
تأثیر فرهنگ عاشورایی در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران
براساس * سنت تاریخی*، همه موجودات در عرصه گیتی حتی کوه ها و ستارگان، کهنه و فرسوده می شوند و قرآن کریم این واقعیت را این چنین بیان نموده است که :«کل من علیها فان ؛ هر چیز (بر زمین) هست فانی شونده و از بین رفتنی».....
¨ مقدمه
براساس * سنت تاریخی*، همه موجودات در عرصه گیتی حتی کوه ها و ستارگان، کهنه و فرسوده می شوند و قرآن کریم این واقعیت را این چنین بیان نموده است که :«کل من علیها فان[1]؛ هر چیز (بر زمین) هست فانی شونده و از بین رفتنی» .
درطول تاریخ حوادث دردناک و رقت بار وحشاینه و احساسات برانگیز بسیاری به وقوع پیوسته که با گذشت زمان، کم رنگ و کم رنگ تر و به فراموش خانه تاریخ سپرده شده است که در تاریخ نام صدها مورد از این حوادث حیرت زا ضبط شده است؛ حوادثی هم چون؛ کشته شدن یک میلیون الجزایری به دست ارتش فرانسه، حمله بی رحمانه مغول به ایران و خون ریزی بی حساب و کشتن مردم بی پناه حتی کودکان شیر خوار و زنان، جنگ های خونین صلیبی، فجایع اسرائیل جنایتکار در سر زمین های فلسطین اشغالی، ریخته شدن بمب های هولناک اتمی آمریکا بر هیروشیما و ناکازاکی، و هزاران مورد دیگر !
امروزه با وجود این که بعضی از این حوادث در دهه های اخیر رخ داده همه آنها به فراموشی سپرده شده است و کمتر از آن یاد می شود؛ لکن در این میان تنها حماسه حسینی و انقلاب خمینی است که جاودان مانده ومی درخشند و تبدیل به الگویی بی نظیر برای همه نهضت ها و انقلابها گردیده اند !
فاجعه جان سوز کربلا علی رغم گذشت 1400 سال از وقوع آن، جایگاه خاصی دارد که هر سال شیفتگان حسینی ، هزاران محفل و مجلس در سراسر جهان برای تکریم آن واقعه برگزار می کنند و بودجه های عظیمی، عاشقانه در این راه صرف می شود و مراسم بزرگداشت این خاطره غم بار در هر سال ، با شکوه بیشتر و هیجانی فراوان تر بر پا می گردد.
ارزش و اعتبار و عظمت شخصیت والا و دلربای حسین(ع) و نهضت آن بزگوار امروزه همه را تحت تأثیر قرار داده، به طوری که نه تنها دوستان و پیروانش، بلکه بیگانگان هم در مقابل نام با شکوه وبا عظمت او سر تعظیم فرود می آورند و قیام مقدس کربلا را با احترام یاد می کنند؛ آن هم نه در یک برهه از زمان، بلکه هر چه از تاریخ وقوع آن واقعه می گذرد بر عظمتش افزوده می شود و بیشتر توجه ها و اندیشه های حق طلبان و آزادی خواهان را از هر مسلک و عقیده ای به خود معطوف می دارد، تا آن جا که «کارایل» مورخ و اندیشمند انگلیسی می نویسد:« بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حسین(ع) و یارانش ایمانی بس استوار به خدا داشتند، آنان در عمل نشان دادند که فزونی افراد در جایی که حق و باطل روبرو می گردد، اهمیتی ندارد، پیروزی حسین(ع) با وجود اقلیتی که داشت، باعث شگفتی من است»[2].
هم چنین «گاندی» مصلح بزرگ و پیشوای رهایی بخش کشور هندوستان، خطاب به هندوها می گوید:«مردم هند ! من برای شما چیز تازه ای نیاورده ام تنها نتیجه ای را که از مطالعات و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمانان کربلا دریافتم، ارمغان ملت هند کردم ... بر من روشن شده که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق حسین(ع) پیروی کند»[3].
نیز «واشنگتن ایرونیک» نویسنده مشهور آمریکایی با تواضع فراوان در برابر آن حضرت او را روح فنا ناپذیری می خواند و می گوید:«برای امام حسین(ع) ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن در برابر اراده یزید نجات بخشد، اما مسؤلیت پیشوایی نهضت نجات بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلیفه به رسمیت بشناسد، او به زودی خود را برای پذیرش هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام و مسلمانان از چنگال رژیم آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان،در سرزمین خشک و بر روی ریگ های تفتیده عربستان، روح حسین(ع) فنا ناپذیر بر پاست. هان ! ای پهلوان و ای نمونه شجاعت وای شهسوار من حسین !»[4]
از آنجا که انقلاب اسلامی ایران نشأت گرفته از فرهنگ عاشورایی که شور انگیز ترین حماسه تاریخ بشری است، توانسته است نیرومند ترین احساسات آزادی خواهانه میلیاردها انسان را برانگیزد و نه تنها از مرزهای جفرافیایی بگذرد بلکه مرزهای اعتقادی را تسخیر خود نماید،به طوری که مردمان سراسرجهان را سخت مجذوب خویش ساخته و تبدیل به الگویی بی نظیر گردد و شگفتا اینکه قداست خود را درمیان سایر ادیان الهی حفظ کرده وبسان یاد آوری نهضت حسینی(ع) توسعه یافته که به مقتضای تعبیر بلند و رسای پرورش یافته مکتب * بی بدیل* حسین(ع) ، بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) «کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا[5]» است.
در این نوشتار سعی بر این است که ضمن بیان وجوه مشترک فضا و فکر حاکم بر جامعه ی اسلامی نهضت حسینی (ع) و انقلاب خمینی(ره) به تأثیرفرهنگ عاشورایی برشکل گیری انقلاب اسلامی ایران اشاره شود.
¨ چکیده
آنچه در پیش رو است، تراوش قلمی کم توان است که با هدف شناخت بیشتررابطه حماسه حسینی(ع) و انقلاب خمینی(ره)، به بررسی گوشه ای از تأثیر فرهنگ عاشورایی در شکل گیر ی انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. اگر چه بیان همه ویژگی های این دو انقلاب بزرگ، منحصر به فرد و برای همه حکومت ها وجهانیان درس آموز، ولی از حوصله این وجیزه خارج است،لذا در این گفتار سعی بر آن شده است که از بارزترین ابعاد وجودی این دو حماسه شگرف سخن به میان آید.
آنچه در این صفحات به رشته تحریر در آمده است در چهار بخش خلاصه می شود.
بخش اول: انقلاب حسینی(ع) وانقلاب خمینی(ره)
در این بخش، پیرامون:برخی ویژگیهای این دو انقلاب بحث می شود.
بخش دوم: عاشورا مبدأ و رویکرد انقلاب اسلامی ایران.
در این بخش،پیرامون:پیدایش و بقا و استمرا انقلاب اسلامی ایران بحث می شود.
بخش سوم: فضا و فکر حاکم بر جامعه اسلامی در حماسه حسینی و انقلاب خمینی .
در این بخش، پیرامون اوضاع و احوال حاکم بر جامعه و مقایسه فضای حکومت در زمان امام حسین(ع) و زمان امام خمینی(ره) بحث می شود.
بخش چهارم: فساد شاهان پهلوی.
در این بخش، پیرامون دو فصل
فصل اول:فساد اخلاقی محمد رضا شاه
فصل دوم:امکانات کشور در دست بیگانگان بحث می شود.
¨ بخش اول:انقلاب حسینی و انقلاب خمینی
بدون تردید انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مهمترین و بی نظیر ترین رویدادهای تاریخ است که بیشترین تأثیر پذیری را از انقلاب عاشورا داشته و هر دو مصداق این ندای حیات بخش الهی هستند که هر شنونده دیندار و عاقلی آن را لبیک خواهد گفت:«یا ایها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم؛[6] ای مومنان! ندای خدا و پیامبر(ص) را آن گاه که شما را به پیامی حیات بخش می خواند اجابت کنید» و حمایت مستمر از انقلاب اسلامی ، پاسخ و لبیک به ندای «أما من مغیث یغیثنا لوجه الله؟أما من ذاب یذب عن حرم رسول الله» حسین بن علی است که در همه تاریخ طنین انداخته است.
وجوه مشترک شعارها و شاخص ها و اهداف در این دو حرکت حماسی به اندازه ای گسترده و فراوان است که همواره محل بحث و گفتگوی دشمنان و دوستان تحلیل گر عرصه سیاست وفرهنگ بوده؛ به گونه ای که بسیاری از بدخواهان انقلاب تاب مقاومت را از دست داده و عقیده خود را مبنی بر اینکه نهضت اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) بر گرفته از قیام عاشورا و حرکت حضرت امام حسین علیه السلام در محرم سال 61 هجری قمری بوده است را فریاد زده اند .
تحلیل گران داخلی و خارجی بر این عقیده اند که شروع و پیدایش انقلاب اسلامی ایران نه تنها ریشه در چشمه همیشه جوشان کربلا دارد بلکه بقا و تداوم آن نیز به جهت قرار گرفتن در مسیر زلال جاری محرم و صفراست؛ چنانکه رهبر کبیرانقلاب فرموده است که:«این محرم را زنده نگه دارید. ما هر چه داریم از این محرم است» یا اینکه«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»؛ از آنجا که دشمنان قسم خورده این انقلاب نیز به این واقعیت پی برده اند؛ لذا تضعیف انقلاب را در تضعیف عاشورا دانسته وعاشورا زدایی را سر لوحه برنامه های سیاسی و فرهنگی خود قرا داده اند، پس دوستان و مدافعان انقلاب نیز باید در صدد حفظ شعارها و شاخص ها و آرمان ها و اهداف عاشورای واقعی باشند و در دفاع از فلسفه واقعی قیام امام حسین (ع) و تبیین آن از هیچ کوششی فرو گذار نکنند.
¨ بخش دوم:عاشورا مبدأ ورویکرد انقلاب اسلامی ایران
همانگونه که پیامبر مکرم اسلام(ص)فرمودند« الاسلام بدوه محمدی و بقاؤه حسینی» امروزه می توان به صراحت فریاد کشید که پیدایش و بقا انقلاب اسلامی به قیام امام حسین (ع) بر می گردد، موجودیت عاشورای حماسی با موجودیت انقلاب ایران چنان به یکدیگر وابسته است که نفی و تحریف یکی از آنان لاجرم به نفی و تحریف دیگری خواهد انجامید.
امام راحل(ره) در باره پیدایش و تولد انقلاب از دامان عاشورای استکبار ستیز فرموده است:«این را باید همه گویندگان توجه بکنند و ما باید همه متوجه این معنا باشیم که اگر قیام حضرت سید الشهداء (ع) نبود، امروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم».[7]
نویسنده کتاب زمانی غیر از زمانها[8] ضمن مقایسه مبدأ تاریخ در نزد امام و شاه به صراحت اظهار می دارد که« شاه مبدأ تاریخ خود را تاریخ شاهنشاهی و قبله گاه خود را تخت جمشید قرارداده اما امام خمینی (ره) مبدأ تاریخ را عاشورا و رویکرد خود را به کربلا معطوف داشته بود».
وی می نگارد«انقلاب هم در عین آن که نقطه ای است که مردم سیاست خود را در آن باسازی می کنند روایتی بر گذشته و باسازی بنیان چهارده قرنی ایران نیز می باشد. روایتی که به صراحت حاوی افسانه بنیان گذار است. مردمی که می خواهند به مبدأ و سر چشمه اولیه بر گردند،در کربلا متوقف می شوند. در واقع چنین بازگشت مشهوری به سر چشمه خود به معنای تعیین سرچشمه هم هست؛ دوگانگی واژه تأویل در آن جا به کمال قوت باقی خود می رسد؛ یعنی برگشت به اول و قرار دادن آن به عنوان سر چشمه. دعوای ملت ایران با پادشاه خود مربوط به همین تعیین بود وقتی مسأله موجودیت مطرح می شود باید سرچشمه آن هم مشخص شود این سرچشمه برای شاه کوروش و برای مردم امام حسین(ع) بوده است».
¨ بخش سوم:فضا و فکر حاکم بر جامعه اسلامی در حماسه حسینی و انقلاب خمینی
بر کسی پوشیده نیست که اسلام دین تکامل و دستور العمل زندگی انسانهای کامل بوده و به عنوان کامل ترین و برترین دین، هر آنچه را که موجبات سعادت اخروی و دنیوی بشر را فراهم می نموده برای او به ارمغان آورده است، اسلام، مردم عصر جاهلیت جزیره العرب را که در تنگناهها و بن بست های سیاسی، تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و خصوصا اجتماعی قرار داشتند، رهانید و با تکریم همه جانبه آنها، با کشیدن خط بطلان بر تبعیض های ناروا درس مردانگی و آزادی را به آنها آموخت وآنها را از جهل و نادانی به سوی تکامل و انسانیت سوق داد و در جهان به بزرگی رساند،اما صد حیف و افسوس که رجعت طلبی و روحیه جاهلیت، بار دیگر جامعه اسلامی را در کمتر از نیم قرن به جایی رساند که خلیفه مسلمین نه تنها علنا به شرابخوری روی آورد و از هیچ فسق و فجوری پرهیز نکرد، بلکه منکر نزول وحی شد و رویارویی و جنگهای حق طلبانه پیامبر مکرم اسلام (ص)با ابوسفیان و بنی امیه را نوعی قدرت طلبی و تصاحب منصب و مسند شمرد.[9]
امام خمینی در خصوص این ویژگی یزید و حکومت اسلام ستیز بنی امیه و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام می فرماید:«می رفت با کجروی های تفاله جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت با شعار لاخبر جاء و لا وحی نزل(اسلام) محو ونابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و وحی را به انزوا کشاند که ناگهان شخصیت عظیمی، که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی و سید اولیا علی مرتضی علیه السلام تربیت و در دامان صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام بزرگ شده بود، قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود واقعه بزرگی را به وجود آورد».[10]
در تورق تاریخ و نگاه به اهداف وشعارهای انقلاب اسلامی با حماسه حسینی به فضا و فکر حاکم بر جامعه اسلامی در عصر و زمان امام حسین(ع)با عصر و زمان امام خمینی(ره)پی برده و به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:
¨ بخش چهارم:فساد شاهان پهلوی
به اعتراف دوستان و خصوصا دشمنان انقلاب اسلامی ایران خصوصیات فردی شاهان پهلوی (رضا شاه و محمد رضا شاه) درست همانند معاویه و یزید بود؛ رضاخان که با حمایت انگلستان به قدرت رسیده بود، علنا بر علیه تعالیم و* شعائر* اسلامی و الهی دست به اسلحه برده و مسلمانانی را که در مقام مبارزه با حرکت های اسلام زدایی او(مانند کشف حجاب) بر آمده بودند به گلوله بست.
این پدرو پسر می خواستند مردم را دوباره به عصر جاهلیت برگردانده و آزادی را که ارمغان اسلام برای جامعه بشری بود به یغما ببرند؛ ارتشبد فردوست که از بنیان گذاران ساواک ایران و دوست نزدیک شاه در زمان طفولیت تا هنگام فرار بود، در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی در مورد ویژگیهای فردی و اعتقادی رضاخان چنین می آورد:« ...همیشه یک پیشخدمت مخصوص، چه در کاخ و چه در خارج کاخ باید کمی دور می ایستاد و به علامت دست او نگاه می کرد. آن علامت برای پیشخدمت کافی بود که بداند چه می خواهد.
رضاخان ساعت 12ظهر نهار می خورد؛ ساعت 6 بعد از ظهر یک جوجه کباب با یک گیلاس کنیاک می خورد و ساعت 8 هم شام می خورد. شب ها بالای سرش یک لیوان شراب قرمز و یک لیوان شراب سفید بود که هر گاه خوابش نمی برد مصرف می کرد. شراب را یک نفر متخصص در سعد آباد تهیه می کرد و پنج سال مصرف می شد. سر میز غذا همه فرزندانش، دختر و پسر باید همیشه حضور می داشتند و اگر لحظه ای دیر می آمدند حق حضور بر سر میز غذا را نداشتند، رضاخان پس از سلطنت، به مطالعه تاریخ علاقمند شد، روزی محمد رضا به من گفت که پدرم از دین زرتشت تمجید می کند».[11]
فصل اول:فساد اخلاقی محمد رضا
فردوس از فسادهای اخلاقی محمد رضا شاه در دوران تحصیلش در اروپا خاطره ای را نقل می کند :« در مدرسه له روزه حدود چهل نفر کلفت کار می کردند؛ البته کلفت به معنای ایرانی کلمه نه؛ مستخدمه های خیلی زیبا، تمیز، شیک و جوان. در بین آنها یکی از همه زیباتر و جذابتر بود و حدود 22 سال داشت و توجه محمد رضا را جلب کرده بود، او به پرون گفت حال که نفیسی چنین می کند (و من را آزاد نمی گذارد) من هم از این مستخدمه خوشم می آید، او را به اتاقم بیاور.
پرون هم که مستخدم بود راحت توانست مسأله را با مستخدمه حل کند و او را با خودش به اتاق ولیعهد می آورد . این جریان ادامه داشت ...»[12]
تاج الملوک درباره خصوصیات پسرش می نویسد:«ناگفته نگذارم که محمد رضا در برابر دختران مو طلایی تسلیم محض بود. یک بار که در جوانی با هواپیما آلمانی مسافرت می کرد عاشق میهمانداران مو طلایی هواپیمای لوفت هانزا شده بود. این شرکت های هواپیمایی، زیباترین دخترها را میهمانداران خودشان می کنند و همین مسأله مدت ها موجب بدبختی محمد رضا شده بود ! و پول های زیادی را صرف میهمانداران لوفت هانزا می کرد. یک قسمت از دربار مسؤل دعوت و پذیرایی از این میهمانداران بود».[13]
تاج الملوک اضافه می کند:«سپهبد ایادی، پزشک مخصوص شاه، همیشه به من اطمینان می داد که بیماری های محمد رضا به خاطر شیطنت های زیاد او و ضعف قوه جنسی است! خدا لعنت کند اسدالله علم را که بساط شیطنت برای محمد رضا فراهم می کرد و باعث تحلیل رفتن قوای پسرم می شد! به هر حال پسرم شاه بود و اگر شاه از شاه بودنش لذت نبرد و شاهی نکند چه بکند؟!»[14]
یکی دیگر از انحرافات جنسی شاه اکتفا نکردن به جنس مخالف بود؛ وی آنچنان در لجن زار فساد فرو رفته بود که به هم جنس بازی نیز می پرداخت.
«ارنست پرون» از دوستان دیرین شاه بود که در سوئیس با وی آشنا شده بود. او پسر باغبان و تعمیر کار مدرسه «له روزه» بود که همراه شاه به ایران آمد؛ او از نظر سن وسال، چند سالی از شاه بزرگتر بود و به مدت بیست سال در دربار به عنوان مشاور نزدیک شاه مشغول کار بود.
در ارتباط با رابطه جنسی وی با شاه شایعات مختلفی وجود داشته که در سال 1357 پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتابی تحت عنوان «ارنست پرون، شوهر شاه» به زبان فارسی چاپ و منتشر شده؛ البته می توان به استناد به بعضی از خاطرات ثریا، همسر دوم شاه درباره ارنست پرون، به حقیقت ارتباط وی با شاه پی برد.
یکی از درگیری های همسر دوم شاه، ملکه ثریا، رابطه صمیمانه شوهرش و دوست سوئیسی او بود. ثریا در خاطرات خود یاد آور می شود:«پرون هیچ سمت رسمی نداشت؛ اما به عنوان دوست شخصی شاه در دربار زندگی می کرد. پرون هر روز صبح برای گفتگو با شاه او را در اتاق خوابش ملاقات می کرد. هیچ کس نمی توانست دقیقا بگوید که او چه می کرد؟»
اهمیت این رفتارها برای محمد رضا پهلوی آن چنان بود که برای رفتارهای خلاف عفت خود اوقات خاصی را در نظر گرفته بود.
ماروین زونیس در این باره می نویسد:«شاه درست همان طور که با مقامات بلند پایه کشور ملاقات هفتگی منظم داشت، ساعات معینی را نیز به مناسبات عشقی خود اختصاص می داد».[15]
شاه و اشرف که برادر و خواهر دو قلو بودند، اخلاق و رفتارشان کاملا مشابه بود و هر دو دارای عقده های جنسی بودند و تمایلات غیر طبیعی داشتند .
فصل دوم:امکانات کشور در دست بیگانگان
گذشته از فسادهای اخلاقی و تلاش شاه و متولیان فرهنگی او در سوق دادن جامعه اسلامی به سوی ابتذال و بی بند وباری تمامی امکانات کشور مسلمان ایران در دست بیگانگان غیر مسلمان بود.
خاندانی که غرق در فساد باشند و به اعتراف نزدیکانشان درباری سکس داشته باشند که گاهی اوقات فقط بخاطر لحظاتی لذت جنسی یک میلیون دلار بیت المال مسلمین را به عنوان هدیه پرداخت نمایند دیگر چگونه می توان از آنها انتظار داشت برای حفظ بیت المال و استفاده از آن در جهت مصالح مردم زحمت بکشند؟
وقتی اعتیاد در دربار پهلوی به حد اعلای خود رسیده باشد(به اعتراف خودشان معتاد حرفه ای شده بودند و تجارت تریاک را به عنوان تجارتی سودمند می دانستند)
وقتی که در تاریخ معاصر ایران رژیم پهلوی تنها رژیمی است که توسط استعمار به وجود آمده و خود را مدیون و وام دار استعمار می داند، چنین اشخاصی چگونه می توانند کارهای بزرگ انجام دهند و در مقابل ظلم و ستم ستمگران و استکباران زمان بایستند و از کشور و بیت المال دفاع نمایند، آری دربار پهلوی خود دربار فساد بود و ظلم نه دربار حکومت و خدمت !
مسلما در چنین فضایی غارتگران شرق و غرب با سطله خود بر کشور، تمامی امکانات کشور را در اختیار گرفته و همه اموال مملکت را به یغما خواهند برد؛ لذا بشنوید از زبان تاج الملوک مادر محمد رضا شاه، که درخاطراتش می گوید:«یک روز محمد رضا، که خیلی ناراحت بود، به من گفت:مادر جان، مرده شور این سلطنت را ببرد که من شاه و بزرگ ارتشداران هستم و بدون اطلاع من هواپیماهای ما را برده اند ویتنام!
آن موقع جنگ ویتنام بود و آمریکایی ها، که از قدیم در ایران پایگاه نظامی داشتند، هر وقت احتیاج پیدا می کردند از پایگاههای ایران و امکانات ایران با صلاحدید خود استفاده می کردند و حتی اگر احتیاج داشتند از هواپیما ها و یدکی ما استفاده می کردند برای پشتیبانی از نیروهای خودشان در ویتنام؛ حالا بماند که چقدر سوخت مجانی می زدند و اصلا کل بنزین هواپیماها و سوخت کشتی هایشان را از ایران می بردند....همین آقای ارتشبد نعمت الله نصیری که ما به او می گفتیم«نعمت خر گردن» و یک گردن کلفتی مثل خر داشت، می آمد خدمت محمد رضا، و گاهی من هم در این ملاقات ها بودم، می گفت آمریکایی ها فلان پرونده و فلان اطلاعات را خواسته اند، محمد رضا می گفت بدهید».[16]
بخاطر این فسادها و ظلمها است که امام راحل در یکی از سخنرانی هایشان با صراحت رضا شاه و محمد رضا پهلوی را با معاویه و یزید مقایسه می کند و می فرماید:«ححضرت سید الشهدا (ع) دیدند که معاویه و پسرش،خداوند لعنتشان کند، این ها دارند مکتب را از بین می برند و دارند وارونه اسلام را جلوه می دهند. اسلامی که آمده است برای این که انسان درست کند، نیامده است که قدرت برای خودش درست کند...این پدر و پسر، مثل این پدر وپسر(رضا شاه و محمد رضا پهلوی) اسلام را وارونه داشتند نشان می دادند، شرب خمر می کردند ... اعمالشان، رفتارشان شیطانی، لکن فریادشان فریاد خلیفه رسول الله!»[17]
همانگونه که برای امام حسین (ع) سخت بود که فردی شرابخوار و زن باره بر منبر جدش تکیه بزند و اسلام زدایی را در رأس برنامه های خود قرار دهد، برای فرزندش خمینی کبیر هم که درس آموخته این مکتب است بسیار گران و سخت بود که شاهد تسلط بیگانگان بر منابع عظیم کشور اسلامی، قرار گرفتن بهایی ها در پست های کلیدی مملکت و معرفی فردی که جرثومه فساد است به عنوان ظل الله، فره ایزدی، اسلام پناه و کمر بسته حضرت رضا (ع)باشد، لذا خمینی کبیر(ره) همان موضعی را انتخاب کرد که مولا و مقتدایش اتخاد کرده بود و همان سخنی را به زبان جار ی ساخت که آن حضرت بر زبان آورده بود و همانگونه که حضرت فریاد بر آورد:«الا ترون الحق لا یعمل به و الباطل لایتناهی عنه لیرغب المومن فی لقاءالله و انی لاأری الموت الا سعاده و الحیاه مع الظالمین الا برما».[18] و به سراغ منکر اصلی و سر چشمه همه منکرات رفت، امام نیز پس از مشاهده دهن کجی شاه به هشدارهای مراجع در مورد لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، و برپایی رفراندوم تشریفاتی در روز اول بهمن 1341 در اعلامیه ای تاریخی نگاشت:«من اکنون خود را برای سر نیزه های مأمورین شما حاضر کردم، ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم کرد ... با ما معامله بردگان قرون وسطی می کنند، به خدای متعال من این زندگی را نمی خواهم«انی لا أری الموت الا سعاده و الحیاه الا برما».[19] کاش مأمورین بیایند و مرا بگیرند تا تکلیف نداشته باشم».
امام چون مولایش به سراغ منکر اصلی رفت و بر اصل امر به معروف و نهی از منکر تکیه کرد و مردم را به سمت و سویی سوق داد که با فرا رسیدن محرم آنان خود را در محرم سال 61 دیدند و معنای «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را با همه وجود درک کردند و خود را در عاشورایی دیدند که یزیدش کسی جز شاه خائن نبود .
در این محرم، شعارهای مردم دیگر رنگ و بوی سال های گذشته را نداشت؛ تنها بیان مصیبت و گریه نبود؛ بوی حماسه، بوی شهادت، بوی ظلم ستیزی و حمایت از امامت، و تأسی به حسین زمان را داشت که سرانجام انقلاب عاشورایی امام با فداکاری شهادت طلبانه مردم ایران به پیروزی رسید، امام خمینی (ره) این پیروزی را نتیجه تأسی مردم به قهرمانان عاشورا بر شمرد و فرمود:«ملت ما از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را در راه خدا فدا کرد و این اقتدا به بزرگ مرد تاریخ حضرت سیدالشهدا علیه السلام است، حضرت امام حسین (ع) به همه آموخت که درمقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حکومت جائر باید قیام کرد».[20]
¨ نتتیجه گیری
امروز، درحرکتی هماهنگ دشمنان خارجی و داخلی در صدد عاشورازدایی از انقلاب اسلامی ایران هستند، آنان به خوبی می دانند که اگر عاشورای حماسه و پیام از انقلاب گرفته شود، انقلاب از مسیر اصلی خود خارج می شود و اگر انقلاب تضعیف شود، روند عاشورای حماسه و پیام در سراسر دنیا متوقف می شود، همواره سعی در تحریف ماهیت عاشورا و تفسیر آن به عزاداری، اشک و ناله و پیام زدایی از آن د رمنابر و کتب مربوط به قیام عاشورا و اشعار مداحان می کنند و با کمال تأسف باید گفت که برخی دوستان نا آگاه با عملکرد ها و موضع گیری های خود این تفکر را ترویج می کنند که فلسفه شهادت امام حسین علیه السلام محدود ومحصور به نجات امت او از آتش جهنم بوده است؛ همانگونه که حضرت مسیح (ع) برای بدوش کشیدن بار گناهان امت خود به استقبال مرگ رفت.
این جریان با نفی تأثیر پیام و حماسه در عرصه اجتماع، تنها بر بعد فردی و عزاداری عاشورا تکیه می کند و با نفی ابعاد دیگر، نگاه حماسی به عاشورا را نوعی بدعت و استفاده ابزاری از آن بر می شمارد که برخی جریان های وابسته به ساواک و برخی جریانهای روشنفکری و وابسته به غرب که رو به قبله، لیبرال دمکراسی دارند، از مروجان اصلی این اندیشه به شمار می روند، اما زهی خیال باطل زیرا که امام خمینی (ره) معمار و بنیانگذار انقلاب با تزریق این باور به جامعه که اعتقاد راسخ به خداوند منان و مکتب اهل بیت(ع) می تواند کشور را از گزند دشمنان و توطئه های شرق و غرب نجات دهد و اگر روزی این کشور از اهل بیت (ع) فاصله بگیرد، بدون تردید بیگانگان بر جان و مال و ناموس مردم مسلط خواهند شد، جامعه ایرانی را تا قیام مصلح بزرگ جهان حضرت مهدی موعود عج الله تعالی فرجه الشریف بیمه کرد.
او می فرمود:« اسلام و مذهب مقدس جعفری علیه السلام سدی در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنهاست و روحانیت که حافظ آن است سدی است که با وجود آن، اجانب نمی توانند به نحوی که دلخواه آنهاست، با کشورهای اسلامی و خصوص با کشور ایران رفتار کنند ... برای شکستن وحدت اسلامی و کوبیدن قرآن کریم و روحانیت در ایران که مهد تربیت اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام است و با زنده بودن این مکتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوی غیر انسانی خود نمی رسند .ناگزیر هستند مذهب مقدس تشیع و روحانیت را که پاسداران آن هستند، به هر وسیله تضعیف کنند».
آن رهبر فرزانه،منحرفان از مکتب اهل بیت (ع) را با گروههای غیر اسلامی مساوی قلمداد می کرد و از همه مخالفان اهل بیت علیهم السلام بیزاری می جست و می فرمود:«من صریحا اعلام می کنم که از این دستجات خائن، چه کمونیست و چه مارکسیست و چه منحرفین از مذهب تشیع و از مکتب مقدس اهل بیت (ع) به هر اسمی و رسمی باشد متنفرو بیزارم».[21]
در این برهه از زمان بر ماست که همچون گذشته با هوشیاری تمام و چنگ زدن به دستورات و فرامین مولا و مقتدای خود نائب الامام خامنه ای (ادام الله ظله) بار دیگر دشمنان قسم خورده این مرز و بوم را در توطئه شوم خود ناکام گذاریم. انشاء الله
¨ کلید واژه
* سنت تاریخی: به اتفاقاتی که به طور منظم در همه ادوار تاریخی روی می دهد گفته می شود .
* انقلاب: به تحولات و دگرگونیهای گفته می شود که سبب تغییر حاکمان حکومتی می گردد .
* بی بدیل : آنچه که همانند و مثلی را ندارد بی بدیل گویند .
شعائر: علامات و نشانه های هر چیز را گویند؛ مثلا شعائر اسلامی نشانها و علامتهای اسلامی را
گویند همانند حج که از شعائر اسلامی است.
¨ منابع و مأخذ
1. قرآن کریم .
2. امام خمینی سید روح الله، صحیفه نور.
3. حسین فردوست ،ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، انتشارات اطلاعات، تهران 1370.
4. دربار به روایت دربار .
5. سید عبد الکریم هاشمی نژاد، درسی که حسین به انسانها آموخت،
6. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید.
7. لیلی عشقی،زمانی غیر از زمانها، ترجمه دکتر احمد نقیب زاده .
8. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار ،جلد 43 .چاپ بیروت .
-
ملکه پهلوی، خاطرات تاج الملوک، همسر اول رضا شاه و مادر محمد رضا پهلوی.
2.درسی که حسین به انسانها آموخت، هاشمی نژاد سید عبدالکریم، ص440.
[4] همان مدرک.
[5] صحیفه نور، ج1، ص202.
2. این کتاب درباره انقلاب و در خارج از کشور نوشته شده و به نام زمانی غیر از زمانها به فارسی ترجمه شده است.
1. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج5، ص131.
1. ظهور و سقوط سلطنت پهلوی،ج1، ص71و72.
2. ظهور و سقوط پهلوی ، حسین فردوست، انتشارات اطلاعات،ج1، ص48.
3. خاطرات تاج الملوک پهلوی ، نشریه آفرین، ص364.
4. خاطرات تاج الملوک پهلوی ، نشریه آفرین، ص359.
1. دربار به روایت دربار، ج39، ص23- 24.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir