حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
گاهی ، هر از گاهی که 3 خردادی می شود یا 31 شهریوری ، و بهانه ای جور می شود برای خودنمایی سینمای جنگ ، انگار که جنگ جدا از بخش های دیگر زندگی ما بوده که سینمایش را از دیگر بخش های آن جدا می کنیم ، اما این روزها بیشتر از همیشه دلمان تنگ می شود برای آن صراحت و آن تندگویی های سینمای ملاقلی پور . او که سینمایش نه هنر بود ، نه گیشه ، نه در پی تعریف و تمجید و افتخار که خود افتخار سینما بود.
این روزها بیست ونهمین سالروز آزادسازی خرمشهر را جشن می گیریم و بعد 29 سال هنوز فیلمی ندیده ایم در حد و اندازه محمد جهان آرا که به پای " بلمی به سوی ساحل" برسد. روزگاری که "افق" را می ساخت ، خیلی ها دوست نداشتند فیلمی درباره جنگ ساخته شود ، اما او ساخت که در روایتی از عملیات فتح المبین گفت :"وقتی فیلم می سازم دلم می خواهد حداقل بتوانم روح شهید حسن شوکت پور را از خودم راضی کنم و همه حسن آقاهایی را که نمی شناسم " .
او گفت :" ما آدم های خوشبختی خواهیم بود اگر قدر این عاشق های فداکار را بدانیم " و او خوشبخت بود و این خوشبختی را به چنگ و دندان گرفت . نه هرگز صدای منتقدان را شنید و نه زبان مخالفان را فهمید که خود زبان "نسل سوخته " روزگارش بود و این " مزرعه پدری اش " بود که به آتش کشیده شده بود پس باید " تاآخرین نفس" پیش می رفت.
مرد قد بلند سینمای ایران ، به هر که در فیلم هایش نقش می سپرد ، او را نیز تا بلندای سینمایش میبرد.
جمشید هاشم پور می گوید:" یادم نمی رود فریادهای ملاقلی پور را که می گفت ، تو دیگر جمشید آریا نیستی ، نقشت را پیدا کن".
سیامک انصاری هرگز آن گونه که در سینمای ملاقلی پور جلوه کرد ،آن گونه که دوست داشت، در سینما جدی گرفته نشد و" مزرعه پدری " بود که مسیر حرفه ای آتنه فقیه نصیری را تغییر داد. مسعود کرامتی و فرهاد اصلانی و میترا حجار و آناهیتا نعمتی و .... دیگر هرگز سینمایی چون سینمای ملاقلی پور را تجربه نکردند.
این روزها بیشتر از همیشه دلمان می خواهد یک بار دیگر"هیوا" را ببینیم ، "میم مثل مادر" را ،"قارچ سمی" ، "نجات یافتگان" و " پناهنده " را . سال گذشته در بیست ونهمین جشنواره فیلم فجر چهقدر دلمان خواست که کاش بود و " عصر روز دهم " را خودش می ساخت ، که اگر ساخته بود چیز دیگری می شد.
حالا این روزها از کوچه و خیابان های شهرمان که میگذریم ، نام هایی را می بینیم که بیشتر از همیشه به ما یادآوری می کنند که از بزرگراهِ نام کدام جوانمرد به آرامش خانه می رسیم. رسول ملاقلی پور گفت :" گذر سال ها ، حتی سنگ قبر آدم را هم پاک می کند" نامش اما امروز بالای نام همه جوانمردان هشت سال دفاع مقدس رخ می نماید. او که رسول بود و رسول رفت.

آن جوانمرد که نامش رسول بود
۱ خرداد ۱۳۹۰کد خبر: 140667۳
این روزها بیست ونهمین سالروز آزادی خرمشهر را درحالی جشن می گیریم که روایتگر ان روزهای پرحادثهرا در جمع خود نداریم؛ روایتگری به نام رسول ملاقلی پور.
گاهی ، هر از گاهی که 3 خردادی می شود یا 31 شهریوری ، و بهانه ای جور می شود برای خودنمایی سینمای جنگ ، انگار که جنگ جدا از بخش های دیگر زندگی ما بوده که سینمایش را از دیگر بخش های آن جدا می کنیم ، اما این روزها بیشتر از همیشه دلمان تنگ می شود برای آن صراحت و آن تندگویی های سینمای ملاقلی پور . او که سینمایش نه هنر بود ، نه گیشه ، نه در پی تعریف و تمجید و افتخار که خود افتخار سینما بود.
این روزها بیست ونهمین سالروز آزادسازی خرمشهر را جشن می گیریم و بعد 29 سال هنوز فیلمی ندیده ایم در حد و اندازه محمد جهان آرا که به پای " بلمی به سوی ساحل" برسد. روزگاری که "افق" را می ساخت ، خیلی ها دوست نداشتند فیلمی درباره جنگ ساخته شود ، اما او ساخت که در روایتی از عملیات فتح المبین گفت :"وقتی فیلم می سازم دلم می خواهد حداقل بتوانم روح شهید حسن شوکت پور را از خودم راضی کنم و همه حسن آقاهایی را که نمی شناسم " .
او گفت :" ما آدم های خوشبختی خواهیم بود اگر قدر این عاشق های فداکار را بدانیم " و او خوشبخت بود و این خوشبختی را به چنگ و دندان گرفت . نه هرگز صدای منتقدان را شنید و نه زبان مخالفان را فهمید که خود زبان "نسل سوخته " روزگارش بود و این " مزرعه پدری اش " بود که به آتش کشیده شده بود پس باید " تاآخرین نفس" پیش می رفت.
مرد قد بلند سینمای ایران ، به هر که در فیلم هایش نقش می سپرد ، او را نیز تا بلندای سینمایش میبرد.
جمشید هاشم پور می گوید:" یادم نمی رود فریادهای ملاقلی پور را که می گفت ، تو دیگر جمشید آریا نیستی ، نقشت را پیدا کن".
سیامک انصاری هرگز آن گونه که در سینمای ملاقلی پور جلوه کرد ،آن گونه که دوست داشت، در سینما جدی گرفته نشد و" مزرعه پدری " بود که مسیر حرفه ای آتنه فقیه نصیری را تغییر داد. مسعود کرامتی و فرهاد اصلانی و میترا حجار و آناهیتا نعمتی و .... دیگر هرگز سینمایی چون سینمای ملاقلی پور را تجربه نکردند.
این روزها بیشتر از همیشه دلمان می خواهد یک بار دیگر"هیوا" را ببینیم ، "میم مثل مادر" را ،"قارچ سمی" ، "نجات یافتگان" و " پناهنده " را . سال گذشته در بیست ونهمین جشنواره فیلم فجر چهقدر دلمان خواست که کاش بود و " عصر روز دهم " را خودش می ساخت ، که اگر ساخته بود چیز دیگری می شد.
حالا این روزها از کوچه و خیابان های شهرمان که میگذریم ، نام هایی را می بینیم که بیشتر از همیشه به ما یادآوری می کنند که از بزرگراهِ نام کدام جوانمرد به آرامش خانه می رسیم. رسول ملاقلی پور گفت :" گذر سال ها ، حتی سنگ قبر آدم را هم پاک می کند" نامش اما امروز بالای نام همه جوانمردان هشت سال دفاع مقدس رخ می نماید. او که رسول بود و رسول رفت. اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/FB5ZF5Q
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir