کرمان
← همه اخبار
هنر در قالب‏های تبلیغی

هنر در قالب‏های تبلیغی

۲۳ مهر ۱۳۸۹کد خبر: 140326۲

هنر دقیق‏ترین و رساترین وسیله انعکاس اندیشه‏ها و آرمانهای شریف می‏باشد1 [و] هر ایده، اندیشه و انقلابی که در قالب هنر نگنجد ماندنی نخواهد بود........

هنر دقیق‏ترین و رساترین وسیله انعکاس اندیشه‏ها و آرمانهای شریف می‏باشد1 [و] هر ایده، اندیشه و انقلابی که در قالب هنر نگنجد ماندنی نخواهد بود.2
اگر با عظمت‏ترین اثر هنری را در برابر دیدگان سایر جانداران قرار دهیم اندک بازتاب و تأثیری از خود نشان نخواهند داد.
به عنوان مثال: اگر یک تابلوی
هنری که در همه‏ی دنیا بی نظیر است روی مقوایی کشیده شده باشد، برای جانداری به نام موریانه غذای خوبی
یک نمود هنری جایگاه تلاقی روحی بزرگ ـ که دارای یک نبوغ هنری است ـ با دیگر ارواح انسان‏ها است که این تلاقی هم باید برای روح بزرگ هنرمند مفید باشد هم برای روح تماشاگر
خواهد بود. به همان خوبی که یک قطعه مقوای بی‏خط و نقش یا دارای سطحی که مرکب روی آن ریخته شده باشد یا مورچه‏ای که داخل مرکب افتاده روی آن مقوا راه برود، موریانه همه‏ی مقواها را خواهد خورد.
یک نمود هنری جایگاه تلاقی روحی بزرگ ـ که دارای یک نبوغ هنری است ـ با دیگر ارواح انسان‏ها است که این تلاقی هم باید برای روح بزرگ هنرمند مفید باشد هم برای روح تماشاگر.
فائده هنر برای روح هنرمند این است که با علم به این که انسان‏هایی به اثر هنری او خواهند نگریست و رشد و
کمال یا سقوط آن انسان‏ها، در خود هنرمند نیز اثر خواهد کرد. همه استعدادهای مغزی و اعماق و سطوح روح خود را به کار می‏اندازد تا تأثر و انگیزه تحوّل به رشد و کمال را به آن انسان‏ها ـ که خود جزئی از آن‏هاست ـ بدهد.
فائده هنر برای انسان‏های تماشاگر در صورتی که از اعماق روح هنرمند توصیف شده برآید، فایده‏ی آب حیات برای حیات خواهد بود.1
هنر چیست؟
هنر عبارت است از کیفیت بیان و ادای یک مطلب به شکلی زیبا و طریف و توأم با ذوق. این را ما هنر می‏گوییم که شامل سخن گفتن، شعر گفتن، داستان نوشتن، نویسندگی‏های هنرمندانه و انواع و اقسام شاخه‏های گوناگون هنر می‏شود، در هنر اصل این است که:
1 ـ هنرمند یک پیام، مقصود و مضمونی در ذهن داشته باشد و بخواهد آن را به مخاطب خودش تعلیم بدهد و به ذهن‏ها و دل‏ها برساند و در آن رسوخ بدهد.
2 ـ این کار را با ظرافت و زیبایی به صورت جاذبه‏دار انجام دهد.2
نقش‏های مذهبی در هنر عبارت است از: شناخت هنر و بهره‏برداری از نبوغ‏های هنر در هدف معقول و تکاملی حیات که رو به ابدیت و ورود در پیشگاه آفریننده‏ی نبوغ‏های هنری و واقعیت‏هاست.3
هنر و کارایی آن
می‏دانید هنر این خصوصیت را دارد که به خاطر ملایمت با طبع آدمی، بی‏شک در طبع او اثر می‏کند. هر هنری در طبع آدمی اثر می‏گذارد. اگر چه آن کسی که مورد اثر قرار گرفته، نتواند آن هنر را تحلیل کند. هنر اثر خود را می‏گذارد؛ یعنی، دل را منقلب می‏کند و ... اثری در روح باقی می‏گذارد. هرچه مایه‏ی هنری کمتر باشد، اثر هم کمتر می‏شود.4
هنر به انسان قدرت گذار از سه مرز را عنایت کرد: مرز زمان، مرز مکان و مرز
ظاهر... .
از سوی دیگر اعمال انسان‏ها هر کدام رنگ جغرافیایی خاصی خورده است و محدود به مکانی خاص می‏شود. به طوری که برای سایر اماکن و مناطق ناشناخته و غیرمأنوس است ولی هنر آشنا به همه‏ی مرزها و مناطق است و مرز نمی‏شناسد و در همه جا قدر می‏بینید و بر صدر می‏نشیند. نمونه این سخن، ترجمه‏ی سخنان حافظ شیرین سخن و امثال او به چندین زبان زنده دنیاست.
توان سومین هنر آن است که تنها گوش را نمی‏نوازد و بلکه هوش را بر می‏انگیزد و عواطف، احساسات و عقل و وجدان را تحت سیطره‏ی خود قرار می‏دهد... این سه توان هنر (گذر از زمان، مکان و ظاهر) باید در خدمت تعهد، ایمان و ارزش‏های اسلامی قرار گیرد. به عبارت دیگر، معارف الهی را باید بر مرکب هنر نشاند تا در تمامی مرزها و همه‏ی زمان‏ها و عمق جان‏ها نفوذ کند و سیطره و سلطه خویش بگستراند.1
هنر بهترین وسیله برای انعکاس مفاهیم اسلامی و انسانی است و جامعه اسلامی برای برقراری ارتباط و ابلاغ مکنونات قلبی خود به مخاطبینش به هنر فاخر و برجسته نیاز دارد.2
هنر و تبلیغ
با توجّه به آنچه در موضوع «هنر» گذشت، برای رسیدن به «تبلیغ مؤثر» ضرورت استفاده از این عنصر مهم در قالب‏های تبلیغی کاملاً روشن است. بنابراین در سنگر تبلیغ علاوه بر داشتن محتوای ناب کسب مهارت نسبت به قالب‏های هنری بسیار مهم است و باید برای آموزش مهارت‏های تبلیغی
هنر بهترین وسیله برای انعکاس مفاهیم اسلامی و انسانی است و جامعه اسلامی برای برقراری ارتباط و ابلاغ مکنونات قلبی خود به مخاطبینش به هنر فاخر و برجسته نیاز دارد
برنامه‏ریزی کرد.
کار هنر با محتوا پایان نمی‏یابد، قالب نیز ارزش بسیار دارد. ظرف نازیبا مظروف زیبا را زشت جلوه می‏دهد. برای ساختن ظرف زیبا در عرصه‏ی هنر تنها استعداد کافی نیست، آموزش هم ضرورت دارد. هنرمندانی که قدرت آموزش اصول هنری را در خود می‏بینند، باید به یاری جوانان بشتابند.1
قالب‏های نوشتاری
در قسمت‏های قبلی (دوم، سوم و پنجم) به موضوع نویسندگی و ادبیات و کاربرد آن در تبلیغ نگاهی گذرا داشتیم و از «قلم» به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تبلیغ یاد کردیم و به صورت کلی راهکارهایی را برای شروع کار نگارش از نظر گذراندیم. اینک وقت آن رسیده تا با قالب‏های مختلف نوشتاری بیشتر آشنا شویم و راهکارهای عملی هر یک را بیان کنیم.
گام اول:
نگارش که یکی از راه‏های مهمّ و مؤثّر بیان مطالب است اگر چه به شاخه‏های مختلفی چون، شعر، نثر ساده و ادبی، قصه و ... تقسیم می‏شود، ولی در حقیقت همه‏ی این‏ها قالب‏هایی برای بیان «محتوا» است. بنابراین مهمترین و اولین گام تهیه محتوایی است که می‏خواهیم درباره‏ی آن بنگاریم.
برخی از مبلّغان به ویژه آنان که در ابتدای راه تبلیغ‏اند گاهی با مشکل نداشتن محتوا رو به رو می‏شوند. در حالی که منابع غنی قرآن، حدیث و کتب علمی و دینی ما شرشار از مطالب ناب و قابل ارائه است. این مآخذ بسان گنجی می‏ماند که باید کشف و استخراج شود.
برای نوشتن سوژه بسیار است. فقط کمی دقّت و ذوق می‏خواهد. اگر به اطراف خود نگاه کنیم، تمام صحنه‏ها، اشیا و رخدادهایی که می‏بینیم می‏تواند بهانه‏ای برای کار نگارش، باشد.
باید به این نکته توجّه کنیم که مبلّغ چون همواره به موضوعات مختلف نگره‏ی دینی و ارزشی دارد، باید با منابع اسلامی و دیدگاه شارع مقدس آشنا باشد و هرچه بیشتر نسبت به این موضوع تلاش کند، در تبلیغ خود موفّق‏تر خواهد بود.
برای این کار مبلّغ باید با روش‏های مطالعه، خلاصه نویسی، یادداشت برداری، روش تحقیق و ... آشنا شود1 و از همان آغاز، با ذوق و جدیّت از تمام لحظات عمر خود کمال بهره را ببرد.
چه بسیار است جلسات و موقعیّت‏هایی که ما در آن‏ها قرار می‏گیریم و می‏توانیم بهترین نکات و مطالب را برداشت کنیم اما به آسانی آن‏ها را از دست می‏دهیم.
مبلّغ شایسته است مترصدانه همه‏ی لحظات را شکار کند و با نوشتن و تنظیم کردن یافته‏های خود از اتلاف وقت و فرار فرصت‏ها جلوگیری نماید.
گام دوم:
قالب‏های نگارشی متنوّع است مبلّغ باید با توجّه به کاربرد هر یک از آن‏ها ضمینه‏های کاری و انگیزه خود را وارسی کند و با مطالعه استعدادهای
مبلّغ چون همواره به موضوعات مختلف نگره‏ی دینی و ارزشی دارد، باید با منابع اسلامی و دیدگاه شارع مقدس آشنا باشد و هرچه بیشتر نسبت به این موضوع تلاش کند، در تبلیغ خود موفّق‏تر خواهد بود
خود و مشورت با راهشناسی دلسوز توان خود را کشف نماید. در هر کدام از قالب‏های نویسندگی که موفق‏تر است، کار کند. البته ممکن است کسی به دلیل احاطه‏ای که در طول مسیر پیدا می‏کند، توان کار در همه‏ی قالب‏ها را بیابد اما بالأخره انسان باید کار را از یک جا شروع کند و بداند که: هر کسی را بهر کاری ساختند.
نسبت به قالب‏های تبلیغی، اولین گام آشنایی با آن‏ها و گام دوم کسب مهارت نسبت به آن‏هاست. از این جهت ناچاریم درباره قالب‏های مختلف نوشتاری و کارکرد آن‏ها مطالبی را طرح کنیم تا مبلّغ با آگاهی مهارت‏های لازم را درباره‏ی آن‏ها کسب کند و اگر نتوانست لااقل در وادی تبلیغ نسبت به قالب‏های
تبلیغی بی‏اطلاع نباشد.
قالب‏های نوشتاری
الف ـ نثر:
نثر به نوشته‏ای می‏گویند که خالی از وزن و آهنگ و ویژگی‏های شعری است. آن را در مقابل شعر استفاده می‏کنند. نثر را معمولاً به ساده و ادبی تقسیم می‏کنند.
1 ـ نثر ساده:
نثر ساده را می‏توان به عنوان گام اول در نگارش انتخاب کرد. در این نوع نگارش محتوا در قالب نوشته‏ای ساده و روان به دور از هر نوع صنعت ادبی ریخته می‏شود.
مناسب‏ترین کاربرد این نوع نگارش مطبوعات و روزنامه‏ها است، از آن‏جا که مخاطب روزنامه‏ها عموم مردمند، لازم است نوشته‏ای روان با واژه‏های مفهوم و ساده باشد. تا همه به راحتی بتوانند مطالب را دریابندو اطلاعات را به دست آورند و دچار خستگی و انزجار نشوند.
به کسانی که به نگارش علاقه دارند پیشنهاد می‏شود ابتدا کار خود را با نثر ساده شروع کنند و با متنهای مطبوعاتی سر و کار داشته باشند تا قلم آن‏ها از جمودی درآید و کم‏کم نوشته آنان از اشکالات دستوری، رسم الخطی و ویرایشی پیراسته شود.
پس از این مرحله ـ که تمرین مستمر لازمه آن است ـ می‏توان به قالب‏های دیگر نوشتاری نیز روآورد.
مطبوعات با توجّه به جایگاه مؤثّری که در میان رسانه‏ها دارد، یکی از عرصه‏های مهمّ تبلیغی است و در جای خود باید نسبت به ویژگی‏های نوشتاری آن مطالبی را طرح کنیم.
2 ـ نثر ادبی:
در نثر ادبی علاوه بر رعایت مواردی که در نثر ساده گفتیم، ملاحت و شیرینی خاصی به چشم می‏خورد و واژه‏های آن گوش را نوازش می‏دهد. آنچه این نوع نوشته را از نوع ساده متمایز می‏کند، آرایه‏های ادبی و ... است.
نگارش ادبی از جاذبه‏ی فوق العاده‏ای برخوردار است تا آن‏جا که می‏بینیم جوانان و نوجوانان که همواره عطشی سوزان نسبت به زیبایی‏ها و ظرافت‏های هنری دارند، متن‏های ادبی را جمع آوری و حتی حفظ می‏کنند.
در حقیقت شیرازه‏ی نثر ادبی هنر نمایی نویسنده است که با وصف، تشبیه،
استعاره و کنایه و سایر صنایع ادبی، آرایشی به کار قلمی خود می‏دهد که هر صاحب ذوقی را به وجد می‏آورد و مجذوب خود می‏کند.
«خداوند خود نیز مطابق ناموس و قانونی که قرار داده است، عمل فرموده و کتاب خویش قرآن را در کاملترین صورت فصاحت و زیبایی بلاغت نازل کرده است، قرآن کریم از نظر گام‏های بسیاری معجزه است و مانند ناپذیر. «نور است، علم است، هدایت است، بیان است، شفا است، برهان است، حکمت است و اختلافی در آن نیست بلکه رافع اختلاف است و جهات کمالیه قرآن مجید منحصر به فصاحت و بلاغت آن نیست. همه‏ی آن جهات، معانی و ... در قالب بلیغ‏ترین و بالاترین نوع ممکن سخن ادا شده است.
پس ناموس بلاغت در آن به حد اعلی، رعایت و معمول گشته است بدین گونه قرآن به جز دیگر جهات و جنبه‏های بسیار مهم آن، از نظر لفظ و بلاغت، و زیبایی و فصاحت و وفور عنصر ادبی در آن، نمونه‏ای مانند ناپذیر است و رعایت حکمت بلاغت در آن اصلی است بنیادی و استوار.»1
خلفای خدا در زمین نیز از قانون الهی و حکمت بلاغت پیروی کرده‏اند.
بلکه این امر در وجود آنان مفطور بوده است. آنان همه فصیح بوده‏اند و بلیغ و نیکو سخن می‏گفته‏اند و زیبا، از این رو آنچه از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امیرالمؤمنین علیه‏السلام و دیگر امامان علیهم‏السلام رسیده است ـ پس از قرآن ـ بلیغ‏ترین و فصیح‏ترین کلام است.
آنان خوب توجّه داشته‏اند که باید سخن ارشاد و هدایت را به صورت جاذبه‏دار ادا کرد. گذشته از این، در مورد ناقلان و راویان کلام خود و چگونگی نقل نیز، حساسیّت نشان می‏داده‏اند و تأکید می‏کرده‏اند تا «کلام فصیح» آنان را به همان صورت درست و اصیل روایت و نقل کنند و به همان وجه اصلی نشر دهند. امام صادق علیه‏السلام در حدیث صحیح می‏فرماید:
«اعربوا حدیثنا فانا قوم فُصحاء؛2 سخن ما را اعراب گذاری کنید[و به صورت درست نقل کنید.
واژه‏های آن را صحیح تلفظ کنید و بر طبق دستور زبان،] زیرا ما خود فصیحیم [و درست سخن می‏گوییم].»1
با توجّه به اهمّیّت این قالب نگارشی و جایگاهی که در جامعه ما به ویژه بین جوانان و نوجوانان دارد، شایسته است با ویژگی‏های این سبک
قرآن به جز دیگر جهات و جنبه‏های بسیار مهم آن، از نظر لفظ و بلاغت، و زیبایی و فصاحت و وفور عنصر ادبی در آن، نمونه‏ای مانند ناپذیر است و رعایت حکمت بلاغت در آن اصلی است بنیادی و استوار
آشنا شویم.
ویژگی‏های شیوه ادبی2:
الف ـ وظیفه‏ی اصلی آن تفهیم و تفاهم نیست از این رو دریافت پیام آن تنها با تأمل و ظرافت ممکن است.
ب ـ زبان ادبی، زبان عاطفه و احساس است و قابل تصدیق و تکذیب نیست.
ج ـ مدار زبان ادبی، معانی مجازی واژه‏هاست.
د ـ در زبان ادبی معمولاً اهمّیّت دال از مدلول بیشتر است. از این رو در واژه گزینی تنها به واژه نظر نمی‏شود بلکه زیبایی و آهنگ و شورانگیزی و ... نیز مراعات می‏گردند.
هـ ـ در زبان ادبی چگونگی بیان (قالب) بسیار مهم‏تر از اصل پیام است.
و ـ زبان ادبی به صورت یک بافت هنری است که در آن واژه‏ها با رشته‏های گوناگون موسیقایی و مفهومی و ارتباطی و بلاغی به یکدیگر پیوند خورده‏اند.
ز ـ زبان ادبی در حقیقت نوعی نقاشی و تصویرگری است و کمتر به روایت تنها می‏پردازد.
ح ـ زبان ادبی معمولاً با بزرگنمایی و اغراق همراه است.
ط ـ در زبان ادبی تکرار فراوان است چه زبانی چه معنایی.
ی ـ بسیاری از موجودات در آثار ادبی وهمی و خیالی‏اند.
راه عملی:
قبلاً یاد کردیم که «تبلیغ گفتاری» با «تبلیغ نوشتاری» رابطه‏ای نزدیک دارند زیرا در پرتو آشنایی با واژه‏ها و ترکیب‏های جذاب و ادبی گویش نیز متأثّر می‏گردد و خطیب به زیبایی به تصویرگری و تبیین مطالب می‏پردازد. برای این مهم مبلّغ باید با متن‏ها و نوشته‏های ادبی سروکار داشته باشد و آن‏ها را به خاطر بسپارد و در بیان مطالب از آن‏ها استفاده کند. بهتر است ترکیب‏ها و واژه‏های جالب را یادداشت کند تا منبعی برای خود و دیگران باشد. مبلّغی که انگیزه نویسندگی دارد، نباید هیچ گاه از نگارش باز ایستد و به کمک واژه‏های ادبی و ترکیب‏های دلنشین جملات جدیدی خلق کند و به حدی برسد که خود کلمات و جملات تازه‏ای بسازد.
عوامل جذابیت نوشته:
برای جذابیّت بخشیدن به نوشته باید
یک ـ واژه‏هایی را انتخاب کنیم که
الف ـ از لحاظ ذوق سلیم ادبی درست باشند.
ب ـ از زبان خودی بجوشد و با اصول آن سازگار باشند.
ج ـ با سبک نوشته‏ی ما و مخاطب تناسب داشته باشند.
د ـ خوش آهنگ و دلنشین باشند.
هـ ـ برای رساندن مفاهیم توانمند و شایسته باشند.
دو ـ در ترکیب نوشته تلاش کنیم که
الف ـ یک دست و هماهنگ باشد؛ گاهی شیوه‏های نگارشی با هم خلط می‏گردد مثلاً: ساختار کلی نوشته گاهی ساده و گاهی ادبی، گاهی محاوره‏ای و گاهی رسمی، گاهی کهن و گاهی نو می‏شود.
ب ـ متنوّع و رنگارنگ باشد: این تنوّع را می‏توان با استفاده از عناصری چون ضرب المثل شعر، امثله و حکایت‏های شیرین، کلمات قصار، تشبیه معقول به محسوص، تخیل ایجاد کرد.
ب: شعر
قال رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله «ان من الشعر لحکما وان من البیان لسحرا؛ همانا برخی شعرها حکمت و بعضی بیان‏ها سحرگونه است.»1
شعر و هنر زیباترین قالب برای همه‏ی پیام‏های نوین و مایه‏ی گسترش و نفوذ این پیام‏ها تا هر سوی خطّه‏ی وسیع دل‏ها و جان‏های انسانی است و شاعران و سخنسرانان آگاه همیشه توانسته‏اند والاترین معارف انسانی را در کتیبه روزگار با نقشی جاودانه به نسل‏های بعد از خود بنمایانند.1
«در زبان‏های اسلامی به ویژه عربی و فارسی، قصاید، چکامه‏ها، قطعه‏ها و آثار بسیاری در ثنای پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سروده شده است.
مدایح مذهبی، از مقوله شعر متعهد است نه مجرد. چون در این گونه آثار، شاعران حقانیت رهبران الهی و راه آنان را می‏نمایانند و می‏کوشند تا با زبان والای شعر، حقایق را به فرهنگ جامعه و شعور اجتماعی منتقل سازند و موضع مردان حق و رهبران سعادت و عدالت را در برابر دیگران به ویژه جباران و ستم‏گستران تحکیم بخشند و استوارتر دارند... این آثار از نظر اخلاقی نیز سودمند است، زیرا در آن‏ها ذکر فضایل اخلاقی، خصلت‏ها، آداب، رفتار پیشوایان، آزادگی‏ها، فداکاری‏ها، پاکی‏ها و مجاهدت‏های آنان و محبت آنان به انسان‏ها و توده‏ها آمده است و این‏ها همه، به صورتی عمیق، پرورش دهنده و آموزنده است.»2
نگره دینی به شعر:
امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید:
«من قال فینا بیت شعر بنی اللّه له بیتا فی الجنَّه؛
کسی که درباره ما بیتی شعر بسراید، خداوند خانه‏ای در بهشت برایش بنا می‏کند.»3
«ما قال فینا قائل بیت شعر حتّی یؤید بروح القدس؛ سراینده‏ای درباره‏ی ما بیتی شعر نگفت، مگر آن که با روح القدس تأیید شد.»4
اوّلین کسی که شعر گفت:
«سئل امیرالمؤمنین علیه‏السلام عن اول من قال الشعر» فقال: ,آدم، فقال:,و ما کان شعره؟، قال:, لما انزل علی الارض من السماء فرآی تربتها وسعتها و هواها و قتل قابیل هابیل فقال آدم علیه‏السلام
فوجه الارض مغبّر قبیح تغیرت البلاد و من علیها
وقل بشاشة الوجه الملیح؛ تغیر کل ذی لون و طعم
از امیرمؤمنان علیه‏السلام از اولین کسی که شعر سرود سؤال شد.
آن حضرت فرمود:,آدم علیه‏السلام ، سؤال کننده پرسید: ,شعر او چه بود؟، امام علیه‏السلام فرمود:,وقتی آدم از آسمان به زمین فرود آمد و خاک و وسعت زمین و هواهای نفسانی در آن و کشتن قابیل هابیل را دید، چنین گفت:... .»1
پیغمبر از شعر و شعرا که آن روز رایج‏ترین و برنده‏ترین ابزار فرهنگی بود تا آن‏جا که ممکن بود استفاده کردند.2
رسول امین شاعران متعهد را فرمانروایان کشور سخن می‏خواند، این سیره‏ی نیکوی اولیاء الله است که ارجمندترین حقایق را در نفیس‏ترین حلّه‏های بیان، بر دل‏های پاک عرضه کنند و سخن فاخر و برنده‏ی خود را همچون ذوالفقاری پیروز بر پیکر سیه‏کاران دوران فرود آورند.3
کاربرد شعر در تبلیغ
گاهی یک بیت شعر گویاتر از چند ساعت سخن گفتن یک سخنور تواناست و ارزش شاعری که قصیده او از محتوای خوب، الفاظ زیبا و مضمونی مناسب برخوردار است، از یک دانشمند کمتر نیست و لازم است اشعار قوی فارسی که در تفهیم عقاید و اخلاق اسلامی و مسایل سیاسی و یا هر آنچه در ارتباط با نیاز امروز جامعه‏ی اسلامی سروده شده را از کتب گوناگون استخراج و به احیای آن اهتمام ورزند.4
ویژگی‏های زبان شعر:5
زبان شعر در میان عناصر گوناگون شعری دارای جایگاه بلندی است.
یکی از جنبه‏های زبان شعر، واژه سازی و توجّه به کاربرد کلمات و گزینش آن‏ها در یک اثر ادبی به ویژه شعر است که در چند جهت قابل توجّه است.
1 ـ دقّت در گزینش واژه‏های مناسب:
باید از واژه‏هایی که تلفظ سنگین دارند و تنافر ایجاد می‏کنند، پرهیز کرد.
2 ـ موسیقی کلمات:
موسیقی آهنگ یکی از عناصر مهمّ شعر است و وجود وزن و قافیه و بسیاری از صنایع ادبی همه در خدمت همین عنصر موسیقی در شعر است.
3 ـ لزوم نوآوری در کلمات:
الفاظ و واژه‏ها در زبان عنصری زنده، متحرک و بالنده‏اند. شاعر توانا باید در هر دوره‏ای با بهره‏گیری از واژه‏های رایج و زیبا بر غنای زبان بیفزاید و از تکرار بی‏فایده پرهیز کند.
4 ـ ترکیب و تألیف واژه‏ها:
یکی از راه‏های جبران فرسودگی واژه‏های کهن و همچنین برآوردن نیازهای جدید کلمات، ترکیب سازی است و زبان فارسی از زبان‏هایی است که امکان ساخت ترکیب در آن زیاد است و در ردیف نیرومندترین زبان‏های دنیاست.
ترکیب کلمات و ساخت ترکیب‏های جدید باید، رسا در مفهوم، مطابق با دستور زبان و دارای آهنگ باشد.
انواع شعر:
با توجّه به کاربرد و اهمّیّت شعر در وادی تبلیغ خوب است به صورت گذرا نگاهی به انواع آن داشته باشیم و به دلیل ضیق مجال از آوردن نمونه بپرهیزیم، امّا چند اصطلاح شعری:
بیت: حداقل کلام منظوم است که از دو مصراع پدید آمده است.
مصراع: نیمی از بیت است.
وزن: وزن در شعر حاصل نظم و تناسبی است که در صوت‏های ملفوظ ایجاد می‏شود.
عروض: یعنی آنچه شعر به آن عرضه می‏شود و با آن محک می‏خورد که یکی از دانش‏های ادبی است، و از چگونگی ایجاد وزن و انواع و شگردهای ویژه‏ی آهنگ شعر سخن می‏گوید.
قافیه: کلمات آخر ابیات است که آخرین حرف اصلی آن‏ها یکی است. به شرط این که کلمات عینا تکرار نشده باشد.
ردیف: در صورتی که کلمه‏ای عینا در آخر اشعار تکرار شود، آن را ردیف و کلمه پیش از آن را قافیه می‏گویند.
1 ـ غزل:
غزل عمومی‏ترین قالب شعر فارسی است و شاعران برای بیان مطالب درونی خود از آن بسیار بهره گرفته‏اند، شکل ظاهری آن شبیه به قصیده است و تمامی مصرع‏های زوج آن با مصرع اول
بیت هم قافیه است، تعداد ابیات آن را بین پنج تا پانزده دانسته‏اند.
ویژگیهای غزل:
الف ـ احساسی و عاطفی است.
ب ـ حالات درونی را بیان می‏کند.
ج ـ ظاهری گسسته و ژرف ساختی واحد دارد.
د ـ برای طرح اندیشه مجالی تنگ دارد.
هـ ـ به دور از تکلّف است.
و ـ دارای لطافت واژگانی است.
این قالب شعری به دلیل مضمون به انواعی چون عاشقانه، عارفانه، قلندرانه، تعلیمی، مضمونی و اجتماعی تقسیم می‏گردد.
پس از انقلاب این نوع شعر غنی‏تر شد و از لحاظ محتوا انواع دیگری چون: سوگ سروده، اعتراض، مدحی و عارفانه اجتماعی پیدا کرد.1
2 ـ مثنوی:
مثنوی شعری است که همه‏ی ابیات آن به یک وزن و در هر بیت مصراع فرد با مصراع زوج آن هم قافیه است. و قافیه هر بیت با بیت دیگر متفاوت است.
ویژگیهای مثنوی:
الف ـ تعداد زیاد ابیات
ب ـ اوزان نسبتا کوتاه
ج ـ داستان پردازی
مثنوی را نیز می‏توان از لحاظ محتوا به حماسی، عاشقانه، عارفانه و حِکَمی تقسیم کرد.
وجه تمایز مثنوی دوران انقلاب از قبل آن:
1 ـ داستان پردازی در آن کم است.
2 ـ اوزان بلندتر است.2
3 ـ رباعی و دوبیتی:
شعری است مرکب از دوبیت که مصرع بیت نخست آن با مصراع‏های دوم و چهارم هم قافیه است و هر چهار مصراع هم وزنند. این نوع شعر از قدیمی‏ترین و خوش آهنگ‏ترین قالب‏های شعر فارسی است.
این گونه شعر به دلیل ثابت بودن قالب مسیر مشخصی را برای طرح و القای موضوع طی می‏کند.
و دارای انواعی چون عاشقانه، عارفانه، حکمت و چیستان است.
رباعی انقلاب به مضمون‏های عالی
دیگری چون شخصیت‏های انقلاب، شهداء و حماسه‏ها نیز پرداخته و بیشتر توجّه کرده است.
در گذشته به رباعی دوبیتی هم می‏گفته‏اند امّا با توجّه به این که از نظر وزن با رباعی متفاوت است بهتر است آن‏ها را جدا کنیم.1
4 ـ قصیده:
شعری است که در آن مصرع اول بیت اول با مصرع‏های زوج هم قافیه باشد و دارای انواعی چون، مدحی، اخلاقی، دینی، اجتماعی و رثایی است.
5 ـ شعر نو:
آنچه از انواع شعر گذشت به «شعر سنتی» معروف است. اما گونه دیگر از شعر وجود دارد که به لحاظ ویژگی‏اش به «شعر نو» لقب گرفته است و انواعی دارد.
الف: شعر نیمایی:
شعری است با وزن عروضی که مصراع‏های آن مانند شعر سنتی با یکدیگر مساوی نیستند و استفاده از قافیه در آن الزامی نیست.
ب: شعر سپید (شاملویی):
این نوع شعر آهنگ خاصی دارد اما بدون وزن عروضی و قافیه در آن جای مشخصی ندارد.
ج ـ موج نو:
این نوع شعر نه تنها وزن عروضی ندارد بلکه آهنگ و موسیقی هم در آن آشکار نیست.2
عرصه‏ی عمل:
با توجّه به این که شعر منبع خوبی برای آشنایی با واژه‏های خوش آهنگ و ترکیب‏های جذاب و شیواست. از این رو مبلّغ باید با متون ادبی و دیوان اشعار در ارتباط باشد و با انس گرفتن با سروده‏ها با اوزان شعری آشنا گردد. شایسته است اشعار مناسب را به صورت موضوعی جمع آوری و حفظ کند تا در سنگر تبلیغ بتواند از آن‏ها بهره ببرد.
آنان که به سرودن شعر علاقه دارند و ذوق و استعداد آن را در خود یافته‏اند، افزون بر آنچه گذشت، تلاش کنند و اشعار خود را به نقد بگذارند تا از لحاظ وزن و مفهوم اصلاح گردد.
و بهتر است کار خود را با شعر نو و مثنوی آغاز کنند تا با مشکل وزن‏های محدود و بلند بر نخورند.
در هر حال باید بدانیم آشنایی و
استفاده از قالب شعر در تبلیغ یک ضرورت است.

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/YCV32YJ

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir