
خلاصه نمایشنامه توتم
مهدی ثانی
مشتی احمد درروستا عاشق صدیقه است قنات درخشکسالی خشک شده وآبی از آن بیرون نمی آید . او با مشورت اهالی که نذرو خیرات می کنند به شهر می رود که ( کهکینی) چاهخو بیاورد و قنات را راه اندازی کند در راه گرفتار ذهنیت معشوقه خود می شود که آب آنقدر زیاد شده که روستا را از جا کنده و با خود می برد وصدیقه معشوقه او روی این کوهانه آب دست وپا می زند که می رود تا او را نجات دهد .از شهر چاهخومی آورد ولی چون چاه از درون ریزش کرده آنها حاضر نمی شوند درون چاه بروند . مشتی احمد دریک غروب غم انگیزکه گرفتاربی آبی و بی بهداشتی و بی غذائی روستائیان را گرفتار کرده به عیان می بینند که مشتی احمد مردی با قامت بلند و افراشته درون چاه می رود چاه ( توتم) می کند واو جان برسر خدمت مردم می گذارد . جنازه او را از چاه بیرون می آورد ...
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir