حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار

ویژه نامه هفتمین سالگرد درگذشت طاهره صفارزاده منتشر شد
۴ آبان ۱۳۹۳کد خبر: 142696۳
ویژه نامه هفتمین سالگرد در گذشت طاهره صفارزاده ضمیمه روزنامه اطلاعات روز سه شنبه ۲۹مهرماه منتشر شد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، ویژه نامه هفتمین سالگرد در گذشت طاهره صفارزاده ضمیمه روزنامه اطلاعات، روز سه شنبه ۲۹ مهر ماه منتشر شده است. در این ویژه نامه مقالات، مصاحبههای منتشر نشده، خاطرات، نقد و نظر بر کارنامه شعری طاهره صفارزاده و بسیاری از مطالب دیگر که توسط هنرمندان و شخصیتهای ادبی کشور به نگارش در آمده است، دیده میشود.
در صفحه نخست این ویژه نامه، مقالهای به قلم سید مهدی طباطبایی دیده میشود و این هنرمند در مقدمه آورده است: هنر درگذشته، مفهوم سنتیای داشت که شامل تمام دستاوردهای فکری و عملی انسان بود و در دایره محدود واژه ART قرار نمیگرفت بلکه تمام کمالات و فضایل بشری را شامل میشد. ریشه این واژه را سانسکریت میدانند و از ترکیب کلمه سو (نیک) و نر (مرد و زن) شکل گرفته است.
در صفحه دوم این ویژه نامه، پیام مقام معظم رهبری که به مناسبت درگذشت طاهره صفارزاده بیان شده آمده است و در این پیام میخوانیم: «درگذشت بانوی فرزانه، مترجم قرآن و نویسنده و شاعر خلاق، خانم دکتر طاهره صفارزاده را به بازماندگان گرامی ایشان و به جامعه ادبی و شعر کشور تسلیت میگویم. خدمات این بانوی با ایمان به ویژه ترجمه ماندگار قران کریم، حسنات او را در پیشگاه حضرت حق سنگین خواهد کرد، ان شاء الله رحمت و غفران الهی بر او باد.»
در همین صفحه مصاحبه منتشر نشده از مصطفی محدثی خراسانی با عنوان، قرآن «حق محض» و کلام صریح خداوند است به چشم میخورد.
«طنین طاهر شعر در زبان اعتراض» مطلبی است که سودابه امینی بر اساس کتاب طنین در دلتا به نگارش در آورده است.
خاطرات فاطمه راکعی که از مرحوم طاهره صفارزاده داشتهاند، از دیگر مطالبی است که در صفحه سوم این ویژه نامه به چشم میخورد. خاطرات فاطمه راکعی این گونه آغاز میشود: من از دوره دانشجویی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که در گروه زبانشناسی در پی دریافت فوق لیسانس خود بودم، با شعرها و شخصیت خانم طاهره صفارزاده آشنا شدم، ولی آشنایی من با او از نزدیک در اواسط دهه هفتاد و بعد از ازدواج ایشان بود که همراه زنده یاد سید حسن حسینی، قیصر امینپور و آقای ساعدی به دیدار ایشان در منزلشان در تجریش رفتیم و بعدها این ارتباطات به خاطر مسائل حوزه شعر و ادبیات و علاقه و احترام متقابل جمع ما با ایشان تکرار شد. در بخش آخر خاطرات فاطمه راکعی از مرحومه صفارزاده آمده است: نکته دیگری که همیشه به عنوان خاطره از ایشان در ذهنم باقی مانده است، مناعت طبع و بزرگواری روح او بود که هر وقت پیشنهادی در مورد برپایی مراسم تجلیل از ایشان میدادند، او به هیچ عنوان زیر بار نمیرفت و اجازه نمیداد که در زمان حیاتشان برای او آیین ویژهای برگزار شود.
مطهره عباسیان در صفحه ۴ این ویژه نامه اشعاری را تقدیم به روح پر فتوح این شاعره معاصر میکند و نغمه سر می دهد:
این عشق، آخر میگدازد روح و جانت را
یک روزه بر هم میزند نظم جهانت را
آرامشت را هم همین بر باد خواهد داد
ابری که سیراب از طنین کرد آسمانت را
با هر سفر، در پیشواز صلح میرفتی
با هر قدم پس داده بودی امتحانت را
از انتهای دره سیب و عبور رود
با شعر میسازیم جاویدان زبانت را
این کودک قرن است که تا اوج خواهد رفت... و
گفتوگو با جلال صفارزاده بخش دیگر این صفحه است که میثم غلامپور با عنوان صفارزاده در چشم و دل برادر آن را تهیه کرده است.
در صفحه ۶ این ویژه نامه، نظری و نقدی بر کارنامه شعری طاهره صفارزاده با عنوان «همواره با خدا با شعر» دیده میشود که حمیدرضا شکارسری آن را به نگارش درآورده است.
«وارث آب و خرد و روشنی» از دیگر مطالبی است که رضا اسماعیلی آن را هدیه به شاعره اندیشه و بیداری کردهاند.
مطلبی از سهیل محمودی با عنوان شعر کانکریت و یادی از طاهره در صفحه ۱۱ با عکسی زیبا چشم نوازی میکند.
در صفحه ۱۲این ویژه نامه مطلبی از علیرضا قزوه با عنوان زنی که همنام مادر من بود... به چشم میخورد. قزوه در ابتدای این مطلب آورده است: طاهره نام مادر من است. این را طاهره صفارزاده نیز می دانست و میداند. اولین بار در کرمان دیدمش. از آن جمع عبدالملکیان هست و احمد زارعی نیست. حاجی فتح الله اسلامی با آن شلوار مشکی پاچه گشاد لری نیست و دکتر عبدالکریم سروش هست. نصرالله مردانی نیست و من تا هنوز هستم. صفارزاده امرونهی میکرد به عبدالملکیان و من آن روزها شاعری جوان بودم و تازه دانشجو شده بودم و شهریار هنوز بود و بچههای جهاد دانشگاهی کرمان رفته بودند پیش شهریار و با اصرار از او شعری گرفته بودند و شهریار سروده بود: درود ما به دانشگاه کرمان و جهاد او
که از شعر و ادب داده چهارم کنگره تشکیل
و قافیه کرده بود با چرچیل و اوضاع هردمبیل!
از میراحمد میراحسان نویسنده و پژوهشگر نیز درصفحه ۱۳ مطلبی با عنوان «... و نیز آن بانو که آینه بود» به چشم میخورد.
در صفخه ۱۴ این ویژه نامه، شاعر و پژوهشگر کشور تاجیکستان «رستم وهاب» به انگیزه چاپ مجموعه شعر طنین در دلتای طاهره صفارزاده به زبان سریلکی در تاجیکستان، مطلبی با عنوان «تبلور شعر و شعور» را به نگارش درآورده است.
گفتنی است، ویژه نامه مرحوم طاهره صفارزاده، در۱۶ صفحه به همت شاعران و هنرمندان منتشر شده است.
شایان ذکر است، این ویژه نامه در مراسم اختتامیه کنگره بین المللی و دومین جایزه علمی – ادبی بانوی برگزیده فرهنگ امروز چهارم آبان ماه ساعت ۱۷ در تالار سوره حوزه هنری برگزار میشود، به مدعوین و میهمانان اهدا خواهد شد.
تالار سوره حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ، حوزه هنری است.
در صفحه نخست این ویژه نامه، مقالهای به قلم سید مهدی طباطبایی دیده میشود و این هنرمند در مقدمه آورده است: هنر درگذشته، مفهوم سنتیای داشت که شامل تمام دستاوردهای فکری و عملی انسان بود و در دایره محدود واژه ART قرار نمیگرفت بلکه تمام کمالات و فضایل بشری را شامل میشد. ریشه این واژه را سانسکریت میدانند و از ترکیب کلمه سو (نیک) و نر (مرد و زن) شکل گرفته است.
در صفحه دوم این ویژه نامه، پیام مقام معظم رهبری که به مناسبت درگذشت طاهره صفارزاده بیان شده آمده است و در این پیام میخوانیم: «درگذشت بانوی فرزانه، مترجم قرآن و نویسنده و شاعر خلاق، خانم دکتر طاهره صفارزاده را به بازماندگان گرامی ایشان و به جامعه ادبی و شعر کشور تسلیت میگویم. خدمات این بانوی با ایمان به ویژه ترجمه ماندگار قران کریم، حسنات او را در پیشگاه حضرت حق سنگین خواهد کرد، ان شاء الله رحمت و غفران الهی بر او باد.»
در همین صفحه مصاحبه منتشر نشده از مصطفی محدثی خراسانی با عنوان، قرآن «حق محض» و کلام صریح خداوند است به چشم میخورد.
«طنین طاهر شعر در زبان اعتراض» مطلبی است که سودابه امینی بر اساس کتاب طنین در دلتا به نگارش در آورده است.
خاطرات فاطمه راکعی که از مرحوم طاهره صفارزاده داشتهاند، از دیگر مطالبی است که در صفحه سوم این ویژه نامه به چشم میخورد. خاطرات فاطمه راکعی این گونه آغاز میشود: من از دوره دانشجویی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که در گروه زبانشناسی در پی دریافت فوق لیسانس خود بودم، با شعرها و شخصیت خانم طاهره صفارزاده آشنا شدم، ولی آشنایی من با او از نزدیک در اواسط دهه هفتاد و بعد از ازدواج ایشان بود که همراه زنده یاد سید حسن حسینی، قیصر امینپور و آقای ساعدی به دیدار ایشان در منزلشان در تجریش رفتیم و بعدها این ارتباطات به خاطر مسائل حوزه شعر و ادبیات و علاقه و احترام متقابل جمع ما با ایشان تکرار شد. در بخش آخر خاطرات فاطمه راکعی از مرحومه صفارزاده آمده است: نکته دیگری که همیشه به عنوان خاطره از ایشان در ذهنم باقی مانده است، مناعت طبع و بزرگواری روح او بود که هر وقت پیشنهادی در مورد برپایی مراسم تجلیل از ایشان میدادند، او به هیچ عنوان زیر بار نمیرفت و اجازه نمیداد که در زمان حیاتشان برای او آیین ویژهای برگزار شود.
مطهره عباسیان در صفحه ۴ این ویژه نامه اشعاری را تقدیم به روح پر فتوح این شاعره معاصر میکند و نغمه سر می دهد:
این عشق، آخر میگدازد روح و جانت را
یک روزه بر هم میزند نظم جهانت را
آرامشت را هم همین بر باد خواهد داد
ابری که سیراب از طنین کرد آسمانت را
با هر سفر، در پیشواز صلح میرفتی
با هر قدم پس داده بودی امتحانت را
از انتهای دره سیب و عبور رود
با شعر میسازیم جاویدان زبانت را
این کودک قرن است که تا اوج خواهد رفت... و
گفتوگو با جلال صفارزاده بخش دیگر این صفحه است که میثم غلامپور با عنوان صفارزاده در چشم و دل برادر آن را تهیه کرده است.
در صفحه ۶ این ویژه نامه، نظری و نقدی بر کارنامه شعری طاهره صفارزاده با عنوان «همواره با خدا با شعر» دیده میشود که حمیدرضا شکارسری آن را به نگارش درآورده است.
«وارث آب و خرد و روشنی» از دیگر مطالبی است که رضا اسماعیلی آن را هدیه به شاعره اندیشه و بیداری کردهاند.
مطلبی از سهیل محمودی با عنوان شعر کانکریت و یادی از طاهره در صفحه ۱۱ با عکسی زیبا چشم نوازی میکند.
در صفحه ۱۲این ویژه نامه مطلبی از علیرضا قزوه با عنوان زنی که همنام مادر من بود... به چشم میخورد. قزوه در ابتدای این مطلب آورده است: طاهره نام مادر من است. این را طاهره صفارزاده نیز می دانست و میداند. اولین بار در کرمان دیدمش. از آن جمع عبدالملکیان هست و احمد زارعی نیست. حاجی فتح الله اسلامی با آن شلوار مشکی پاچه گشاد لری نیست و دکتر عبدالکریم سروش هست. نصرالله مردانی نیست و من تا هنوز هستم. صفارزاده امرونهی میکرد به عبدالملکیان و من آن روزها شاعری جوان بودم و تازه دانشجو شده بودم و شهریار هنوز بود و بچههای جهاد دانشگاهی کرمان رفته بودند پیش شهریار و با اصرار از او شعری گرفته بودند و شهریار سروده بود: درود ما به دانشگاه کرمان و جهاد او
که از شعر و ادب داده چهارم کنگره تشکیل
و قافیه کرده بود با چرچیل و اوضاع هردمبیل!
از میراحمد میراحسان نویسنده و پژوهشگر نیز درصفحه ۱۳ مطلبی با عنوان «... و نیز آن بانو که آینه بود» به چشم میخورد.
در صفخه ۱۴ این ویژه نامه، شاعر و پژوهشگر کشور تاجیکستان «رستم وهاب» به انگیزه چاپ مجموعه شعر طنین در دلتای طاهره صفارزاده به زبان سریلکی در تاجیکستان، مطلبی با عنوان «تبلور شعر و شعور» را به نگارش درآورده است.
گفتنی است، ویژه نامه مرحوم طاهره صفارزاده، در۱۶ صفحه به همت شاعران و هنرمندان منتشر شده است.
شایان ذکر است، این ویژه نامه در مراسم اختتامیه کنگره بین المللی و دومین جایزه علمی – ادبی بانوی برگزیده فرهنگ امروز چهارم آبان ماه ساعت ۱۷ در تالار سوره حوزه هنری برگزار میشود، به مدعوین و میهمانان اهدا خواهد شد.
تالار سوره حوزه هنری واقع در خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ، حوزه هنری است.
اشتراکگذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/LRCMWQS
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: kerman.hozehonari.ir