حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
5 کتاب «رمان انقلاب» برای تعطیلات 95

نوروز چه بخوانیم؟ / 3

5 کتاب «رمان انقلاب» برای تعطیلات 95

۵ فروردین ۱۳۹۵کد خبر: 143028۳

اسماعیل، شاهنشاه در کوچه دلگشا، تالار پذیرایی پایتخت، شاه بی‌شین و خنده‌زار، رمان‌هایی انقلابی هستند که از خواندنشان پشیمان نمی‌شوید.

پایگاه خبری حوزه هنری: انقلاب اسلامی ایران، در ادبیات کشورمان، بازتاب وسیعی داشته و در رمان های مختلفی از ابعاد گوناگون به این پدیده قرن توجه شده است. انتشارات سوره مهر نیز رمان‌های انقلابی متعددی را به چاپ رسانده که هر کدام زوایای خاصی از حرکت عظیم اجتماعی مردم به رهبری امام خمینی (ره) را در قالب داستان نشان می دهد. در این یادداشت، برخی از این رمان‌های پرفروش را معرفی می کنیم که تعطیلات نوروزی، فرصت مناسبی برای خواندن آن هاست.
اسماعیل
اسماعیل در آخر ماجراهای پر فراز و نشیبش، همچون حضرت اسماعیل(ع)، به زندگی دوباره دست نمی‌یابد و آماده مرگ می‌شود: «حفره گور نرم و راحت بود؛ مثل گهواره، مثل آغوش مادر.» اما همان گونه که فرزند ابراهیم پیامبر به رستگاری رسیده بود، این مرگ هم معادل رستگاری است برای اسماعیلِ رمان «اسماعیل». چون حالا به پاسخ سئوالی که سالیان سال آزارش می‌داده، رسیده است. امیرحسین فردی در این رمان، تصویر پسرک چشم‌زاغی به نام اسماعیل را ترسیم می‌کند، در روزگار پیش از انقلاب که همچون دیگران است، بی هیچ تمایز و تشخصی. به قهوه‌خانه می‌رود، جوانی می‌کند و بعد به دنبال کار می‌گردد. پدرش هم مرده و او باید حامی خانواده‌اش باشد. بخت هم با او یاری می‌کند و به استخدام بانک درمی‌آید. اما در اسماعیل چیزی هست که او را از جماعت جدا می‌کند. اسماعیل نمی‌تواند تن به زندگی روزمره بدهد و مدام ندایی در درونش طنین‌می‌اندازد و می‌پرسد: تو کی هستی؟ مادر اسماعیل، او را پیش پسرخاله‌اش میرزامناف می‌فرستد که مرد جهاندیده و پخته‌ای است تا شاید اسماعیل، حال و هوایی تازه پیدا کند، اما همچنان خلجان‌ها و شیدایی‌های روح با اوست. حتی عشقی نافرجام که اسماعیل می‌خواهد به ازدواج بینجامد و نمی‌انجامد، او را از این سئوال باز نمی‌دارد که بداند کیست. اسماعیل به مسجد و نماز پناه می‏برد و قید همه دوستان دوران قهوه‌خانه را می‌زند. بعد به کتابخانه مسجد راه می‌یابد و درهای تازه‌ای به رویش گشوده می‌شود. هرچه زمان می‌گذرد، روح اسماعیل بی‌قرارتر می‌شود؛ دیگر نمی‌تواند در بانک بماند و درست در زمان ارتقاء و دریافت وام و لمس خوشی‌های ظاهری زندگی، استعفا می‌دهد. حالا زمانه، زمانه انقلاب است و اسماعیل با دوستان مسجدی‌اش، پای منبرها حضور می‌یابند و همه کوشش خود را برای برانداختن رژیم شاه به کار می‌برند. تا آنکه در زمان اجرای تعزیه حر در مسجد، یک مامور به مسجددار پیر سیلی می‌زند و اسماعیل هم مامور را می‌زند و می‌گریزد. پایان داستان، تعقیب و گریزی است که به امامزاده‌ای قدیمی می‌رسد و «گور او را به درون می‌کشید. صدای قطار می‌آمد، قطاری که از دوردست‌ها به او نزدیک می‌شد».
مرحوم امیرحسین فردی درباره این کتاب گفته بود: قصدم از نوشتن «اسماعیل» این بود که می‌دیدم کسی در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی کار نمی‌کند و انگار چیزی به این نام نداشتیم و داشت فراموش می‌شد. باید یک حرکتی آغاز می‌شد و از جایی شروع می‌کردیم. خب من این کار را کردم و نشان دادم که فقط اهل حرف زدن نیستم. این طور شد که «اسماعیل» شکل گرفت. درواقع «اسماعیل» زاییده‌ دغدغه‌های من درباره انقلاب بود که به این بخش توجه چندانی نمی‌شد. به هر حال انقلاب بخشی از خاطرات ملت ماست و باید از آن حمایت کنیم.
  شاهنشاه در کوچه دلگشا
«شاهنشاه در کوچه دلگشا»، داستان طنزی درباره روابط پنهانی شاه‏ پهلوی با اشخاص متعدد و کشورهای دیگر است. صحبت‌های شاه با شوستر، نیکسون، زنان دربار و شخصیت‌های‏ سیاسی سایر کشورها، اوضاع سیاسی و مبارزات مردم، مذاکرات با رجال سیاسی ایران ازجمله هویدا، تیمسار نصیری، شب‏‌نشینی‏ ها و قمار درباریان، سفر هفت ساعته شاه به زمان آینده ‏و مشاهده مبارزات مردم و ... از جمله مواردی است که به صورت‏ طنز در این داستان آمده است.
 «شاهنشاه در کوچه دلگشا» درباره وقایع تاریخ معاصر ایران مانند کودتای 28 مرداد 32 و عملیات آژاکس است. به شاه خبر می‌دهند که انگلستان قصد کودتا دارد و می‌خواهد سلسله جدیدی را حاکم کند. شاه به سبک شاه عباس با لباس مبدل به کرمان می‌رود، چون آنجا یکی از مراکز قدیمی نفوذ استعمار بریتانیا و مقر پلیس جنوب بوده است و به این ترتیب یک دیکتاتور با اقشار پایین جامعه همنشین می‌شود. فضای این رمان به فراخور موضوع، آمیخته‌ای از طنز و ترس است و از رهگذر این حالت گروتسک، به جهان داستان‌های کافکا نزدیک می‌شود. جایی از این رمان، کلاغ به ساواک کرمان خبر می‌دهد که شاه و دوست او «آماشالله ایرانمنش» علیه رژیم پهلوی صحبت می‌کردند و .... داستان در دو قلمرو اساطیر، قصه‌ها و باورهای رایج در فرهنگ مردم اتفاق می‌افتد.
در بخشی از این کتاب آمده است: گلنار از میان دیگ، کارد تیز بیرون آورد، تیغه کارد در پرتو ماه، خیره‌کننده و خوفناک درخشید ... شاهنشاه دوزانو نشستند و سینه چاک دادند. گفتند: «بکش ... ما را بکش. در قلب ما جز نام خودت هیچ نمی‌بینی. هیچ نمی‌بینی نفله، جز نام خودت.»
  تالار پذیرایی پایتخت
رمان «تالار پذیرایی پایتخت» از جمله آثار موفق در جلب نظر منتقدان ادبی و کارشناسان و داوران جشنواره‌های ادبی است که تا به حال جوایز متعددی را نصیب نویسنده آن کرده است. این رمان که پیش از انتشار در جشنواره داستان انقلاب مورد تقدیر قرار گرفته بود، پس از انتشار، اثر برگزیده جایزه کتاب فصل جمهوری اسلامی ایران شد و در سومین دوره جایزه سال جلال آل احمد هم مورد تقدیر قرار گرفت. در دهمین دوره جایزه ادبی شهیدحبیب غنی‌پور هم برگزیده شد و سرانجام در مراسم افتتاحیه نوزدهمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، اثر برگزیده در بخش نثر فارسی معرفی و از نویسنده آن تجلیل شد.
داستان این کتاب از 6 بهمن سال 41 هم‌زمان با طرح انقلاب سفید شروع می شود و در آن به روابط ارباب و رعیتی و انقلاب رعیت علیه ارباب اشاره می شود. مهاجرت روستایی‌ها به شهر و مشکلاتی که از این مهاجرت دامنگیر آن ها می‌شود و مسائلی همچون اعتیاد و تحقیر در شهرها، ازجمله موضوعات مورد اشاره در این رمان است.
در رمان «تالار پذیرایی پایتخت» سعی شده به طور غیرمستقیم موضوع انقلاب مورد توجه قرار گرفته و به زمینه های اجتماعی آن توجه شود. وقایع این رمان پیش از انقلاب و در سال 53 تمام می شود.
  شاه بی شین
روایت غالب در رمان «شاه بی‌شین» روایت دوم شخص است که فضای گسترده‌ای از رمان را از آن خود کرده و به بازگویی زندگی شاهنشاه ایران می‌پردازد؛ از روزی که پدر با چکمه‌های خود پا به خانه می‌گذارد و خبر شاه شدن خود را می‌دهد تا روزی که این شاه از سر آوارگی از کشوری به کشور دیگر پناهنده می‌شود ... این روایت که مانند همزادی برای شاه، او و اطرافیانش را دنبال می‌کند صرفا در دست شاه باقی نمی‌ماند و همسرش‏ فرح نیز بخش اندکی از بازگویی این تاریخ را عهده‌دار می‌شود؛ از روزهای فقر و فلاکت در پاریس تا مبدل شدن به زن اول دربار و شرکت در امور فرهنگی و ... در کنار این روایت اصلی، روایت دیگری وجود دارد که به توصیف خانواده‌ای تهیدست در یکی از روستاهای دامغان می‌پردازد؛ خانواده‌ای کوچک در یک محیط روستایی و به دور از هیاهوی پایتخت و فضای شهری. این روایت که در تضاد با روایت اول قرار دارد تلاش می‌کند فاصله میان دربار پادشاه و مردم جامعه، افزایش نارضایتی و اعتراض و در ادامه انقلاب مردم ایران را به نمایش بگذارد.

 

این رمان در 20 فصل نوشته شده‏ و محوریت ماجراهای آن مربوط به زندگی شاه مخلوع (محمدرضا شاه پهلوی) است که از زمان تولد تا مرگ او را روایت می‌کند. داستان از زمان عمل جراحی شاه در مصر شروع می‌شود و سپس با نگاهی به گذشته، از کودکی تا لحظه مرگ محمدرضا از زبان او روایت می‏‌شود. محمدکاظم مزینانی برای تنوع بخشیدن به اثر خود، این زندگی به ظاهر پر طمطراق، اما کسالت‌آور را از زاویه دیدهای مختلف روایت کرده تا فصل‌های مختلف رمان برای خواننده جذابیت لازم را داشته باشد. روایت رمان به شکل خطی نیست و بارها در طول روایت، شکست زمان در حوادث داستان اتفاق می‌افتد. به غیر از زندگی شاه و اطرافیانش، نویسنده شخصیت‌های داستانی دیگری را هم وارد دنیای قصه کرده تا ابعاد خیال‌انگیز ماجرا به حاشیه رانده نشود. او با این شیوه نگارشی به استقلال شخصیت‌های داستان خود تاکید دارد و نمی‌خواهد راوی فقط ماجراهایی تاریخی را روایت کند.
  خنده‌زار
«خنده‌زار» با موضوع انقلاب اسلامی نوشته شده و تلاشی است برای به تصویر کشیدن جریان فعالیت‌های انقلابی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در فضاهای روستا‌یی و عشایری. البته محمد محمودی نورآبادی داستان خود را به دور از نگاه‌های معمول در داستان‌های انقلاب و خارج از فضای شهری رایج در این نوع قصه‌ها نوشته است. درواقع نویسنده کوشیده تبعات وقوع انقلاب اسلامی را در یک محیط روستایی و در یک ایل به منزله نمونه‌ یکی از روستاهای انقلاب اسلامی نشان دهد. وقایع و رویدادهای رمان «خنده‌زار» در روستایی به نام «زارستان» واقع در استان فارس اتفاق می‌افتد و مخاطبان رمان شاهد مبارزات مردم روستا با ژاندارم‌های رژیم شاه خواهند بود. «زارستان» در «خنده‌زار» درواقع نماد ایران است و شخصیت‌های درگیر انقلاب نیز در همین روستا به سر می‌برند. ظلم رئیس پاسگاه، کدخدا و ... نمادی از ظلم شاه و حکومت به مردم روستاست. راوی این داستان، پسری 8 ساله به نام «عیسی» است. در این رمان همچنین شخصیتی به نام «رستم» به عنوان نماد ملیت و «رضا» به عنوان نماینده مذهب حضور دارند. اتفاقی که شاید در این گونه داستانی کم‌نظیر باشد، نقش فرهنگیان و معلمان در بیداری مردم روستاست که در میان روستاییان به روشنگری و اطلاع‌رسانی می‌پردازند که نمود بارزی در «خنده‌زار» دارد.
محمد محمودی‌نورآبادی، نویسنده کتاب خواندنی «خنده‌زار»، متولد 1349 روستای مهرنجان شهرستان ممسنی در استان فارس است. وی در پاییز سال 65 از مدرسه به جبهه رفت تا در دسته یک از گروهان دوم گردان حضرت فاطمه (س) به عنوان نارنجک‌انداز دسته، ایفای وظیفه کند. بعد از آن هم در عملیات کربلای 4 و 5 شرکت کرد. محمودی نورآبادی از سال 1370 به طور جدی وارد عرصه نوشتن شد. از او تاکنون بیش از 20 اثر به چاپ رسیده است.

 

 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/YGAHA26

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir

5 کتاب «رمان انقلاب» برای تعطیلات 95 | حوزه هنری استان کرمان