیرون منزل از قبیل، جمع آورى هیزم و تهیّه موادّ اوّلیه غذایى را على(ع) انجام دهد».
امام صادق(ع) فرمود:«این تقسیم کار با رهنمود رسول خدا(ص) انجام گرفت».
آن گاه که رسول خدا(ص) فرمود: «کارهاى داخل منزل را فاطمه(ع) و کارهاى بیرون منزل را على(ع) انجام دهد، حضرت زهرا(ع) با خوشحالى فرمود:«قالَتْ: فَلا یَعلَمُ ما داخَلَنِى مِنَ السُّرُورِ اِلاّاللهُ بِاِکفَائِى رَسُولُ اللهِ تَحَمُّلَ رِقابِ الرِّجالِ؛جز خدا کسى نمى داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا مرا از انجام کارهایى که مربوط به مردان است، بازداشت».[33]
8)آرایش و عطر زدن زن
در اسلام، به آرایش و عطرزدن و استفاده از بوهاى خوش و وسایل زیبایى براى شوهر و محارم یا در منزل و یا در حالت عبادت و نیایش سفارش شده و نوعى عبادت است. آنچه نهى شده و سفارش به احتیاط کرده اند، استفاده از عطر و آرایش براى نامحرمان یا در روابط اجتماعى است که عامل فساد مى شود و حرام است.
در این باره توجّه به سفارش حضرت زهرا(ع) در لحظه هاى واپسین زندگى ضرورى است که پس از وضوء گرفتن به "اسماء بنت عمیس" فرمود:«قالَتْ: هاتِى طِیبِىَ الَّذى أَتَطَیَّبُ بِهِ وَهَاتِى ثِیابِىَ الَّتى أُصَلِّى فِیها، اِجلِسِى عِندَ رَأْسى فَاِذا جَاءَ وَقْتُ الصَّلوةِ فَأَقیمینى فَاِنْ قُمتُ وَاِلاّ فَأَرْسِلِى اِلى عَلِىٍّ؛اى اسماء! عطر مرا، همان عطرى که همیشه مى زنم، و پیراهنى را که همیشه با آن نماز مى گزارم بیاور و بر بالینم بنشین، هرگاه وقت نماز شد مرا از خواب بیدار کن، اگر بیدار شدم که نماز مى گزارم و اگر بیدار نشدم، کسى را به دنبال على بفرست تا بیاید».[34]
ام سلمه مى گوید:« از حضرت زهرا(ع) پرسیدم که، آیا عطر و بوى خوش ذخیره کرده اى؟»
فرمود: «آرى؛ رفت و شیشه عطرى آورد و مقدارى در کف دست من ریخت بوى خوشى داشت که هرگز نبوئیده بودم».
گفتم: «این عطر خوشبو را از کجا تهیّه کرده اى؟»
فرمود:«قالَتْ: هُوَ عَنبَرٌ یَسْقُطُ مِنْ أَجْنِحَةِ جَبْرَئیل؛این عطر، مشکى است که از بال و پَرِ جبرئیل فرو ریخته است».[35]
آرایش و عطر زدن براى زنان آنچنان ارزشمند است که هم عبادت به حساب مى آید و هم مایه گرمى و شادابى زندگى زناشویى است.
پیامبر اسلام(ص) به اینگونه ظرافت هاى زندگى کاملاً توجه داشت که به عمّار یاسر مأموریت داد براى شب عروسى حضرت زهرا(ع) عطرهاى خوشبو تهیه نماید.
عمّار یاسر مى گوید:«عطر خوبى تهیه کرده به منزل فاطمه(ع) بردم، فرمود:«قالَتْ: یا اَبَا الیَقظانِ ما هذَاالطِّیبُ؟اى عمّار یاسر! این عطر چیست؟»
گفتم:«پدرت رسول خدا(ص) مرا امر کرد، تا فراهم نمایم».[36]
9)خشم رسول خدا(ص) به جهت بی اعتنایی به زنان
روزی سه نفر از زنها، به حضور رسول اکرم(ص) آمده و از شوهران خود شکایت کردند.
یکی گفت:«شوهر من گوشت نمی خورد».
دیگر گفت:« شوهر من از بوی خوش اجتناب می کند».
سومی گفت:« شوهر من از زنان دوری می کند».
رسول خدا(ص) بی درنگ در حالی که به علامت خشم ردایش را به زمین می کشید، از خانه به مسجد رفت و بر منبر بر آمد و فریاد کرد:«چه می شود گروهی از یاران مرا، که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده اند؟! همانا من خودم، هم گوشت می خورم و هم بوی خوش استعمال می کنم و هم از زنان بهره می گیرم، هر کس از روش من اعراض کند از من نیست».[37]
10) همت برای رهایی زنان از بند اسارت
«جویریه» دختر حارث بن ابی ضرار، بزرگ یهودیان بنی المصطلق بود. جویریه از اسیران غزوه بنی المصطلق بود که سهم ثابت بن قیس بن شماس گردید و بلا فاصله برای آزادی خویش با وی قرار داد مکاتبه منعقد کرد و نزد پیامبر (ص) آمد و ازاو خواست وی را در آزاد شدن از این محنت کمک کند؛ پیامبر (ص) بهای وی را به ثابت بن قیس پرداخت ؛ آن گاه وی را به ازدواج خود در آورد.[38]
مسلمانان در غزوه بنی المصطلق حدود دویست نفر از زنان و کودکان را به اسارت گرفتند. با انتشار خبر این پیوند، مسلمانان دیگر، اسیران یهودی را خویشاوندان پیامبر(ص) خوانده، بیش از صد نفر از اسیران بنی المصطلق را آزاد کردند. با این ازدواج، پدر و برادر و جمعی از خویشاوندان جویریه به اسلام گرویدند.[39]
البنه ناگفته نماند که علامه طباطبایی معتقد است:«مسلمانان همه اسیران بنی المصطلق را آزاد کردند و مردان بنی المصطلق چون این رفتار انسان دوستانه را از مسلمانان دیدند، همگی مسلمان شده،به مسلمانان پیوستند».[40]
هم چنین پیامبر(ص) صفیه دختر حی بن اخطب را که بزرگ یهودیان بنی النضیر بود؛ به علت این که پدرش ابن اخطب در جنگ بنی النضیر کشته شد و شوهرش در جنگ خیبر به دست مسلمانان به قتل رسید و خود او در همین جنگ به اسارت در آمد. آزاد ساخته و سپس به ازدواج خود در آورد تا با این وسیله او را از ذلت اسارت حفظ کند.[41]
11)رسول خدا (ص) و مهریه زنان
زنی به خدمت پیامبر(ص) آمد و در حضور جمع ایستاد و گفت:« یا رسول الله! مرا به همسری خود بپذیر».
رسول اکرم(ص) در مقابل تقاضای زن سکوت کرد، چیزی نگفت.
زن سر جای خود نشست، مردی از اصحاب به پا خاست و گفت:« یا رسول الله اگر شما مایل نیستید، من حاضرم».
پیامبر(ص) سوال کرد:« مهر چی؟»
آن مرد گفت:«هیچی ندارم».
پیامبر(ص) فرمودند:«این طور که نمی شود، برو به خانه ات شاید چیزی پیدا کنی و به عنوان مهریه این زن بدهی».
مرد به خانه اش رفت و برگشت و گفت:«در خانه ام چیزی پیدا نکردم».
رسول الله(ص) فرمودند:«باز هم برو بگرد، یک انگشتر آهنی هم که بیاوری کافی است».
دو مرتبه رفت و برگشت و گفت:«انگشتر آهنی هم در خانه ی ما پیدا نمی شود، من حاضرم همین جامه که به تن دارم مهر این زن کنم».
یکی از اصحاب که او را می شناخت گفت:«یا رسول الله! به خدا این مرد جامه ای غیر از این جامه ندارد، پس نصف این جامه را مهر زن قرار دهید».
پیغمبر اکرم(ص) فرمود:« اگر نصف این جامه، مهر زن باشد کدام یک بپوشند؟ هر کدام که بپوشند دیگری برهنه می ماند، خیر این طور نمی شود».
مرد خواستگار سر جای خود نشست، زن هم به انتظار جای دیگری نشسته بود، مجلس وارد بحث دیگری شد و طول کشید.
مرد خواستگار حرکت کرد برود، رسول خدا(ص) او را صدا زد:آقا بیا، آمد.
پیامبر (ص)فرمود:« بگو ببینم قرآن بلدی؟»
گفت:«بلی یا رسول الله! فلان سوره و فلان سوره را بلدم».
پیغمبر(ص) فرمود:«می توانی از حفظ قرائت کنی؟»
گفت:«بلی می توانم».
رسول خدا(ص) فرمودند:«بسیار خوب، درست شد، پس این زن را به عقد تو در آوردم و مهر او این باشد که تو، به او قرآن تعلیم بدهی».
مرد دست زن را گرفت و رفت.[42]
از این گونه نمونه ها استفاده می شود که رسول خدا(ص) به هیچ وجه حاضر نبود زنی را بدون مهر در اختیار مردی قرار دهد، ولی در عین حال با کمترین مهریه و ساده ترین مراسم بدون هیچ تکلفی موافت می فرمودند.
نتیجه
غرب امروزه الگویی از زن ارائه کرده و می کند که نتیجه آن نابودی جامعه است؛ چون در آن الگو زن رها است، البته نه برای خود، که برای جامعه سرمایه داری، تا به هر شکلی تولید سرمایه نماید و اما خانواده او:
همسرش در نمایش جذابی از آزادی سکس خود را ارضاء می کند و تا هر مرحله ای که خواست پیش می رود او نیز رها است؛ او باید بتواند جیب کمپانی های در هم تنیده تجارت سفید راپر کند و فرزندانش نیز در پانسیون ها فقط از گرسنگی نمی میرند.
باقی نیازها و وظیفه ها از جامعه حذف شده است. البته همه پشیمانند، اما حرص سرمایه داری و اسارت جوامع، در چنگ آن، راه برگشتی باز نگذاشته است.
پس سزاوار است الگویی ارائه شود تا تأمین کننده ابعاد شخصی و شخصیتی زن بوده و از سویی وی را آماده حضور در اجتماع نموده، در عین حال جایگاه او را در نقش همسرو مادر که بنیان ساز خانواده، یعنی اولین و مهمترین پایگاه اجتماعی ـ به اقرار حتی علوم مدرن ـ است، تقویت نماید؛ بدون شک این الگو همان الگوی اسلامی است که به جهانیان معرفی شده است.
حسن ختام :پیام مقام معظم رهبری دام ظله
اینک به عنوان حسن ختام قسمتی از پیام مقام معظم رهبری به سمینار بررسی شخصیت زن از دیدگاه امام خمینی(ره) را متذکر می شویم:
معلم بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی(ره) نقش زن را در انقلاب – چه در پیدایش و چه در استمرار آن _ و نیز جایگاه او را در تکامل جامعه ی اسلامی و انقلابی آن، بسی بزرگ می داشت و حق هم همین است و این مستلزم آن است که زن ایرانی و زن مسلمان، به مجاهدت خود برای رها شدن از دام ها پرداخته و در راه نهاده ی فرهنگ تباهگر غرب، با اراده یی راسخ ادامه دهد و به هیچ رو تسلیم اغوای آنان که زن را ابزاری برای پیشبرد سیاست های ویرانگر و اسارت بار خواسته اند، نشود. ظرافتی هوشمندانه لازم است که میان تشخیص و منزلت علمی و فرهنگی و اجتماعی و هنری و سیاسی زن، با تنزل و انحطاط او تا سطح وسیله و ابزاری برای مقاصد سیاسی و شخصی فرق گذاشته و این یک، با آن چه مطلوب و محبوب هر انسان آزاده و آگاه است، مشتبه نگردد.
اسلام آن علو رتبه را جایگاه حتمی زن دانسته و سلوک به سوی آن را لازم شمرده و راه آن را با ارزشگذاری ها و مقررات و احکامی هموار ساخته است. فرهنگ غرب و بینشی که پایه آن است، اگر آن منزلت را نیز ارزانی زن کند، که البته دیدگاه مادی فاقد آن گستره ی چشم انداز های معنوی است، یارای آن را ندارد که وارستگی از لذت و شهوات و سرگرمی های حقیر را از شخصیت زن جدا سازد؛ بلکه این را اصل شمرده، پایه ی قضاوت خود درباره ی جوامع و عقاید قرار می دهد.
تبلیغات استکباری و صهیونیستی، در این چند سال که سعی می کند ایران اسلامی را ضد زن وانمود کند، بهانه یی جز این ندارد که در ایران امروز، فساد اجباری و تحمیلی ساخته ی دست رژیم مزدور غرب متوقف شده و رسم برهنگی و آمیزش نا سالم زن و مرد، بر افتاده است.
زن امروز ایران، در صحنه ی علم و سیاست و هنر و در گونه گون فعالیت های اجتماعی، از گذشته بسی فعال تر و میداندارتر است؛ اما این ها برای ذهن و بینش غربی و نیز رسم و آیینی که دست های صهیونیسم و استعمار از آن ساخته، در مرتبه دوم است. در مرتبه اول، آن چیزی مهم است که ایران اسلامی آن را قاطعانه رد می کن؛ یعنی مرز شکنی در روابط زن و مرد و هتک حرمت انسانی زن و تبدیل آن به وسیله یی برای التذاذ یا دستگاهی برای مصرف مصنوعات پر زرق و برق.
باری، ملت ایران امروز به برکت انقلاب قادر گشته است که نظر گاه جدیدی در باب زن و ارزش های او ارایه کند و طراز نوینی از زن برجسته و الا بیافریند. این، توفیقی بزرگ و حرکتی ماندگار و قابل تقلید است. علی رغم هیاهوی امتناع و مقاومت از سوی محافل و مطبوعات غرب، نشانه ی تأثیر و نفوذ این حرکت را در دنیا می توان مشاهده کرد.
باید زنان اندیشمند و آگاه ایران اسلامی، راه روشن خود را ادامه دهند و گام ها را متین و محکم بر دارند. مبادا چنان که د رافراد سطحی و غافل دیده شده است، نسل انقلابی و زنان مؤمن، دوباره روی به مصرف تجمل های پوچ و گرایش های غیر انقلابی بیاورند یا رسم جاهلی اختلاط بی پروا را دوباره زنده کنند...
شما در چنین سمینارها و اجتماعاتی، باید روشهای درست برای ادامه ی خط امام و انقلاب در باب زن را تدوین کنید و تداوم این راه را تضمین نمایید.
خداوند به همه ی شما توفیق عنایت فرماید[43].
منابع و مأخذ
1. قرآن کریم.
2. ابن جعفر محمد بن جریر، دلائل الامامه، چاپ اول، موسسه بعتث قم.
3. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، مجلدات2، چاپ مکتب بنی هاشم تبریز، سال 1381 هجری قمری.
4. ابن هشام، سیره نبویه، دارالمعرفه، بیروت.
5. ابن سعد، طبقات الکبری،ناشر دار صادر بیروت.
6. بحرانی عبدالله، عوالم، چاپ اول 1407ه، امیر قم.
7. بخاری، صحیح، باب نکاح.
8. حرعاملی محمد، وسائل الشیعه، دار احیاء التراث بیروت.
9. سیوطی شافعی، لئالی الاخبار، متوفای 664هجری.
10. سبحانی جعفر، فروغ ابدیت، مرکز مطبوعاتی دارالتبلیغ اسلامی، 1351 ه. ش.
11. علامه مجلسی،بحار الانوار، مجلدات 110، چاپ مؤسسه الوفاء بیروت، سال 1404 هجری قمری.
12. علامه سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران،ناشر موسسه نشر اسلامی.
13. فیروز آبادی، فضائل الخمسه، متوفای 1410.
14. کلینی، الکافی، مجلدات 8، چاپ دارالکتاب الاسلامیه، سال انتشار 1365 هجری شمسی.
15. مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، چاپ بیست و سوم، انتشارات صدرا قم، 1376.
16. مجموعه سخنرانی های مقام معظم رهبری درباره زن، زن ریحانه آفرینش،ناشر دارالهدی، چاپ شریعت.
1.نظام حقوق زن در اسلام، ص56و57.
1.ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص309.
1. ناسخ التواریخ، ج 4، ص 1882.
2. کتاب عوالم ج 11 ص 507 و 610 .
3. ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص120.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir