حوزه هنری استان کرمان
← همه اخبار
یادآوری خاطرات 8 سال دفاع مقدس به ما می فهماند که می توان در مقابل تمام دنیا ایستاد

با راویان اول آذر؛

یادآوری خاطرات 8 سال دفاع مقدس به ما می فهماند که می توان در مقابل تمام دنیا ایستاد

۳ آذر ۱۳۹۷کد خبر: 143513۴

چهارمین برنامه شب خاطره دفاع مقدس حوزه هنری کرمان، عصر پنج شنبه اول آذر 1397 در سالن اجتماعات آماد و پشتیبانی نداجا در سیرجان با حضور و خاطره گویی محمدرضا رحمتی و سعید کیوان شکوهی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس برگزار شد.

چهارمین برنامه شب خاطره دفاع مقدس حوزه هنری کرمان، عصر پنج شنبه اول آذر 1397 با حضور خانواده‌های معظم شهدا، امام جمعه سیرجان، معاونت نیروی انسانی نداجا، فرمانده آماد و پشتیبانی نداجا سیرجان، فرمانده مرکز آموزش نداجا سیرجان، مسئول دفتر فرهنگ ومطالعات پایداری امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری، مسئول کارگروه شب خاطره اداره کل اموراستان‌های حوزه هنری، رئیس حوزه هنری استان کرمان و جمعی دیگر از مسئولان در سالن اجتماعات مرکز آماد و پشتیبانی نداجا در سیرجان برگزار شد. در این برنامه محمدرضا رحمتی و سعید کیوان شکوهی به بیان خاطرات خود از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پرداختند.

امیر دریادار دوم افشین اسکندرزاده فرماندهی آماد و پشتیبانی نداجا سیرجان ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در مراسم با اشاره به ارزشمند و با اهمیت بودن خاطرات انسانها گفت: یادآوری خاطرات هشت سال دفاع مقدس برای همه ما ایرانی ها غرورآفرین است و به خود افتخار می کنیم هنگامی که این خاطرات می شنویم.

وی با اشاره به اینکه می توان با حداقل امکانات در مقابل هر دشمنی مقاومت و ایستادگی کرد افزود: یادآوری این خاطرات به ما می فهماند که می توان در مقابل تمام دنیا ایستاد.

امیردریاداردوم تکاور جانباز پیشکسوت محمدرضا رحمتی،  اولین خاطره‌گوی چهارمین برنامه شب خاطره دفاع مقدس بود. وی گفت:  در دبیرستان دارالفنون تهران فارغ التحصیل شده ام آن زمان کلیه رشته های ارتش را با رشته ریاضی به خدمت می گرفتند و با توجه به علاقه خاصی که به نظم و ترتیب داشتم به نیروی دریایی پیوستم، برای گذراندن دوره های آموزشی به خارج اعزام شدیم بعد از اتمام دوره ها به ایران برگشتیم، نیروی دریایی هنگامی که قصد حمله به منطقه و مکانی را داشته باشد نیروی خاصی را می خواهد این نیروها باید ورزیدگی ویژه ای داشته باشند نترس، شجاع و ورزیده بودن منجمله این ویژگی ها است و چونکه این نیروها پیشرو هستند این شجاعت و تبحر لازمه کار آنها است. اولین نفراتی که در ایران این دروه ها را گذراندند ما بودیم، سال 57 که انقلاب شد به عنوان فرمانده گردان یکم بوشهر انتخاب شدم، بخاطر مشکلاتی که در خوزستان پیش آمد و تخریب و خرابی هایی که شد از آن هنگام وارد عمل شدیم که بصورت نیروهای چریکی مسائلی را کشف و اعلام می کردیم. در شهریور 59 که شنیدم گردان تکاور بوشهر ناخدا صمدی بسمت خرمشهر و آبادان رفته و همچنین امیر ضرغامی از طریق منجیل وارد عمل شدند در تهران داوطلبانه برای اعزام به جبهه اعلام آمادگی کردم در آن هنگام نیز همافران نیروی دریایی که حدود 40 نفر بودند هم تقاضای رفتن به جبهه را داشتند، 6 مهر بود که با هواپیما بسمت اهواز حرکت کردیم بدلیل تیراندازی هوایی نتوانستیم در فرودگاه بنشینیم اما نهایتاً پرواز فرود آمد در آنجا لشکر 92 زرهی و نزدیک آنها نیز نیروهای بعثی بودند، ما بسمت ماهشهر و خرمشهر حرکت کردیم در آنجا دو مشکل داشتیم اول اینکه بایستی حواسمان به دشمن باشد که در کدام منطقه و نقطه وارد عمل می شود و مشکل دوم هم آموزش ندیدن پرسنلی بود که به آنجا اعزام شده بودند چونکه کوچکترین حرکت و تیراندازی باعث برملاشدن عملیات می شد. بعثی ها غروب ها فعالیت می کردند و روزها را برای تجدید قوا می رفتند و ما برخلاف آنها روزها حرکت می کردیم و به آنها صدمه می زدیم. با عملیات هایی که روزها انجام می دادیم تصور بعثی ها اینگونه بود که نیروهای ما بیشتر از 10 الی 15 نفر حاضر در منطقه است. در آنجا شنیده بودیم که صدام دستور داده که اسیر کردن یک نیروی تکاور با گرفتن دو درجه نظامی همراه است و کشتن آن نیرو با دریافت یک درجه نظامی خواهد بود. 20 مهر بود که ارازل بعثی ها به خانه ها حمله می کردند و صحنه های دلخراشی را بوجود می آوردند. یک روز غروب از طریق راه پله به پشت بام خانه ای رفتیم که 4 عراقی را از دور مشاهده کردیم که بسمت خانه می آمدند روی پشت بام خوابیدیم که ما را مشاهده نکنند وقتی بعثی ها وارد خانه شدند صدای جیغ یک زن بلند شد که با دیدن چنین صحنه ای یکی از تکاورها را به پایین فرستادیم و از بالا هم آن را حمایت و پشتیبانی می کردیم این تکاور که به زبان عربی مسلط بود از پشت در صدا زد بیا بیرون وقتی یکی از بعثی ها بیرون آمد آن را عقب کشید تا همه آنها بیرون بیایند و ما هم همه آنها را از پای در آوردیم، متاسفانه آسیب زیادی به آن خانواده وارد شده بود. 22 و 23 مهر جنگهای انفرادی و فردی زیادی انجام می شد که تلفات زیادی هم در آن مقطع داشتیم من به همراه 10 نفر در منطقه ای 45 متری نزدیک رود کارون بودیم که آتش دوباره شروع شد و عراقی ها خمپاره ای زدند و دیواری که به آن تکیه داده بودم بخاطر اصابت آر پی جی فرو ریخت در آن هنگام که قصد بلند شدن داشتم نتوانستم بلند شوم و مشاهده کردم پا ندارم چراکه ترکش به پایم خورده بود. 


 

در ادامه محمد قاسمی پور که مجری تخصصی برنامه بود گفت: تاکنون شش برنامه شب خاطره مشترک حوزه هنری با نیروی دریایی داشته ایم که در این برنامه ها با 5 نفر از راویان آن گفتگو داشته ام. وی از راوی دوم خواست که از قهرمانی های ناوچه پیکان بگوید.

راوی دوم شب خاطره دفاع مقدس حوزه هنری کرمان، ناخدا دوم جانباز پیشکسوت کیوان سعید شکوهی بود. او گفت: افتخار می کنم که عضو ارتش جمهوری اسلامی هستم و اعتقادم این است ملتی منسجم هستیم و با این اتحاد و انسجام در مقابل همه دشمنان می ایسیم.

وی در ادامه افزود: در تهران بزرگ شده ام. سال 49 به نیروی دریایی پیوستم. از خانواده نظامی بوده ام که سلحشوری در خانواده ما وجود داشت و با اسلحه و سلاح آشنا بودم. سال 59 در تهران داوطلب اعزام به جبهه شدم و به بندرعباس فرستاده شدم.  در نبردی نابرابر پایگاه دریایی بعث عراق در بخش شمال خلیج فارس در انتهای آن خور عبدالله و منتهی به ام القصر بود که تجهیزات آنها 12 فروند موشک انداز و 400 تیر موشک بود و در مقابل ما، 9 فروند ناوچه موشک انداز و 11 تیر موشک داشتیم. در 5 آذر دریا طوفانی شد ولی 6 آذر دریا آماده بود صبح با یک فروند هلی کوپتر به همراه خلبان حسن امامی و کمک خلبان نیلی با 2 جعبه فشنگ به دژ نزدیک شدیم برای گرفتن عکس العمل و مشاهده چگونگی تحرکات دشمن وارد شدیم به دژ تیراندازی کردیم و مورد نگران کننده ای مشاهده نکردیم ظهر نزدیک دژ بودیم یکی از رازهایی که در مروارید وجود دارد فرود در این منطقه بود، 2 تکاور بسمت شمال دژ و 2 تکاور بسمت جنوب دژ حرکت کردند من نیز ماندم که تیم را هدایت کنم فرمانده دژ یک سروان عربی بود که بدن ورزیده ای داشت این فرمانده توسط سلحشور کرد رحمان الفتی اسیر شد. عملیات مروارید را می توان یک عملیات مشترک دانست که نیروی هوایی نقش بی بدیل در آن داشت.  در 5 آذر از طریق ناوچه پیکان پیش بینی کردیم که چگونه به دژ حمله کنیم تعداد 6 نفر به همراه یک نفر دلاور داوطلب شدند که بعنوان پیشرو جلوتر از همه حمله کنند تیم عملیات ویژه ای تشکیل شد شامل 4 تکاور و 3 افسر نیروی دریایی که فرماندهی آن برعهده من بود و در طراحی این عملیات مداخله مستقیم داشتم با نیروی هوایی هماهنگی بعمل آمد تیراندازی شدیدی شد که مهمات کمی داشتیم قرار بود واحدی بنام یدک کش به ما آذوقه برساند اما نیامد و با قوت و پشتیبانی الهی دژ را از دشمن گرفتیم که در آن عملیات کشته و اسیر گرفتیم از طریق سیستم مخابراتی که راه انداخته بودیم اعلام کردیم دژ در تصرف ما است که ناوچه پیکان از این لحظه وارد صحنه شد شب هنگام 6 آذر 59 ناوچه پیکان پهلو گرفت شب بسیار زیبایی بود، در آن لحظه هماهنگی ها صورت گرفت مهمات را تجدید کردیم و آب و غذا را تحویل گرفته و اسرا را تحویل دادیم 9 اسیر به ناوچه پیکان منتقل شد. ناوچه پیکان با رزمندگان دلاورش و رشادتهایی که انجام دادند جاودانه شدند شهید همتی که اسطوره ای بود به همراه توپ چی اش شهید حفیظی که مهارت خاصی در آن داشت و آنزمان هم که در دانشکده بود دقیق و درسخوان بود در ناوچه همه کارها را با هم انجام می داد ظهر روز جمعه 7 آذر یک دیدبان ناوچه فریاد زد موشک موشک، من موشک ها را مشاهده می کردم که به بسوی ما می آمدند وقتی موشک ها شلیک ها شد شهید همتی دستور گردش به چپ داد و همین باعث شد که فقط یکی از موشکها اصابت کند و این تجربه ای برای همه ما شد. در لحظات آخر صدای پای شهید حفیظی توپ چی را می شنیدم که در اتاق عملیات بود که میگفت در چه وضعیتی هستیم در این لحظه موشک به انتهای ناوچه اصابت کرد قبل از اصابت موشک من خودم را به زیر آب انداختم از ناوچه پیکان هیچکدام زنده نماندند وقتی که از آب بیرون آمدم و ساعت غواصی ام را نگاه کردم ساعت 15/1 بود.


 

در پایان این مراسم، ضمن رونمایی از کتاب «راز مروارید» با حضور مسئولان حاضر در مراسم از خانواده های معظم شهدا تجلیل بعمل آمد.

در حاشیه این مراسم نمایش خیابانی «شکور» از تولیدات واحد هنرهای نمایشی حوزه هنری استان و کاری از گروه کرمون اجرا و همچنین نمایشگاه پوسترهای دفاع مقدس و کاریکاتور دونالد سلمان برگزار شد.

گفتنی است؛ این برنامه به همت واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان کرمان و با همکاری مرکز آماد و پشتیبانی نداجا سیرجان، برگزار شد.



اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://kerman.hozehonari.ir/s/GFJBE7Y

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: kerman.hozehonari.ir